» مطالب مفید » سلامت جامعه (سالم اندیشان)

رهبریت کشور با ملت است- کتاب شانزدهم

مخترعین و مکتشفین ، زود بیاین کارتون دارم – کتاب پنجم

قطعا" انسانها روزی سوپر تمدنی خواهند شد – کتاب چهارم

خصلت های انسانهای سوپر تمدن را بشناسیم و خودمان هم چنان شویم – کتاب چهارم

نادانیم ، دانا نمیشویم مگر این که ویروس باورها را ، در وجودمان بکُشیم – کتاب چهارم

از تجربیات دیگران بدون در نظر گرفتن همه ی موارد ، هوشمندانه و کاربردی استفاده کنیم و خودمان را ارتقاع دهیم – کتاب چهارم

 

 

 

 

از تجربیات دیگران بدون در نظر گرفتن همه ی موارد ، هوشمندانه و کاربردی استفاده کنیم و خودمان را ارتقاع دهیم – کتاب چهارم

          جهان چگونه پیشرفت کرده است ؟ چه کسانی در پیشرفت جهان تاثیر چشمگیری داشتند ؟ آیا ما هم می توانیم تاثیر گذاری ی چشمگیری در جهان و برای جهانیان داشته باشیم ؟ در مورد سه سئوال اول خودتان بیاندیشید و راهکارها را پیدا کنید . و اما جواب همین سئوال آخری بله می باشد . اما چگونه ؟ موفقهای جهان همیشه از دیگر موفقها ، درس نگرفته اند . از هر کس و هر چیزی که برایشان انگیزه آفرید ، درس گرفتند و خوب هم درس گرفتند و شدند موفقهای جهان . حتی از شکست خورده ها درس گرفتند و موفقیت آفریدند . شما هم می توانید چنین کنید و چنان شوید . چکه های آب که سنگ را سوراخ کرد درسی برای موفقها بود که آبِ لطیف و نرم توانست با پشتکار زیاد سنگ سخت را سوراخ کند .  پس هرکس با هدفمندی ، توانائی ی آن را دارد که سخت ترین مانع ها را هم با پشتکار و اراده شکست دهد و پیروز شود . تلاش مداوم یک مورچه ، به موفقها درس بزرگی آموخت که یک دانه را که بارها او را به شکست کشانده بود و نتوانسته بود بار خودش را تا ارتفاعِ مورد نظرش ببرد و  به همراه بارش به پائین پرت شده بود . این عمل کرد هم درسی آموزنده به موفقهای تیز هوش و نکته سنج می داد که بیست بار هم می توان کاری را انجام داد و ناموفق بود ولی بیست و یکمین بار هم هست و موفقیت در کمین نشسته است . من و تو را آزمایش می کند که بفهمد جزو عاجزها و ناتوانان هستیم و یا جزو موفقها . در پیشانی ی موفقها نوشته نشده است که شما موفقید . خِنگ و گنگ نمایان و عقب مانده شناسائی شدگان هم هستند که جزو تیزهوشان و موفقهای جهان ، نامشان با افتخار ثبت کرده اند . بلاهائی که جهان و جهانیان را به سوی افسردگی کشانده است و مردمِ کوچه و بازار را که خودشان را ناتوان تعریف کرده اند و همچنان ناتوان مانده اند و نا نوان هم خواهند ماند به  چه کنم های هزار باره کشانده است و راه کاری برای مقابله با آن موضلات پیدا نمی کنند . ولی تیز هوشانِ دگر اندیش در همان شرایطی که آن ناتوانان در گِل مانده اند ، توانائی ی آن را پیدا می کنند که از نردبان کشف و موفقیت بالا بروند و قله ها را فتح کنند . این توانمندان ، راهکارهائی را پیدا کرده اند و جهان را با حیرت و تحیر مواجه کرده اند . و جهانیان شاهد بودند و خواهند بود که موفقها همچنان از پله های ترقی به تندی و تیزی بالا می روند و من و شما فقط تماشاچی باقی مانده ایم و می مانیم و نظاره گر توقفِ کرده ی پیوسته ی خودمان هستیم و خوشحالیم که زندگی می کنیم . شاید زندگی کردنی هم در کار نباشد . ما گمان می کنیم که زندگی می کنیم ولی چنین نیست . ای بسا ما زندگی نمی کنیم و فقط زنده هستیم و نفس کشیدنِ بی هدف خودمان را تکرار می کنیم و تکرار می کنیم و نامش را میگذاریم زندگی کردن . اسمش را بگذاریذد زنده بودن بهتر است . و این مقدمه بود که ما موفقهای ایران را بشناسیم و تعجب کنیم که یک نویسنده چه کسانی را بنام موفقها به ما معرفی می کند که ما آنها را در زمره ی انسانها هم بحساب نمی آوریم . کولبرها جزو موفقت ترینها هستند که توصیه می کنم ، تمام دولتمردان از آنها درس بگیرند و با هوشمندی از درسی که از آنها می گیرند بکار برند که شاخصهای ارزنده ی این موفقهای ارزشمند را که ندارند پیدا کنند و واقع بینانه و از روی عقلانیتی که تا کنون از آن استفاده نکرده اند ، اندیشه کنند و زمانهای پیش رویشان را مانند گذشته ی اسفبارشان بیهوده به باد ندهند .

