» مطالب مفید » سلامت جامعه (سالم اندیشان)

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن در مغزِ جمعی میسر است

 

 

 

 

 

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن  در مغزِ جمعی میسر است

بخش 1 از 3

          متفکرین زیادی در مورد ساختن جامعه ی سالم اندیشیده اند و کتابهای ارزنده ای هم در این زمینه نوشته شده است . اما چرا اثراتی از یک جامعه ی کوچکی هم مانند یک شهرک در دنیا وجود ندارد که نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد ؟ اریک فروم در این مورد زحمات زیادی کشیده است و کتابهای ارزنده ای هم به متفکرین جهانی عرضه کرده است که بسیار هم ارزشمندند و دائما" هم طرفداری زیادی از نوشته هایش شده است . بیائید جور دیگر عمل کنیم تا بتوانیم ذهن جامعه ی سالم را ، نه تنها در مغزِ خودمان حک کنیم ، بلکه بصورت گروهی و جمعی ، در مرحله ی اول بصورت ذهنی دقیق و کاربردی و قابل پیاده کردن چنین جامعه ای را در مغزهای جمعی خودمان چنان حک کنیم که در صد قابل قبولی از میانگین امتیازات حک شده در مغزهای گروهی و جمعیمان عینیت یابد . اگر چنین شود حتما" و حتما" چنین گروه و جمعی ، قادر خواهند شد که حداقل برای جمعیت مورد نظر خود ، با کمک گیری دقیق و کامل از همفکریها و هم افزائیهای این افراد چنان جامعه ای را ایجاد کنند و نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد .

ویژگیهای چنین جامعه ای چیست ؟ : اریک فروم در کتاب جامعه ی سالم – ترجمه ی اکبر تبریزی در بخش سرمایه داری قرن نوزدهم میگوید :اقتدار بمعنای داشتن ثروت و صلاحیت بدنی نیست . اقتدار به نوعی از روابط بینِ مردم است که در آن یکی به منزله ی بالادست دیگری است ولی بین آن نوع روابط بالادستی و زیر دستی که می توان اقتدارِ " منطقی " دانست با رابطه ی  " باز دارنده " یا غیر منطقی فرق است .

          و ادامه میدهد که : مثالی این موضوع را روشن میکند . رابطه ی بین معلم و شاگرد و خواجه و بنده هر دو بر مبنای بالا دستی یکی بر دیگری است . هدف و علاقه ی معلم و شاگرد یکی است . رضای معلم در گسترش دادن معلومات شاگردش است و عدم موفقیت در این راه ، شکستِ هر دو خواهد بود . ولی خواجه و مالکِ برده ، میخواهد تا سر حدِ امکان از بنده اش بهره کشی کند . هر چه بیشتر بهتر . ضمنا" برده کوشش دارد که هر چه کمتر وسیله ی سودِ اربابش باشد . مسلما" روابط این دو خصومت آمیز است ، زیرا سودِ یکی در زیانِ دیگری است . مفهوم بالادستی در این دو مورد متفاوت است . در مورد اول هدف کمک به زیر دست است ، در مورد دوم فقط استثمار موردِ نظر است .  ( صفحه 126 کتاب )

          اگر متفکرین که میخواهند یک نمونه ی عملی جامعه ی سالم را در وحله ی اول در مغزِ جمعی خودشان حک کنند و فقط به فقط در این محدوده ی ویژگیها به توافق دقیق برسند و به اجرا در آورند . و هر یک از این متفکرین پایه گذار عملی ی این فکرِ ارزشمند باشند . بایستی به یک سری ریزه کاریهای پنهان توجه خاص بکنند که بدین شرح میباشند .

1-  جامعه ی نمونه ای را که به عنوان یک کمپین سالم اندیشان در ذهنشان نقش می بندد ، جامعه ای است که همگی آنها توانمندند که اقتصادِ زندگی خودشان را مدیریت کنند و هرگز نبایستی دامنه ی فقر و یا زیرِ خط فقر در آن تصور شود که ذهنها در چنین باتلاقی گرفتار شود و تمام فرصت طلبانِ سود جو نیز از طریق همین واژه ها ، به سودهای کلان برسند . اگر چنانچه در عمل عده ی معدودی هم در این محدوده قرار داشته باشند ، رفتارِ همگی به آن با بی تفاوتی صورت میگیرد که خودِ این قشر ، با تلاش مضاعف راهکارهای منطقی را پیدا کنند و از این باتلاق خارج شوند .

