» مطالب مفید » موضوعات اجتماعی

روشنگری بیشتر در مقاله ی شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها .... به یونسکو

 

 

 

روشنگری بیشتر در مقاله ی  شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها .... به یونسکو

          در مورد مقاله ای که در شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها نوشته شده بود متفکر ارزشمندی مواردی را مطرح کردند که نشان از این دارد که بایستی روشنگری هائی هم صورت بگیرد . که موارد چنینند :

بیان مشکل.1

علت پیدایش مشکل.2

هدف/اهداف طرح.3

نتایج مورد انتظار از اهداف طرح.4

جمع آوری اطلاعات.5

تجزیه و تحلیل اطلاعات.6

تهیه راه حلهای امکان پذیر.7

انتخاب بهترین راه حل.8

برطرف کردن موانع اجرای طرح.9

تهیه قوانین و مقررات مورد نیاز.10

تعیین وتامین منابع:11

  الف. نیروی انسانی.

   ب. بودجه.

   ج.  تاسیسات و              تجهیزات.

تهیه برنامه زمانبندی   ( میله ای گانت،) cpm, PERT و ... 12.

۱۳. کنترل پروژه.

          ضمن تشکر از این فرهیخته ی گرامی که از متفکرینِ قابل توجهی هستند که تحصیلات دانشگاهی مدیریتی خودشان را در یک کشور پیشرفته گذرانده اند و اهل تفکر مستمر موضوعات مختلفی میباشند .  و همچنین جهت روشنگری بیشتر برای افکار عمومی عرض میکنم که متفکرینی که به موارد اکتشافی می رسند ، بصورت طبیعی فقط و فقط به ذکر آنها میپردازند و در جامعه ،  تفکری تحرکی را بوجود می آورند که همین کار این بزرگوار نیز از همان مقوله است . همه ی متفکرین میتوانند وارد میدان تفکر در مطالب بشوند و نه تنها اظهار نظر بکنند که میتوانند در جهت هم افزائی و تکامل طرح و یا احیانا" رفع مشکلات طرح ارائه دهند و حتی در جهت آن مطلب پیشنهاد روش تکمیلی نظریات ارزنده ی خود را ارائه نمایند و دنیای تفکری را زنده نگهدارند . مطالبی که من مطرح میکنم در مرحله ی اولیه می باشد و چنانچه به مراحلی برسد که بعنوان یک طرح جامع دنیای تفکری ، بصورت یک کتاب مدون شود و لازم باشد که با در نظر گرفتن تمام ابعاد طراحی تئوریک و عملی ، تا اجرائی شدن آن ارائه شود ، تمام موارد ذکر شده بایستی انجام بگیرد . در صورتی که نهایتا" اینجانب در زمینه ی مطرح کردن طرح و رفع ابهامات آنها در خدمت اندیشمندان هستم . اگر چنانچه هر یک از طرح های من مورد تائید قرار بگیرد و به زمینه ی اجرائی کردن آن اندیشیده شود ، ارگانهائی که به این فکر می افتند ، مراحل بالا را بررسی می کنند و در صورت لزوم با اینجانب و یا صاحب اولیه ی ارائه دهنده ی هر طرح دیگر گفتگو می کنند و بررسیهایشان همه جانبه میشود تا به مرحله ی اجرا در آید . چه خوب است که چنین فرهیختگانی پیدا شدند که اظهار نظر در مورد تفکرات متفکرین بصورت جدی و معنادار بکنند که بفال نیک میگیرم . چرا که در اکثر نوشته هایم در مواجه ی با فرهیختگان ، فقط و فقط با تشویق و تائید کلی که هیچ نوع اظهار نظر خاصی را منعکس نمیکند برخورد میکنم و یا مورد بی اعتنائی قرار میگیرم که از راز دل آنها هم خبردار نمی شوم و در مواجه شدن مستقیم هم گهگاه از نوشته هایم اظهار رضایت کلی میکنند که باز هم نقطه نظر مشخصی را به من انتقال نمیدهند  و پرسشهائی هم در این زمینه مناسب  به نظر نمیرسد که در جهت تاثیر مثبت حرکتی انجام شود که من هم پیگیر نمی شوم . آیا چنین برخوردهائی برای مصمم تر کردن متفکرین جهت انجام کارهائی که کارستانی را ایجاد کند و نتیجه ی عملی ی عینی و اثر گذار داشته باشد ، کافی است ؟ مسلما" جواب قاطع نه میباشد و جواب آری جوابِ مناسبی نمی باشد . این روند برخوردها در مسیرِ بی اعتنائی و عدم احساس مسئولیت جدیِ کاربردی متفکرین کشور میباشد که فقط و فقط خود را موظف میدانند که انسان خوبی باشند و دست از پا خطا نکنند و سرشان در لاک خودشان باشد و کارهای محوری شخصی و خانوادگی و صنفی خود را به اندازه ای که مخالفتی نباشد اجرا کنند . نتیجه چه میشود ؟ کشور بسوی فساد پیش میرود و پیش میرود و کسی هم جوابگو نمیشود و مسئولین هم در تمام دوران ، مسئولیتشان را به همین شکل عمل میکنند که هیچ نشانی از احساس مسئولیت جدی نیست و کسی هم پیگیر ندانمکاریها و خطاهای دانسته و ندانسته ی آنها نمیشود چرا که این نوع چیزها را به مسئولین واگذار کرده اند و با حُسن نیت تمام ، تمامی مسئولین را آگاه ترین و سالم ترین و خوش نیت ترین افراد جامعه میدانند و هزاران بار هم خلاف آن ثابت شود میگویند این یکی استثناء بوده است . وگر نه مسئولین که از طرف متفکرین و تمامی مردمان کشور با رای اکثریت انتخاب میشوند امکان ندارد که نادان و نالایق و نا توان و فاسد و تبهکار باشند . مگر ممکن است چنین شود ؟ روند تاریخ نشان میدهد که بله ! ممکن است این چنین شود که هیتلرها و خائنین تاریخ که خودشان هم جزو متفکرین تیز هوش و نکته سنج بودند تاریخ را به قهقرا بردند و پس از گذشت قرنها ، به تدریخ تحلیلهای تاریخ مسائل را شکافتند و مجرمان را معرفی کردند که دیگر زنده نبودند که بازخواست شوند و به دست عدالت سپرده شوند .