          آری کولبرها از اکثریت ما انسانهای خودخواه و خود بین خیلی ارزشمندترند که مواردشان چنین است :

          شاخصهای ارزشی کولبرهای موفق ، که این شاخصها در اکثریت مسئولین ناموفق یافت نمی شود :

1-  کولبرها پشتکارشان زیاد است . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند .

2-  کولبرها باطنشان از ظاهرشان بسیار و بسیار درخشنده تر هست . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت چنین نیستند و علیرغم ظاهر چشمگیر و گول زنک ، باطن بسیار پلیدی هم دارند .

3-  کولبرها راندمان مثبت صد و پنجاه درصدی نسبت به توانمندیشان دارند . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . و راندمان منفی ی زیر صفر دارند .

4-  کولبرها هرگز اختلاس نکرده اند و هرگز هم اختلاس نخواهند کرد و با اختلاس گرها آشنائی هم ندارند . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . و اختلاس گرها از میان آنها هستند و حتی سالم ترین مسئولین با اختلاس گرها آشنا هستند و بسیار هم بی نقش در اقدام موثر و مثبت عملی برای ریشه کن کردنش که خودش نوعی حمایت از اختلاس گران است .

5-  کولبرها هیچکدامشان حتی یک ویلا در شمال ندارند و فقط در ویلای کارتونی ی خودشان زندگی می کنند و آرامش نسبی هم دارند . مسئولینِ به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . و حتی ویلاهای زیادی هم نه تنها در شمال و بلکه در کشورهای دیگر دارند و هرگز هم بدنبال خریدن ویلای کارتونی برنیامده اند و بجای آن ، ویلاهای لاکچری خریده اند و خریده اند و خریده اند و خریده اند و خواهند خرید .

6-  کولبرها راستگو هستند و واقعیتهای زندگیشان را به راستی و درستی رو می کنند و تمام ملت هم از واقعیت وجودی ی آنها مطلع هستند و آنها را خطر بزرگی برای کشور نمیدانند و خیانتکار کشور هم نیستند . و کشور فروش هم نیستند . هرگز وعده ی دروغ به کسی نمی دهند و نشده است که یک کولبر به کسی وعده دهد و بگوید انشاءالله من هفته ی آینده این کار را می کنم ولی نکند و سالهای سال هم بگذرد و آن کار انجام نشده باشد و در جواب بگوید که من گفتم انشاء الله . یعنی این که اگر خدا بخواهد . خوب خدا نخواست و تقصیر خدا می باشد و تو برو یقه ی خدای بزرگ را بگیر . من هم در کنار توام و به خدا معترض می شوم که چرا چنین می کند و ما را سکه ی یک پول می کند ؟  مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . از همه ی موارد گفته شده ، به حد لازم بهره مندند و به آن افتخار هم می کنند ولو ملت از آنها نفرت هم داشته باشد. وعده های بسیار زیادی را با انشاءالله های قوی و محکم گفته اند و بیست یا سی سال هم طول کشیده است و انجام نشده است و شما دسترسی هم به آنها ندارید که سئوال بکنید . مگر این که در خارج پارتی داشته باشید که از طریق آنها غیر مستقیم سئوال کنید که جوابشان هم بدرتان نخواهد خورد و مشکلی از مشکلاتتان نخواهد گشود .

7-  کولبرها خیر خواه هستند و بیشتر از توانشان به کوچکترین محبتی عشق و عاطفه نشان میدهند و صداقتشان اصالت دارد و به عینیت دیده می شود . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . با تمامی ی محبتها و خیرخواهیها ، تماما" بیگانه اند و دشمن انسانهای پاک و فهیم و اندیشمند و دانشمندانی هستند که کوچکترین نگاه چپ نسبت به آنها داشته باشند ،  فورا" در صدد نابود کردن چنین ارزشمندان بر می آیند و تا بتوانند به آنها ضربه می زنند .

8-  کولبرها غذائی برای خوردن ندارند و اگر هم داشته باشند فرصتی برای خوردنش ندارند چرا که بایستی صد و پنجاه درصد راندمان را با جان کندن بدهند . و دائما" روزه دارند ولو این که اهل نماز و روزه هم نباشند . اینها هرگز نماز شب نخوانده اند و نمیخوانند و نخواهند خواند . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . و تا می توانند میخورند و میخورند و میخورند و نه تنها غذاهای اضافه بجای کولبرها میخورند ، بلکه مال مردم را هم می خورند . ولی نماز می خوانند و روزه می گیرند و شاید بعضی وقتها نماز شب هم بخوانند . اما اگر برای خدمت به کشور کوچکترین وقتی هم ندارند ولی برای خوردن از هر نوعش به حد وفور وقت دارند .

9-  کولبرها با خندیدن بیگانه اند ولی فرصت گریه کردن را هم ندارند زیرا بسیار گرفتار کارند تا راندمان صد و پنجاه درصدی را میسر کنند . مسئولین به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . دائم قهقهه میزنند و می خندند حتی به ریش ملت که اکثریتشان ریشی هم ندارند . ولی برای آنها فرقی نمی کند . آنها قهقهه هایشان را می زنند و دنیا هم قهقهه های آنها را میشنود و متنفر است از آنها و خنده های کریحشان .