2-  ثروتمندی بصورت عیب دیده نشود مگر این که موردِ دقیق فساد ، با هوشمندی و تیز بینی شناسائی شود که در آنصورت در دَم تمام افراد آن کمپ و مسئولین با یک نسبت حساسیت با آن مقابله میکنند و در حد اقل مدت زمان جلوی فساد گرفته میشود . پس با این حساب ثروت عیب نیست و فقر و فلاکت و بدبختی عیبِ بزرگی است که در وحله ی اول خود فقیر شدیدا" زیر سئوال میرود و ترحم بی معنا به او بزرگترین زمینه ی تشویق فقیران ، به ادامه و رشد فقر و نگاهِ فقیرانه است . اینها مقصرند و بایستی بدون ترحم به آنها با شیوه ی از نوع نگاه بالادست به پائین دست معلمی ، آنها را بطرف توانمند سازی سوق داد ، ضمن این که مقصر بودن آنها کتمان نمیشود و مسلما" آنها به نسبت نشان دادن ضعفشان مقصرند که هرگز نباید کم و بی ارزش تلقی شود و در سرزنش آنها نیز نباید افراط شود . ولی دائما" بایستی تقصیرشان تکرار و گوشزد شود که بتوانند با تلاش زیاد ، خود را از مهلکه  نجات دهند .

3-  نگاه بالادستی به پائین دستی از نوعِ خواجه و بنده ، و حتی از نوعِ رقیق آن فساد و شروع فساد هست که بایستی تمام ساکنان کمپ و مسئولین سالم اندیش و متفکر ، با آن شدیدا" برخورد کنند تا امکان رشد یافتن آن فوری از بین برود .

4-  در چنین کمپی که بدون توجه به نسبت دارائی هر فرد فقط و فقط با عملهای فسادی مقابله میشود و دارائی منطقی و معقول و به دور از فسادِ هیچ کس زیرِ ذره بین فسادنگرانه قرار نمیگیرد و منطق عقلانی و هوشمندانه ی رشد سرنشینان آن کمپ با تیز بینی پیگیری میشود .

مسلما" موارد بیشتر از این چهار مورد است که در صورت شناخته شدن با توجه به اهمیتش به این چهار مورد اضافه خواهد شد .

***

       ذهن   را  آماده   کن تا کمپمان برپا شود                    سالم اندیشی ، قوی در کمپان اجرا   شود

       کمپ نو اندیشه سازان ، با روالِ  کارساز                   با هم  اندیشی  بیابی  فکرِ   کارآئیِّ   باز

      با  تلاشِ   چشمگیر   و همت  والای  ما                    در گروگان  میرود این همتِ ما هر کجا

       پُر تلاشان با هدف رویای خود را   یافتند                   صحنه های  زندگی   را  در تمدن بافتند

       با هم افزائیّ و همسوئی ، به اهدافِ  قوی                  گر کنی همت  بدان،هر دم قوی ترمیشوی

              صحنه سازید و به کمپِ سالم اندیشی برید                  مشتری دارد  متاع   خوب  را  باید   خرید       

       تو  متاعِ    فکرِ سالم  را   بعینیت   رسان                 می خَرَد انسان سالم ، راغبش  باشد   بدان

              سستی از شفاف سازیهای انسان بوده است                 هرکه سستی را کند  نابود  گنج  آرد  بدست        

              اصلِ اجرا را  نکن دانا ، رها  بر دیگران                 در عمل میدان بیا این اصل  را جدی   بدان        

          کارِ  نیکو  را  عمل سازی    نهائی میشود                 در  بهانه یا که سستی میشود این   کار بد   

         گوی و میدان  را  تفکرهای پویا   پُر  کند                هر عمل   باید که این گنجینه را پُر دُر کند

 مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

تلفن :09126793617

چهارشنبه1399/4/25

 

 

 

 

 

بخش هنری

 

 

 

 

 

جملان عاشقانه ی انگلیسی و ترجمه

 

جملات عاشقانه انگلیسی و ترجمه – دکتر زبان

1. Every day I look at you and feel love and inspiration.

هرروز تو را می نگرم و احساس عشق و الهام بخشی میکنم.

2. If I were spelling out my favorite thing in the world, it’d be spelled “Y-O-U”

اگر می خواستم چیز مورد علاقه ام را در دنیا رو هجی کنم به این صورت هجی میشد: تو

 

 

3. I don’t even want to think about what life would be like without you.

حتی نمی خواهم  به این موضوع فکر کنم که زندگی بی تو چگونه خواهد بود.

 

 

4. Everything you do in my life adds to my happiness, subtracts from my sadness, and multiplies my joy!

هر چه کنی شادی ام افزون، غمهایم کاسته و شادی ام را دو چندان می کند!

 

 

5. I can’t wait to spend the rest of our lives together.

بی صبرانه منتظرم تا بقیه عمرمان را با هم زندگی کنیم.

 

 

6. Sometimes I can’t stop looking at you… you look too damn good.

گاهی نمیتوانم از نگاه کردن به تو دست بردارم. تو بیش از حد زیبایی.

 

 

7. You are the person I want to spend my life with my soul mate.

تو تنها کسی هستی که میخواهم عمرم را با او سر کنم ای همزاد روح من.

 

 

8. You are the sunshine in my day and the moonlight of my nights.

تو درخشش خورشید روزهای منی و نور مهتابِ شبهای من.

 

 

9. I just wouldn’t feel complete without you.

بدون تو حس میکنم که کامل نیستم.

10. I can’t believe how hard I’ve fallen for you.

باور نمی کنم تا این اندازه تو را این قدر دوست دارم.

بر گرفته از متن های " دکتر زبان " 30/3/99

 

 

هنری