          بیائید راه بهتری را در پیش بگیریم و متفکرین کشور ، از لاک خود بدر آیند و به دور خودشان دایره ی محدودیت فردی و خانوادگی نکشند و بدانند که وسعت فکریشان در تمامِ جهان ، هیچ حد و مرزی ندارد و میتوانند برای هر محیطی که خود را موثر بدانند با هر وسعتی از محله و شهر وکشور و جهانِ در اختیار ، در تیز پروازی افکار ارزشمندشان قرار دهند که متفکرین دیگر نیز میتوانند هم افزائی کنند و جامعه ی سالم ، با وسعت منطقی خودش ساخته شود و عینیت اجرائیش را نشان دهد . مسلم است که دو صد گفته چون نیم کردار نیست . ولی فراموش نکنیم که مسیر تفکر چنین است – بوجود آمدن انگیزه – ایجاد نطفه ی هدف فکری – پرورش و تدوین شفاف هدف فکری ( من در این مرحله قدم میزنم ) – اشائه دادن آنها به دیگران – انتقال این افکار از طرف دیگر متفکرین به دیگران ( این مرحله غیر هوشمندانه و بدون هدف خاص و در نهایت با کپی / پیست کردنهای کم ارزش صورت میگیرد و هرگز اثر گذاری کاربردی نخواهد داشت )- ایجاد انگیزه ی قوی کاربردی در متفکرین سالم اندیش که هدفمند باشند و مورد ها را خاص کرده و تا به نتیجه ی مطلوب نرسانده اند از پا ننشینند و بهانه نیاورند که یک دست صدا ندارد . چرا که هیچ جامعه ای یک دست ندارد و هیچ متفکری هم به عنوان یک دست دیده نمیشود که خودِ این دیدگاه شدیدا" مردود است و متفکرین موظف هستند که نگرش تیمی و جمعی و گروهی متفکرانه ی سالم اندیشی را در جهت قوی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و صنعتی ،  در مسیرِ ساختن جامعه با تمامیتش را جزو اهداف خودشان قرار دهند که سیاست و سیاستگذاری هم جزء کوچکی از این عمل میباشد و هیچ مقامی هم در جهت خلاف جهت سلامت جامعه نبایستی جرعت کند و حرکت کند و بگوئیم که اسلحه دارد و ما میترسیم . و یا ملاحظه میکنیم . و یا ما در وظائف دیگران دخالت نمیکنیم . کشور مال تمامی مردم است که متفکرین سالم اندیش رسالت ذاتی عمیقی دارند . چه صاحب پُست و مقامی باشند و یا نباشند و هرگز دارندگان پُست و مقام ، برتریتی بر بی پُست و مقامها از دیدگاههای افکار ارزنده و ارائه دادن راهکارها ندارند که این مطلب بایستی در مغز تمام متفکرین کشور نفوذ کند که متفکرین سالم اندیش و هوشمند ، به چنان توانی باید برسند که هرگونه فساد را با هر شیوه ی منطقی در نطفه خفه کنند و افراد نالایق و نا توان و کج فکر و بی سواد و فراری از علم و دانش و آگاهی را ، با هر شیوه ای شده فورا" کنار بزنند و قانونی را حاکم کنند که دائم بصورت علمی و عقلی بروز رسانی شود و قوانین پوشالی و بی محتوا و غلط نتوانند در دهه ها و صده ها در جامعه حاکمیت دا شته باشند و ما حافظ قوانین مبتذل و غلط  و بی محتوا باشیم و یا این که آنقدر خودمان را متمدن بدانیم که بگوئیم ما اهل جنگ و دعوا و تضاهرات نیستیم و منتظریم تا مسئولین که حتما" و حتما" سالم ترینها ، فهمیده ترینها ، آگاه ترین ها و درست کردار ترین ها هستند بما اجازه بدهند . یعنی کشور در اختیار آنهاست و نبایستی بد بین باشیم و آسوده بخوابیم که مسئولین بیدارند . که این یک فاجعه ی بزرگ است .