10-   کولبرها انسانیت را می فهمند ولی بیسوادند هرچند که تحصیلکرده و لیسانس و فوق لیسانس و دکتر و مهندس هم در بین آنها هست . هیچکدامشان هم مدرک قلابی ندارند و یک نفرشان هم  وزیر و وکیل و رئیس جمهور نشده اند. مسئولینِ به ظاهر موفق و شرمنده کننده ی ملت این چنین نیستند . انسانیت نمیفهمند و خیلی از آنها هم بیسوادند ولی تا دلتان بخواهد پُز سواد و فهمیدن زیاد را به رخِ همه می کشند که ندارند . عده ای از آنها بیسوادانی هستند که با پول و رشوه و زور و چاقوکشی ، مدارک دانشگاهی را هم تدارک دیده اند و پُستهای کمتر از وزارت هم برایشان چنگی به دل نمیزند و فقط از روی ناچاری میپذیرند .

چند پیشنهاد کاربردی برای مسئولین دارم :

1-  مسئولین جهت فراگیری ی توانمندیهای این موفقها ، هر کدامشان حداقل اقل ، سه ماه پیش این عزیزان کارآموزی ی جدی و واقعی ببینند و مدرک معتبر آنها را که زور و ضربی هم در پی نباشد بگیرند و جزو افتخاراتشان بدانند .

2-  برای دوره ی بعدی ریاست جمهوری ، رئیس جمهور و تمام کابینه از این توانمندان گزینش شوند و مسئولین کشور سمتهای معاونت و مشاوره ی آنها را بعهده بگیرند تا کشور آباد شود .

3-    بقیه ی پیشنهادات را پس از مطمئن شدن از انجام این موارد خواهم داد .

کتاب اول - من گاندی دیجیتال زمانم – یحیی ملک آذری

کتاب دوم – دغدغه های اجتماعی

این کتابها در سال 1395 منتشر شده

موجود در :

کتابراه

مرکز تبادل کتاب

مرکز تخصصی روانشناسی شریف

نویسنده : 09126793617

تولید اول آذرماه 1399

متفکرین ، ارزشِ علم از بین نرود

 

 

 

متفکرین ، ارزشِ علم از بین نرود ، مدیریت و هوشمندی و آگاهی و تجربه به خفت نیفتد ، توانمندان اهل عمل شناسائی و مصدر کارهای کلیدی شوند-کتاب هشتم

          عزیزان متفکر ، میشود که شما بزرگواران با تدابیر ارزنده و تیزبینی و با بهترین روشهای بدون تشنج آفرینی ، مسئولین را آگاه کنید که چنین کنیم . چرا باید ارزشِ علم از بین برود ؟ محورِ این گفتگو فقط و فقط خودرو سازی است . آیا میخواهیم ایران سرافراز شود ؟ به تمام ایرانیان در تمام اقصی  نقاط جهان پیام بدهیم که دست دوستی و همکاری با متفکرین ایران که حدود سه میلیون نفر هستند و در میان مردم زندگی می کنند و سالم اندیش هستند و ایران آباد را میخواهند همکاری و همفکری کنند و وارد میدان عمل شوند . سخن های خوب و فانتزی و کادو پیچ شده که هرگز به عمل تبدیل نشود ، ارزشی ندارد . مسئولین موظفند در محوریت خواست همگان که حدود هشتاد و سه میلیون نفر هستند و رهبریت فکری آنها از طریق شما متفکرین میباشد جانانه همراهی و همکاری کنند . مسئولین دلسوز نیز مسلما" خائن کشور نیستند و بایستی همکاری کنند . ما متفکرین کشور توانائی آن را داریم که با اندیشه های درخشانمان کشور را بسوی تمدن و پیشرفت چنان هدایت کنیم که از هر طرح ارزنده و کاربردی که با زمانبندی معقول بتواند اجرائی شود بدون هیچگونه تشنج آفرینی ، صمیمانه با هماهنگی همدیگر میدانداری فکری ارزنده ی علمی ، که جهان هم مشتاق است را با کمک مسئولین دلسوز سازماندهی کنیم و نتایجش را همگان ببینند . میدان را باز کنید و همگی هم با آرامش و صلح و صفا وارد میدان شوید و تمام موانع را با درایت و علم نگری و با آرامش برطرف کنیم ، میشود چنین کرد .

          صنعت خودرو سازی محور گفتگو میباشد . هر انسان آگاه و توانمندی بدون هیچ قید و شرط بایستی با آغوش باز پذیرفته شود و هرگز وارد مقوله های غیر مرتبط نشویم و تفتیش عقاید را که مردودترین در جهان است را کناری بگذاریم و به فکرِ پیشرفت کشور باشیم . علم و دانش و آگاهی و مدیریت قوی و توانمندیهای اجرائیِ متکی بر تجربیات عینی شده در ایران و جهان ، فقط معیار سنجش باشد . میدانم ما مشکل قانونی داریم که همگی ما هم به قانون احترام میگذاریم در صورتی که تمام قوانین و حتی قانون اساسی را بتوانیم در کمترین زمان ممکن به منطقی ترین شکل عقلانی و علمی که مورد پذیرش سه میلیون نفر متفکر ایرانی باشد و با پشتوانه ی قوی حمایت دانایان و آگاهان همچون شما متفکرین و به نفع  تمام ملت آگاه ایران برسد ، اصل قرار گیرد و افراد خوشنام متفکرین مردمی نیز قادر خواهند بود که به ابهامات موجودی که از طرف هرکسی مطرح شود بصورت کاملا" علمی و منطقی در رسانه های عمومی بدون سانسور جواب بدهند و افکار عمومی را علمی نمایند .

          ایران هوشمند لزومی نمیبیند که دنباله روی ی  کورکورانه بکند . کشور چین را که پیشرفتش در تولید خودرو اول است معیار تیزبینانه ی علمی قرار میدهیم و الگوهای ارزنده میگیریم و با عقلانیت و علم قوی خودمان و با توجه به شرایط موجود به طرحهای متفاوت تبدیل میکنیم که تمام خلاقیتهای خودمان نیز در آن ملموس گردد . به این موارد توجه کنید .

منبع : اینترنت -         عوامل پیشرفت خودرو سازی در چین چیست ؟

دولت چین همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید.

صنعت خودرو را به عنوان یک صنعت محوری

همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید

در این راستا خودروسازان خارجی موظف بودند درصدی از قطعات را از داخل چین تأمین کنند

صادرات خودرو سواری با برندهای چینی باید 10% از حجم تولید و فروش را به خود اختصاص میداد.

بنگاه‌های خودروسازی کره‌ای که به جای استراتژی سرمایه‌گذاری مشترک خارجی به استراتژی تامین فناوری از منابع متنوع و توسعه درون‌زا تکیه داشتند، موفق شدند به خودروسازان جهانی تبدیل شده و بیش از 70% از محصولات آنان به فروش در خارج از کره اختصاص دارد.

ویژگیهای سرمایه گذاری و اقتصادی تولید خودرو در چین کدام است ؟

دولت چین همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید. بر این اساس خودروسازان خارجی که برای دسترسی به بازار بزرگ و در حال رشد چین علاقه زیادی نشان می‌دادند، مجبور بودند برای فروش خودرو در چین، شرکت‌های مشترک 50%-50% با شرکای چینی تاسیس کنند.

ویژگیهای توانمندیهای علمی و مدیریتی و اجرائی وزارت صنایع و تولید کنندگان چگونه است ؟

می‌توان به دو بازیگر «بنگاه‌های بزرگ»، «بانک‌های عمومی (توسعه‌ای- سرمایه‌گذاری) و کنترل بازار پول» و یک ویژگی کاملا مشخص«کنترل و هدایت سرمایه‌گذاری‌های تولیدی (اجتماعی‌سازی سرمایه‌گذاری)» اشاره کرد.

بر اساس گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرده، دولت مرکزی چین طی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایه‌گذاری‌های وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاه‌های دولتی (SOEs) که به‌صورت مرکزی کنترل می‌شدند مطابق با اهداف برنامه‌ریزی مرکزی تولید می‌شد. در این دوران بنگاه‌های خصوصی و بنگاه‌های با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند

بنابراین حجم بالای منابع و وام‌های سیستم بانکی را به بنگاه‌ها و طرح‌های بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است.

در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانک‌ها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرح‌های توسعه‌ای و با اولویت‌های اجتماعی سوق داد که هیچ‌گاه در اولویت‌های مکانیسم قیمتی قرار نمی‌گرفتند.

توانمندان اثر گذار در خودرو سازی چین چه خصوصیاتی داشتند ؟

چهار شرکت اصلی تولیدکنندهٔ خودروی چین که طبق رسم با نام «چهار بزرگ» شناخته می‌شوند، سایک موتور، دانگ‌فنگ، فاو و چانگان هستند. سایر خودروسازان چینی شامل جیلی، گروه خودروسازی پکن، برلیانس اتومتیو، گروه خودروسازی گوانگ‌ژو، گریت وال، بی‌وای‌دی، چری و جیان‌گوای جی‌ای‌سی می‌شوند. علاوه بر این چندین تولیدکنندهٔ چند ملیتی نیز با تولیدکنندگان بومی چین مشارکت می‌کنند.

            اما چین با تولید ۲۹ میلیون و ۱۵ هزار دستگاه خودرو، بزرگ‌ترین خودروساز جهان در سال ۲۰۱۷ لقب گرفته و آمریکا با ۱۱ میلیون و ۱۸۹ هزار دستگاه در رتبه دوم جا خوش کرده و ژاپن با ۹ میلیون و ۶۹۲ هزار دستگاه در رتبه سوم قرار گرفته‌ است. در سال ۲۰۱۷ همچنین بالغ بر ۹۷ میلیون دستگاه خودرو در جهان به تولید رسیده است.