***

با هدفمندان  به   میدانِ  عمل   روی   آورید              سنبه پُر زور است بر افکارتان زور آورید

 صحنه های غیرِ علمی حذف کن  از  هر سبد            تا  مبادا   کارِ  نیکت  رنگ بازد تا دو صد

در   مزایای   عمل   علمِ    تو   پیدا   میشود             هر کسی   دانش  ندارد  سخت رسوا میشود

کار سازیهای   دنیا    در  کمندِ   دانش  است             از طریقِ دانشت  کار آفرین   هستیّ و بس

در  وطن   دانش    بیاید   حاکم   میدان   شود            هر  گلستان ساز  میداندارِ   خوبِ  آن  شود

جامها     از   علم   لبریزند   ساقی   می  بیار            در   گلستانها   شراب   نابِ  علمی را بکار

آن  گلستان  را  جهانِ  علم   فورا"   می خَرَد             تا    به    اوجِ  آسمانهای  تمدن   می برَرَد

با  تفکر  مست  گردد  تشنه ی  اهدافِ   عشق           هی  بنوشد  تا برقصاند  جهان در نافِ عشق

نافِ عشقت  را   مبادا   قطع   سازد  روزگار            در  زمینِ   خفّتش   احیا   بکن  ابزارِ  دار

هر که عاقل نیست میدان را بگیر از دستِ او             با   توانمندانِ    دانا    دائما"   کن   گفتگو     

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

 

چهارشنبه 8/5/1399

 

 

 

 

از کتاب هشتم – چرا خداوند پدید آفرین برای متفکرین جهان شناخته نشده است ؟

 

 

 

از کتاب هشتم – چرا خداوند پدید آفرین برای متفکرین جهان شناخته نشده است ؟

        تمام متفکرین بشریت در تمامِ دوران تاریخ شناختشان نسبت به پدیده ها به یک محدوده ی قابل قبولی رسیده اند و در تاریخ اکنون ما تعاریف متناقض بخصوص در میان اندیشمندان و متفکرین علمی و عقلانی ، هیچ اختلاف نظر فاحش وجود ندارد . خورشید ، ماه ، ستارگان ، توفان ، زلزله ، اقیانوسها و دریاها و تمام چیزهائی که در طبیعت وجود دارند از جانداران و جمادات و سیالات و حتی فکر و اندیشه و حافظه و ذکاوت و عقلانیت هم که مادی نیستند و حتی کهکشانها برای تمام متفکران جهان در یک محدوده ی قابل قبول عقلانیت ، با تفاوتهای کمی از دیگری در تعبیرها نشان از ذهنیت کلان متفکرین میباشند . حتی ویروس کرونا ، درست در یک ماه اول پدیداریش برای تمامی متفکرین جهان ، چه متخصصین در رابطه ، و چه متفکرینی که تخصص خاصش را ندارند در یک طیف معقول شناسائی شده است و هیچ مرز کشوری و نژادی و سلیقه ای متفکرانه در آنها دیده نمیشود و تمام جهان ، بصورت هماهنگ و با روشهای خیلی نزدیک به هم با آن مقابله میکنند و همسوئی جهان ، در ماهیت این پدیده ها ، و بخصوص پدیده هائی که اثر گذاری ملموس و عینی در زندگی و رفاه و امنیت انسانها دارند فورا" موضوع مهم تلقی میشود و علمِ ناشناخته اش با سرعت بسیار زیاد به علمِ شناسائی شده تبدیل میشود .

        چگونه است که در مورد خداوند ، شناختها همگی جنبه های ایدئولوژک دارد که حتی باورمندهایشان هیچ توجیه عقلانی و علمی برای باورمندیهایشان ندارند و حتی جز بیان باورمندی ، هیچ عینیت و واقعیت کاربردی در عینیت بخشیدن به باورمندیهایشان دیده نمیشود و برای متفکرین آزاد اندیش ، با معیارهای عقلانی و علمی ، هیچ بیان دقیقی وجود ندارد . هیچ یک از باورمندان ایدوئولوژیک نیز با هم همسوئی ندارند و عینیت کاربردی تمامی آنها در عبادتها و کنشها و واکنشهای رفتاری ، کاملا" سنتی آنها در اجتماعشان نمایان میشود و فقط سنت نمائی دارد که همگی هم تفاوتهای بسیار چشمگیری با دیگری دارد که خیلی هم شباهتی به روشهای سنتی ایلی و قبیله ای و قومی هم ندارد و در بیشتر موارد کاملا" متضاد با آنهاست ولو این که در طول تاریخ تبدیل به نمایش همسوئی میگردد که ضمن تضاد فاحش بین باورهای ایدوئولوژیک و باورهای قومی و قبیله ای یک شیوه ی هماهنگ نما در کشورها بوجود می آید که بدون جنگ و ستیز و مقابله ، تمامی موارد متضاد را همگان اجرا می کنند و حتی به تضاد آنها فکر نمی کنند و در مقابل مورد سئوال قرار گرفتن ، جوابهای بی پایه و اساس علمی و منطقی میدهند که با علم و عقلانیت تناسبی ندارد در حالی که خود این افراد ، میتوانند افرادی باشند که مدارج عالی علمی و تخصصی را هم در بهترین دانشگاههای جهان گذرانده باشند و در مسائل اجتماعی ملموس و تخصص ها ، کاملا" در مسیر عقلانیت و علم سخن میگویند . یکی از این موارد ، باورمندی به خداوند است که بهتر است متفکرین جهان به شیوه های مختلف به تعاریف منطقی و عقلانی ی علم نگرانه برسند و اطلاع رسانی را وسعت دهند که بدون تعصبات باورمندی بی پایه ، جهان را بسوی شناختهای عقلانی ببرد که کاربردش نیز همسو و هماهنگ و پُر اهمیت باشد و شناخت فانتزی جهان را ملغی کند و شناختها ، ارتباط عینیت و کاربردی واقعی داشته باشند و بین متفکرین آزاد اندیش و دیگر متفکرین چندان تفاوت نگرشی چندانی دیده نشود و مردم عادی نیز به تدریج به ادبیات بیانی منطقی تر و معقول تر کشیده شوند .

        چاره ای جز این نیست که انسانهای متفکر اگر چنانچه خود را قادر میدانند که علیرغم باورمندیهای وسیع ماورائی ، معیار مدیریت فکریشان آزاداندیشانه باشد ، با متفکرین دیگر در هر مقوله ای فقط و فقط در جهت آزاداندیشی ، گفتگوی علمی بکنند و تمام نتیجه گیریهایشان را هم با جدیت در مراحل عملی و استفاده از واژه ها رعایت کنند . در غیر اینصورت به تعریف دقیق عقلانی نگری خودشان بپردازند و از وارد شدن به گفتگوهای جدلی که هیچ نتیجه ی عقلانی و علمی ندارد ، شدیدا" پرهیز کنند که جهانمان به تدریج بسوی واقع نگری و علم نگری سوق پیدا کند و متفکرین ، بویژه خود را در بحثهای ارزشمند اجتماعی به مسیرهای تشکیل جلسات معنادار متفکرین سالم اندیش اجتماع بکشند و جلسات علم نگرانه را با کسانی تشکیل دهند که میخواهند از جلساتشان نتیجه گیری دقیق و جدی و کاربردی برای اجرائی کردن بدست آورند  وگر نه از شرکت در جلسات بی هدف و بی نتیجه که فقط حالتِ جدلی و خود مطرح کردن را داشته باشد شدیدا" پرهیز کنند . طبیعی است که اگر متفکرین ایران بصورت جدی وارد میدان شوند و تمام واژه هائی که در میان مردم متداول است را زیر ذره بین عقلانیت و علم نگری خودشان قرار دهند و واژه های بی مصرف را بصورت جدی حذف کنند و از کاربرد آنها خودداری کنند و با دیگر متفکرین گفتگوهای معنادار و هم افزا بکنند . در چنین شرایطی کشور بطرف عقلانیت بهتر پیش خواهد رفت .