            عزیزان این مقاله ، مقدمه ای است که تمام متفکرین ایران را به تفکر و وارد عمل شدن دعوت میکند که طرحهای کاربردی ی خودمان را تدوین کنیم و کاملا" صلح جویانه وارد میدان تفکر شویم و بدانیم که جمع متفکرین مردمی که پُست و مقامی هم ندارند به مراتب قوی تر و آگاه تر از مسئولین میباشند و حاضرند با صمیمیت و واقع بینی و علم نگرانه با مسئولین هم فکری و هم افزائی ارزشمندی داشته باشند . عزیزانِ متفکر به میدان رقابت علمی و معنادار توجه کنیم . صحبت فقط صنعت خودرو است و نه چیزِ دیگر . رقیب مقابل ما بسیار جلوتر از ما میباشد و ما قصد شکست دادن او را نداریم و تصمیم داریم با هر شگرد ، افزایش دانش و آگاهی و قدرت هرچه بیشتر مدیریتمان که با تجربه های مداوم آن را افزایش میدهیم عجین شده و به اجرا در آید . که بخش عمده اش پیدا کردن شگرد علمی و آگاهی و مدیریت رقیب است که هوشمندانه زیر تلسکوپ عقلانیِ خودمان قرار میدهیم که بیشترین و بهترین بهره را از آنها ببریم و نه این که الزاما" به حد آنها برسیم و حتی از آنها جلو بزنیم . ولی آنقدر عاقل هستیم که خط فکری آنها را تا جائی که ممکن است شناسائی کنیم و با ترکیب کردن با توانمندیهای فکری خودمان ، به بیشترین راندمان برسانیم . توجه کنیم که برای چنین منظور دقیق و حساس و کلیدی برای پیشرفت کشورمان هیچگونه پارامتر دیگری را وارد معرکه نمیکنیم و فقط تمرکزمان را به همین پارامترها منحصر میکنیم و نه چیزهای دیگر . مسئولین دلسوز و صمیمی که ایران قوی را میخواهند سنگ اندازی نکنند و ترمز نشوند که هرگز به صلاحشان نخواهد بود .

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

تولید شنبه  شنبه بیست و پنج مرداد 1399

چنانچه عزیزانی تمایل به دریافت مطالب من نداشته باشند اعلام فرمایند که دیگر برایشان ارسال نشود

 

 

 

متفکرین بهترینها را عمل کنید بخش اول

 

 

 

 

متفکرین بهترینها را عمل کنید - کتاب هشتم

بخش اول

          در مرحله ی نخست متفکرین مورد نظرِ من هستند که تراکمشان در تحصیلکرده های دارای مدارک فوق لیسانس و بالاتر دیده میشوند . با این پیش فرض ، من متفکرین را مخاطب خودم قرار میدهم و هرکه در عملکردهایش و اظهار نظرهایش جایگاهی برای خودش در میان متفکرین باز کند ، پذیرایش خواهیم بود . بایستی جامعه را بدست متفکرین بسپاریم ، اما چگونه ؟ آماری از متفکرین نداریم و اگر بخواهیم تخمین بزنیم که متفکرین دارای فوق لیسانس و بالاتر به چه رقمی میرسند ، میتوانیم تخمین بزنیم که در حال حاضر حدود سه میلیون نفر و نهایتا" چهار میلیون نفر متفکر داشته باشیم . با این فرض به سخنانم ادامه میدهم . راهکارهائی را پیشنهاد خواهم کرد که مخاطبین اصلیش فقط به فقط متفکرین هستند و دیگران هم میتوانند از این دیدگاه ها بهره ببرند و هرآنچه را که در جهت ساختن جامعه ی سالم باشد را طراحی کنند و به اطلاع همگان برسانند . اما هدف همگی ما ، عمل باشد و نه حرف . در حرفها اگر متوقف شدیم میتواند توقف های ما به طول قرنها نیز تداوم یابد . چرا که در طول تاریخ حرفهای ارزشمند زیاد زده شده است که خوراک روزانه ی همه ی ما انسانها میباشد و قرنها و قرنها با عبارتهای تزئین شده و با هنر ترکیب شده در جوامع دست به دست میگردد و ما همگی فقط افتخار میکنیم که از این عبارتها آگاه هستیم ، اما اثری از اجرائی شدن آن عبارتها نیست . میدان عمل میدان متفاوتی است که دنیای پیشرفته این میدان را فتح کرده است و به پیش میتازد . و ما در بیرون چنین میدانی قرار داریم و بعضی وقتها به تقلید از آنها شکلک عملها را به صورت طنز و بازی و نمایش ، به اجرا در می آوریم که پس از گذشت قرنی متوجه میشویم که جز بازی و سوء استفاده و یا از روی ضعف آگاهی و یا ادعاهای تو خالی و بی محتوا ، چیزِ دیگری را در بر نداشته است . چرا که متفکرین همدیگر را نشناخته اند و جمع متفکرین ، معنا پیدا نکرده است و در تمام تجمعات ، متفکرینی هم حضور دارند که حتی علیرغم تمامِ امتیازاتشان ، مطالبی که ارائه میکنند ارزش تفکری ی اجرائی ندارد و گهگاه هم با حقه بازترین افراد کم سواد و ناآگاه و خوش بر و رو در کنار هم قرار میگیرند و در ارائه ی دیدگاه ها هم سطح با افرادِ شناخته شده ی  تفکری قرار میگیرند .