***

   میشود  اندیشه   را    حاکم   نمود       با    تعقل   رفت    در    اعماقِ     سود

        ما  شناگرها   هدف  سازیم   نیک       هر چه سود آور شود خوب است و شیک

   سودِ  انسانها   تفکر    آور  است        عقل   و    دانائی   جهانِ   برتر    است

   من به عقل و فهمِ  خود  یابم  رهم        من    بپای    عقلِ     خود    جان میدهم

   جانفشانی     در    تفکر    میدود        هر  کجا    لازم     شود    او     میرود

   عقل  را  حاکم نما   و  خود  ببین         راهِ    بهتر   را   تو   یابی    این  چنین

   چون   مدیریت    بعقلانیت   شود         راهِ         دانائی       مسلم        میرود

          دانش وفهم و درایت  پیشِ  اوست          هر   کسی   چون   او شود با آبرو است

          فقروجهل وسستی از بیعاری است           جاهل   و   فقر  آوری   بیماری   است

         گر   حمایت   از   فقیران  میکنی           هان  !  خیانت   تو  به   ایران  میکنی

           با تلاش و  کار، ایران زنده  است          هر  که  سستی  می کند  او هست پَست

           تو فقیران را به حال   خود   گذار          تا    بیابد    راه       را     در     کارزار

          یاریش   کن    کارزاری     آورد           بستر   عقل    و    توان   را    گسترد

         ناتوانان  چون   همه   در   غفلتند           جرم    سازند    و    غافل     از    بدند

          تو اگر حامی شوی راهت بد است            کارِ   تو    تشویق  راهِ   غفلت  است

           تو شریکِ    جرم  غافل   میشوی              در    مسیرِ     جرمِ      آنها     میروی

           راهِ   جرم   غافلان  را   تو   ببند             عقل   اگر   داری   بشو   عاقل پسند

 

                            مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

جمعه 1399/5/3

 

 

 

 

 

       

شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها ، تحول عظیم جهانی ایجاد می کند

 

 

 

                                 شماره : 1101

                            تاریخ : 31/4/1399

به : کمیسیون محترم ملی یونسکو

از : مهندس یحیی ملک آذری

موضوع :شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها ، تحول عظیم جهانی ایجاد می کند –کتاب هشتم

استفاده از هدفمندی از طرف افراد متفکر و دانشمندان صورت میگیرد که بصورت هدفمندیهای موردی و خاصی میباشند که با جرقه زدن در ذهنِ افراد اتفاق می افتد و بسیار محدود است و در برگیرنده ی اهداف موردی میباشند که بر اساس نیازها ، چه فردی و چه اجتماعی و یا صنعتی و تاریخی صورت میگیرد . در صورتی که میتوان هدفمندیها را با تقسیم بندیهای زیر بصورت دقیق شناسائی کرد و انسانهای متفکر با توجه ویژه به این تقسیم بندیها ، با برنامه ریزیهای دقیق راندمان کاری هدفگذاری خودشان را بی اندازه کسترش دهند و تحولی در جهان بیافرینند .

مواردی از هدفمندیها چنینند :

1-  هدفهای خاص موردی که به ذهن میرسد و نتایج مورد انتظار ، بصورت دقیق قابلیت تعریف شفاف را دارند .

2-  هدفهائی که فقط قسمت کمی از آنها شناسائی می شوند و با زمانبندی ، هم ابعاد هدف مشخص تر میشوند و هم اینکه همزمان بطرف تدارک مقدمات اجرای هدف پیش میرویم . مانند هدفگیری برای رفتن به کرات که جرقه اش اینچنین است که اکثرا" چنین هدفهائی تیمی است و زمانبندیش دراز مدت است .

3-  هدفمندیهائی که ابعاد شناخته شده ی اولیه ی آنها بسیار کم و شفافیتی هم در آنها در مرحله ی اول نیست و بایستی جرقه ی اولیه ی هدف ، به دیگر همراهان هدفمندی تسری داده شود و به صورت هدفمندی تیمی ، با برنامه ریزیها و زمانبندیهای دقیق و مناسب  بتدریج ابعادش شناخته شوند و با زمانبندی مدت دار به هدف برسند . مانند تشکیل سلولهای متفکرین پنج تا صد نفره ی متفکرین ( موضوع کشف شماره 1 اینجانب ) که بصورت هدفمندی کاملا" مشخص موضوعی ی خاص  ، چنین سلول و یا سلولهائی میتوانند تشکیل شوند و با برنامه ریزی و زمانبندی بطرف رسیدن به هدف مورد نظر پیش رفت شود . برای مثال ایجاد کمپ متفکرین سالم اندیش که بصورت فیزیکی برای بوجود آوردن شهرکی فعالیت بکنند که در هدفمندیهای فکری و انگیزشی کلان ، همسوئی نسبی بسیار زیادی لازم است که اوقات باهم بودن و امکان تبادل نظر مستمر و دائمی بمنظور رسیدن به هدف سهل تر شود. تحت این شرایط ایده های هم افزا شرایط بسیار مناسبی را فراهم میکنند که نتایجش غیر قابل تصور است .

4-  هدفمندی پیشرفته تر بند 3 که ایجاد شهر و یا کشوری که متفکرین هدفمند ، نقش 85% به بالائی با سازماندهیهای لازم و ایجاد شرایط مناسب به حقیقت میرسانند .