          متفکرین ، بیائید همدیگر را بشناسیم و به طرف همدیگر جذب شویم و دنیای متفکرین را در اجتماع خودمان به نسبت توا توانمندیِ فردی و جمعی اجتماعمان که دائم هم با تلاش و کوشش تک به تک ما ، و حرکتهای جمعی ما پیشرفت میکند ، قرار بگیریم  و  دگرگونیهای بی نظیری را رقم بزنیم . اجتماعمان پیشرفت چشمگیری خواهد داشت . بیائید تفکراتمان را علیرغم داشتن تخصص های مختلف ، فقط در تخصص هایمان خلاصه نکنیم و بر حسبِ ایجاب ،  به میدان تفکر جدی ورود کنیم و کارهای فکری و عملی را ، توامان پیگیر باشیم و اصل را بر عمل بگذاریم و نه حرف و سخن و نوشته و کتاب . که به تنهائی نتیجه ی لازم را به دست نخواهد داد. ما متفکرین اجتماع ممکن است از دنیای صنعت آمده باشیم و یا دنیای اقتصاد و یا دنیای بازرگانی و یا دنیای سیاست و یا دنیای هنر و هر آنچه دنیائی را که به تصور بگنجد . چرا خودمان را در دنیای تخصصی خودمان زندانی کرده ایم و دیگر خود را قادر و لایق نمیدانیم که حتی در زندگی خودمان ، اجتماع خودمان ، کشور خودمان ، شهر خودمان و حتی دهکده ی جهانی ، با احساس اعتماد به نفس و واقع بینی و واقع نگری ، به نسبت کشش آگاهیهای عمومی و خصوصی خودمان اعلان نظر کنیم و هر کجا هم که لازم شد بصورت کاملا" جدی در میدان گفتگو و اقدام و عمل وارد شویم و با پشتکار زیاد و جدیت کامل و جسارت کافی ، در میدان باشیم و بهترین تفکرات جمعی متفکرین را در میدانهای عمل ببینیم و از میوه های شیرینش لذت ببریم که خودِ ما نیز در تولید این میوه ها ، چه بصورت استفاده از تخصص و چه بدون استفاده از توانمندی تخصصی در میدانها بدرخشیم که اینکار شدنی است . کافی است که طراح باشیم و تیمهای ارزشمند ایجاد کنیم و مصمم باشیم و هرگز عمرمان را در رد و بدل کردن کلامِ تنها سپری نکنیم و نتیجه ی عملها را در حداقل زمان ممکن ببینیم و لذت ببریم .

          پیشنهاد مهمی دارم : تمام متفکرین را دعوت میکنم که به میدان عمل بیایند و هم نظر بدهند و هم در میدان واقعی عمل وارد شوند و فکر نکنند که این پیشنهاد مربوط بدنیای سیاست هست که من هم از سیاست چیزی نمیدانم و متخصص این کار نیستم . چرا که خودِ منِ نویسنده از هیچ چیزِ سیاست سردر نمی آورم ولی متفکر هستم و حق دارم که به سرنوشت کشورم بیاندیشم و بیشترین راندمان را هم در جهت درستش خواهان باشم و هرآنچه که در توان فهم و دانش و اجرائی هم که دارم با دیگر متفکرین به اشتراک بگذارم . سخن به درازا کشید که بایستی هم میکشید لذا فقط در این گفتار به طرح سئوال میپردازم و در نوشته های بعدی در ابعادش نظریاتی خواهم داد و پیشنهادهائی هم خواهم کرد و شما هم همین کار را بکنید تا میدان اجتماع ما بدست توانمند متفکرین بیافتد و پیشرفت کند . حدود یک سال دیگر به پایان دوران ریاست جمهوری آقای دکتر روحانی باقی است . ما متفکرین فقط با دیدگاه های توانمندی واقعی و بالقوه و بالفعل افراد ی که در هرکجای دنیا زندگی میکنند و لایق این مقام هستند را شناسائی کنیم و بدون این که با آنها هماهنگ شویم آنها را به دنیای تفکری معرفی کنیم و حتی بدنبال آن نباشیم که آنها خود تمایل به کاندید شدن دارند و یا نه . افکار عمومی متفکرین آگاه کشور با هر تخصص و هرگرایشی ، چه مذهبی و چه علمی و چه صنعتی و هنری و بازرگان و یا هر نوع صاحبِ صنفی ، نظرهای ارزنده ی خودشان را در مورد کسانی که از سوی متفکرین معرفی میشوند با اندیشه بدهند  و از منابع مختلف داخلی و خارجی در مورد آگاهیهای علمی و توانمندیهای مدیریتی و اجرائی و لیاقت قوی در هر کدام توانمندیهایشان  از جمله مدیریت کلان و رهبری ، زیر ذره بین تحلیلهای خودشان قرار دهند و هرگز وارد دنیای تفتیش عقاید نروند و باورمندیهای ماورائی آنها را دخالت به درستکاری و قدرتمندی اداره ی کشور و کشاندن کشور به سوی عملکردهای سالم سازی و فعالسازی واقعی قابل رویت و درستکارانه  و توانمندانه  و دارای آگاهی کامل و کافی را ملاک قرار دهند . تکیگاه ما عملهای درست و دقیق در رشد کشور باشد .  و اینگونه  به نظر جمعی متفکرین کشور نزدیک شویم و از آنها بخواهیم که کاندید شوند . گفتگو و ارائه ی پیشنهادات در این زمینه از طرف همگی صاحبنظران متفکر ادامه یابد و من هم ادامه خواهم داد .