5-  هدفمندی تیمی شدن خلاقان هنری و صنعتی و اجرائی و مدیریتی و همچنین اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ، که راندمانهای بسیار بیشتری در جنبه های هدفیشان ، از آنچه تا کنون میسر بوده را  بدست می آورند . مثال روشن این که در گوشه و کنار جهان گلهای زیبائی را تولید میکنند و در جهان شهره میشوند ولی خودشان و شهرتشان و توانائیهایشان در محدوده ی کوچکی در یک نقطه از جهان باقی میماند که این قشر میتوانند با برنامه ریزیهای متفاوتی که طراحی کنند ، بدون الزام به این که همگی با هم شریک سرمایه ای شوند ، امکان نشستهای مشترک معنادار و هم افزائی جهانی در جهت افکار خلاقِ قابل اجرای مشترکشان ، جهان را از مزایای خلاقیتشان بهره مند کنند . این مثال برای هر صنف و توانمندی قابل گسترش میباشد .

6-  هدفهای تاثیر گذار پیشرفت بشریت شناسائی شوند و متفکرین مربوطه امکان قوی همفکری و هم افزائی توانمندیها ، در  خلاقیتهای خود را برنامه ریزی کنند و تا هرجا که ممکن باشد گسترش دهند و از مرزهای روستاها و شهرها بگذرند و حتی از مرزهای کشورها نیز عبور کنند و خلاقیتها با هم افزائی فکری و عینیت دادن اجرائی ، بطرف جهانی شدن بروند .

موارد قابل ذکر به اینها منحصر نمیشوند و قابل توسعه میباشند که میتوانند تاثیر گذاری چشمگیری در پیشرفت بشریت در جهان در جهت همافزائی معنادار افکار درخشان و خلاق ایفا کند که کوتاهی در این موارد به ضرر بشریت است .   

هر هدف را با هم افزائی جهانی میکنیم           با  هدفهای  قوی  ما   زندگانی    میکنیم

با همه اندیشمندان در هدف همسو شویم           با چنین فکری بسوی یک جهانِ نو رویم

با جهان سازانِ تاریخِ  تمدن، هر  زمان          میتوان با همدلی،همسو شوی درهر مکان

مرزهای فکرِانسانی نفوذش راحت است          با هم افزائی  چنین گنجینه را آری بدست

          همنشینی رازِ  انسان  را  جهانی   میکند          انتقالِ    فکر    را    اندیشه  آنی     میکند

 فکرهای  پخته  و  سنجیده  و مشکل گشا         میکند هموار راه و شاهراحت را هر کجا

   با تفکر گر هدفها را  به   همسوئی  بریم         درچنین تاریخ ما در انجام آنها هم (،)سریم

  بهترین کارِ بشر اندیشه های   برتر است         برترین  انسان  چنین  راهِ قوی ارد بدست

           ما به اندیشه ، هم افزائی، قوی تر میشویم         با توانِ فکرمان  تا  ende  دنیا    میرویم

            گرچه درراهِ هدف ره یابیت پایان نداشت         باغهای   زندگی  را  دائما" اندیشه کاشت

           میشود  اندیشه سازانِ   قوی  همسو شوند           با هم افزائی  بدان   هماره   پویا میروند

                   با تشکر و احترام

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

 

 

 

از کتاب پنجم – خواب دیدم آقای روحانی رئیس جمهور طنز بازی با روحانی که نامش سعید صلح طلب شده است

 

 

 

 

 

 

 

از کتاب پنجم – خواب دیدم آقای روحانی رئیس جمهور

طنز بازی با روحانی که نامش سعید صلح طلب شده است

          من کمتر خوابهای آشفته میبینم ولی خیلی وقتها پیش می آید که خوابهای عجیب و غریبی می بینم اما اکنون این خوابم را با شما عزیزان مطرح می کنم . شاید باعث شود که بتوانم شما را هم از دیدن خوابهای آشفته باز دارم . شما هم اگر خوابهای طنزو جدی و واقعی و غیر واقعی ببینید که کمی شما را تسکین دهد هرگز نگران نباشید زیرا که اثر گذاریش از تجویز ضد افسردگی چند دکتر روانشناس مناسبتر خواهد بود .

          خوابی که دیده ام بسیار هیجان انگیز و راز گشا برای اکثریت مردم ایران میباشد . ولی من قبل از مطرح کردن موضوع مطالبه گری مادی نمیکنم . من میتوانستم برای بیان گوشه ای از محتویات این خواب که از هر متقاضی مشتاق دو تومان طلبکارمیشوم  و می بایستی پس از واریز مبالغ مربوطه به شماره حساب من که مطمئنا" متجاوز از بیست میلیون نفر خواهد شد صبر کنم . اما این کار را نمیکنم چرا که صبرم لبریز شده است و بایستی همین الان بدون فوت وقت بگویم تا آرام گیرم . ولی شما خودتان را آماده کنید که مطالبه گری از راه میرسد . و خوابم را بیان میکنم و تمام شماهائی که این متن را میخوانید حد اقل دوهزار تومان بدهکارِ من میشوید . شماره حساب من برای واریز وجوه 5859 8310 0707 3611  میباشد . لطفا" اطلاعات واریزیتان را بشماره تلفن من پیامک کنید . و اما محتوای خوابم : سعید صلح طلب کارگر ورزیده و با هوش شرکت نیشکر هفت تپه است که لباس روحانیت ندارد و علیرغم این که ریشی هم نمیگذارد ولی همگی او را شبیه آقای دکتر روحانی رئیس جمهور و در یک راستای شخصیتی میدانند . آقای سعید صلح طلب شخصی است اجتماعی و دوست داشتنی و مردم دار که تمام افرادِ متفکری که با ایشان در تماسند با ایشان انس میگیرند و از گفتگوی با ایشان اظهار رضایت میکنند . او در دانشگاه رشته ی حقوق بین الملل را گذرانده است و سرپرستی پانزده تا بیست نفر کارگران را بعهده دارد که با تک به تک آنها رابطه ی صمیمی و منطقی دارد و علاوه بر ارتباطات کاری و صنفی و شرکتی ، نشستهای فکری قوی با متفکرین شرکت بصورت پریودیک دارد که هر ماه یکبار دوره ای جلساتی تشکیل میدهند و گفتگوهای جدی و معناداری که بیشتر جنبه های فرهنگی و اجتماعی دارد و درآمد و حقوق و جنبه های رفاهی و اقتصاد و سیاست ، در رده های پائین تر گفتگوهای آنها است که در آن نشستها مورد بحث و گفتگو قرار میگیرند . در چنین نشستهائی رشد فرهنگی و اجتماعی و هنری فردی و گروهی ، مورد گفتگو قرار میگیرد و در پایان هر جلسه ، نتیجه گیری رشدی از مجموعه ی گفتگوها توسط فردِ با دانشی که نویسنده هم هست تدوین میشود و نسخه ای هم به هر یک از حاضرین داده میشود که چنین حرکتی نه تنها رشد این تیم متفکر را بدنبال دارد بلکه در صورت بکارگیری چنین روشی ، کشور میتواند به رشدِ چشمگیر نیز برسد .

          از موضوع خارج شدم عذر میخواهم . آقای صلح طلب شخصیتی دارد مانند آقای روحانی . درآمدش مناسب نیست وحتما" و حتما" با قسم حضرت عباس که دُمِ خروسی هم ندارد کمتر از یک هزارم درامد اقای دکتر روحانی است . ایشان چندان هم خودش را درگیر مسائل درآمدی نمیکند و زندگیش را با تفکرهای ارزنده در جهت سالم اندیشی پیش میبرد و به دنبال بهانه است که با متفکرین در جهت پیدا کردن راه حلهای کاربردی رشد اجتماعی فردی و جمعی و گروهی ، نه تنها گفتگو کند که به تفاهمهائی برسند و بصورت کاربردی در جمع محدود متفکرینی که با هم هستند ، بصورت جدی عملیاتی نمایند . شش ماه است که چنین حرکتی را شروع کرده اند و دائما" میگوید که ای کاش چنین روشی مسیری گردد که تمام متفکرین مردمی کشور ، چنین مسیری را بروند و مدیریت ذاتی کشور را متفکرینی هدایت کنند که در میان مردمند و سالم اندیش و اهل تفکر و مدیران و مجریهای بالفطره ی کاربردی هستند و میتوانند بصورت ذاتی مسئولین ارزشمندی را بدون خودبینی و خودخواهی و منفعت طلبی شخصی ، و حتی بدون پذیرش پست رسمی به عهده داشته باشند و از طریق چراغ سبزی که آنها نشان میدهند ، ارگانهای سالم اندیش کشور ، بهترینها را برای کاندید های کردن برای پستهای بخصوص حساس و کلیدی ، به محیطشان معرفی کنند و حتی چنانچه چنین شخصیتهائی خودشان تمایل به کاندید شدن هم نداشته باشند ، دیگر متفکرین شایسته آنها را مجاب به کاندید شدن بکنند . سخت مشتاق است که مسئولین کشور اعلان آمادگی کنند که با متفکرین مردمی کشور ، نشستهای ارزشمند برگزار کنند و نتایجش را به ملت هدیه کنند .