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

تولید جمعه بیست و چهار مرداد 1399 

 

 

 

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن در مغزِ جمعی میسر است

 

 

 

 

 

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن  در مغزِ جمعی میسر است

بخش 1 از 3

          متفکرین زیادی در مورد ساختن جامعه ی سالم اندیشیده اند و کتابهای ارزنده ای هم در این زمینه نوشته شده است . اما چرا اثراتی از یک جامعه ی کوچکی هم مانند یک شهرک در دنیا وجود ندارد که نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد ؟ اریک فروم در این مورد زحمات زیادی کشیده است و کتابهای ارزنده ای هم به متفکرین جهانی عرضه کرده است که بسیار هم ارزشمندند و دائما" هم طرفداری زیادی از نوشته هایش شده است . بیائید جور دیگر عمل کنیم تا بتوانیم ذهن جامعه ی سالم را ، نه تنها در مغزِ خودمان حک کنیم ، بلکه بصورت گروهی و جمعی ، در مرحله ی اول بصورت ذهنی دقیق و کاربردی و قابل پیاده کردن چنین جامعه ای را در مغزهای جمعی خودمان چنان حک کنیم که در صد قابل قبولی از میانگین امتیازات حک شده در مغزهای گروهی و جمعیمان عینیت یابد . اگر چنین شود حتما" و حتما" چنین گروه و جمعی ، قادر خواهند شد که حداقل برای جمعیت مورد نظر خود ، با کمک گیری دقیق و کامل از همفکریها و هم افزائیهای این افراد چنان جامعه ای را ایجاد کنند و نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد .

ویژگیهای چنین جامعه ای چیست ؟ : اریک فروم در کتاب جامعه ی سالم – ترجمه ی اکبر تبریزی در بخش سرمایه داری قرن نوزدهم میگوید :اقتدار بمعنای داشتن ثروت و صلاحیت بدنی نیست . اقتدار به نوعی از روابط بینِ مردم است که در آن یکی به منزله ی بالادست دیگری است ولی بین آن نوع روابط بالادستی و زیر دستی که می توان اقتدارِ " منطقی " دانست با رابطه ی  " باز دارنده " یا غیر منطقی فرق است .

          و ادامه میدهد که : مثالی این موضوع را روشن میکند . رابطه ی بین معلم و شاگرد و خواجه و بنده هر دو بر مبنای بالا دستی یکی بر دیگری است . هدف و علاقه ی معلم و شاگرد یکی است . رضای معلم در گسترش دادن معلومات شاگردش است و عدم موفقیت در این راه ، شکستِ هر دو خواهد بود . ولی خواجه و مالکِ برده ، میخواهد تا سر حدِ امکان از بنده اش بهره کشی کند . هر چه بیشتر بهتر . ضمنا" برده کوشش دارد که هر چه کمتر وسیله ی سودِ اربابش باشد . مسلما" روابط این دو خصومت آمیز است ، زیرا سودِ یکی در زیانِ دیگری است . مفهوم بالادستی در این دو مورد متفاوت است . در مورد اول هدف کمک به زیر دست است ، در مورد دوم فقط استثمار موردِ نظر است .  ( صفحه 126 کتاب )

          اگر متفکرین که میخواهند یک نمونه ی عملی جامعه ی سالم را در وحله ی اول در مغزِ جمعی خودشان حک کنند و فقط به فقط در این محدوده ی ویژگیها به توافق دقیق برسند و به اجرا در آورند . و هر یک از این متفکرین پایه گذار عملی ی این فکرِ ارزشمند باشند . بایستی به یک سری ریزه کاریهای پنهان توجه خاص بکنند که بدین شرح میباشند .

1-  جامعه ی نمونه ای را که به عنوان یک کمپین سالم اندیشان در ذهنشان نقش می بندد ، جامعه ای است که همگی آنها توانمندند که اقتصادِ زندگی خودشان را مدیریت کنند و هرگز نبایستی دامنه ی فقر و یا زیرِ خط فقر در آن تصور شود که ذهنها در چنین باتلاقی گرفتار شود و تمام فرصت طلبانِ سود جو نیز از طریق همین واژه ها ، به سودهای کلان برسند . اگر چنانچه در عمل عده ی معدودی هم در این محدوده قرار داشته باشند ، رفتارِ همگی به آن با بی تفاوتی صورت میگیرد که خودِ این قشر ، با تلاش مضاعف راهکارهای منطقی را پیدا کنند و از این باتلاق خارج شوند .

2-  ثروتمندی بصورت عیب دیده نشود مگر این که موردِ دقیق فساد ، با هوشمندی و تیز بینی شناسائی شود که در آنصورت در دَم تمام افراد آن کمپ و مسئولین با یک نسبت حساسیت با آن مقابله میکنند و در حد اقل مدت زمان جلوی فساد گرفته میشود . پس با این حساب ثروت عیب نیست و فقر و فلاکت و بدبختی عیبِ بزرگی است که در وحله ی اول خود فقیر شدیدا" زیر سئوال میرود و ترحم بی معنا به او بزرگترین زمینه ی تشویق فقیران ، به ادامه و رشد فقر و نگاهِ فقیرانه است . اینها مقصرند و بایستی بدون ترحم به آنها با شیوه ی از نوع نگاه بالادست به پائین دست معلمی ، آنها را بطرف توانمند سازی سوق داد ، ضمن این که مقصر بودن آنها کتمان نمیشود و مسلما" آنها به نسبت نشان دادن ضعفشان مقصرند که هرگز نباید کم و بی ارزش تلقی شود و در سرزنش آنها نیز نباید افراط شود . ولی دائما" بایستی تقصیرشان تکرار و گوشزد شود که بتوانند با تلاش زیاد ، خود را از مهلکه  نجات دهند .

3-  نگاه بالادستی به پائین دستی از نوعِ خواجه و بنده ، و حتی از نوعِ رقیق آن فساد و شروع فساد هست که بایستی تمام ساکنان کمپ و مسئولین سالم اندیش و متفکر ، با آن شدیدا" برخورد کنند تا امکان رشد یافتن آن فوری از بین برود .

4-  در چنین کمپی که بدون توجه به نسبت دارائی هر فرد فقط و فقط با عملهای فسادی مقابله میشود و دارائی منطقی و معقول و به دور از فسادِ هیچ کس زیرِ ذره بین فسادنگرانه قرار نمیگیرد و منطق عقلانی و هوشمندانه ی رشد سرنشینان آن کمپ با تیز بینی پیگیری میشود .

مسلما" موارد بیشتر از این چهار مورد است که در صورت شناخته شدن با توجه به اهمیتش به این چهار مورد اضافه خواهد شد .

***

       ذهن   را  آماده   کن تا کمپمان برپا شود                    سالم اندیشی ، قوی در کمپان اجرا   شود

       کمپ نو اندیشه سازان ، با روالِ  کارساز                   با هم  اندیشی  بیابی  فکرِ   کارآئیِّ   باز

      با  تلاشِ   چشمگیر   و همت  والای  ما                    در گروگان  میرود این همتِ ما هر کجا

       پُر تلاشان با هدف رویای خود را   یافتند                   صحنه های  زندگی   را  در تمدن بافتند

       با هم افزائیّ و همسوئی ، به اهدافِ  قوی                  گر کنی همت  بدان،هر دم قوی ترمیشوی

              صحنه سازید و به کمپِ سالم اندیشی برید                  مشتری دارد  متاع   خوب  را  باید   خرید       

       تو  متاعِ    فکرِ سالم  را   بعینیت   رسان                 می خَرَد انسان سالم ، راغبش  باشد   بدان

              سستی از شفاف سازیهای انسان بوده است                 هرکه سستی را کند  نابود  گنج  آرد  بدست        

              اصلِ اجرا را  نکن دانا ، رها  بر دیگران                 در عمل میدان بیا این اصل  را جدی   بدان        

          کارِ  نیکو  را  عمل سازی    نهائی میشود                 در  بهانه یا که سستی میشود این   کار بد   

         گوی و میدان  را  تفکرهای پویا   پُر  کند                هر عمل   باید که این گنجینه را پُر دُر کند

 مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

تلفن :09126793617

چهارشنبه1399/4/25

 

 

 

 

 

بخش هنری

 

 

 

 

 

جملان عاشقانه ی انگلیسی و ترجمه

 

جملات عاشقانه انگلیسی و ترجمه – دکتر زبان

1. Every day I look at you and feel love and inspiration.

هرروز تو را می نگرم و احساس عشق و الهام بخشی میکنم.

2. If I were spelling out my favorite thing in the world, it’d be spelled “Y-O-U”

اگر می خواستم چیز مورد علاقه ام را در دنیا رو هجی کنم به این صورت هجی میشد: تو

 

 

3. I don’t even want to think about what life would be like without you.

حتی نمی خواهم  به این موضوع فکر کنم که زندگی بی تو چگونه خواهد بود.

 

 

4. Everything you do in my life adds to my happiness, subtracts from my sadness, and multiplies my joy!

هر چه کنی شادی ام افزون، غمهایم کاسته و شادی ام را دو چندان می کند!

 

 

5. I can’t wait to spend the rest of our lives together.

بی صبرانه منتظرم تا بقیه عمرمان را با هم زندگی کنیم.

 

 

6. Sometimes I can’t stop looking at you… you look too damn good.

گاهی نمیتوانم از نگاه کردن به تو دست بردارم. تو بیش از حد زیبایی.

 

 

7. You are the person I want to spend my life with my soul mate.

تو تنها کسی هستی که میخواهم عمرم را با او سر کنم ای همزاد روح من.

 

 

8. You are the sunshine in my day and the moonlight of my nights.

تو درخشش خورشید روزهای منی و نور مهتابِ شبهای من.

 

 

9. I just wouldn’t feel complete without you.

بدون تو حس میکنم که کامل نیستم.

10. I can’t believe how hard I’ve fallen for you.

باور نمی کنم تا این اندازه تو را این قدر دوست دارم.

بر گرفته از متن های " دکتر زبان " 30/3/99

 

 

هنری