          از خواب پریدم به یاد آوردم که در خواب با آقای صلح طلب نشستهائی داشتم که ایشان بصورت خصوصی و خودمانی گفت که اگر آقای روحانی رئیس جمهور ، بدون هیچ جو سازی و در بوق و کرنا گذاشتن ، آرام و بدون دارّ ودور یواشکی و بدون محافظ بیاید و به عنوان مستمع در این نشستهای ما نه بعنوان رئیس جمهور که بخواهد سخنران باشد بلکه بعنوان یک فرد از ملت که برحسب اتفاق مسئولیت سنگینی هم دارد در این جلسات حضور یابد و یک نسخه از نتایج ارزنده ی تدوین شده را دریافت کند و با احساس مسئولیت بسیار قوی و با صلابت و اقتدار در جهت شکوفا سازی کشور بکار گیرد .

و اما خوابی که دیدم با تله پاتی بسیار قوی با آقای روحانی رئیس جمهور همسو شد و تصادفا" با روشهائی که اتفاق افتاده و هنوز هم علم ماهیتش را کشف نکرده است ، ایشان نیز عین همین خواب را دیده اند و با خواندن این متن به من تلفن زدند ( تخیلی است ) و بمن گفتند : فلانی عجیب است که من هم عین خوابی که تو دیده ای را در خواب دیده ام . طبیعی است که تعبیری ندارد و هم من که نگران کم پولی نیستم شام سنگینی خورده بودم و احتمالا" هم شما که مانند تمام ملت ایران به حول و قوت الهی همگی در امنیت کامل و رفاه خوبی هستید و غیر از قشرِ کمی که در تنگنای اقتصادی قرار دارند و آنهم مشیت خداوندی است که ما تلاش مزبوحانه میکنیم که در مقابلش بایستیم . چرا که چراغی را که ایزد برفروزد ، هر آنکس پُف کند ریشش بسوزد . هر چه باداباد ما بسوختن ریشمان هم راضی هستیم . ولی حتما" شما هم در هر حال پُرخوری کرده بودید که مثلِ من چنین خوابِ آشفته ای دیدید ؟ اینظور است ؟ جواب این سئوال برای من جالب است که بدانم ملت هم مانند من میتوانند پُرخوری کنند که در آن صورت خیالم راحت تر میشود .

هر چند که ما از روی دلسوزی و احساس مسئولیت و برحسب وظیفه ی شرعی و عرفی و وجدانی تلاش کامل میکنیم که با این پدیده شدیدا" مقابله کنیم تا خدا چه خواهد . البته ممکن است که من و مسئولین دلسوزِ دیگر که تلاش در جهت خلاف خواسته ی خداوندی بنفع ملت انجام وظیفه میکنیم که ناشی از کناهان فجیع مردم ایران است . شاید خدا ما را ببخشد و به علت پُف کردمان ریشمان را  نسوزداند . و در روز قیامت هم خداوند ما را بابت این خدمت بزرگمان به ملت ایران زیاد بازخواست نکند که چرا شما در مقابل خواسته ی من که زجر دادن مردم ایران بدلیل کفر ورزی و قدرناشناسی و معصیت هایشان بوده است ،  سخت مقابله کردید ؟ که در ان صورت سخت گرفتار میشویم . من با دیگران کاری ندارم ودر مورد آنها چیزی نمیدانم ولی به سهم خودم باز هم در جواب دادن به خداوند در چنین شرایزی عاجز خواهم بود . چرا که واقعیتها ئی که ما میدانیم با علمِ ناقص است . علم کامل پیشِ خداوند منان و کریم است که نبایستی با آن رودرروئی عقیدتی کنیم و بایستی تسلیم محظ خواسته های خداوندی باشیم . طبیعی است که تدبیر بظاهرعقلانی من و شما در مقابل دانسته های خداوندی جز بچه بازی چیزی نیست و بایستی تسلیم محض دستورات خداوندی شویم و پایمان را از گلیممان بیشتر دراز نکنیم که کردیم و شرمنده ایم . میدانم جزای شدیدی را بدنبال خواهم داشت و پذیرا هستم .

***

طنز  روحانی  که  نرخش   را ریالی  میدهید         در چنین کارِ قوی در کارِ خوبان همرهید

با دلار و پوند و مارک ، ارزنده محصولت نخر         با تمامِ اشتیاقت این   چنین   طنزی بِبَر

بیست تومان نیست نرخش یک دهم هم کافی است        این سُرایش دلبراست آرد دلِ هرکس بدست

میُسرایم   شعرِ   طنز  و جدی از افکارِ   خود         مینویسم آنچه اجرایش از دل فرهنگ   شد

کاربردی   کن   تمامِ    آنچه    را  من    میدهم         من هم این گنجینه را از فکر ، میدان مینهم

گر   کند ملت    حمایت راهمان  عالی    شود       سفره اندازید رنگین ،  فرش ها قالی شود

بیسوادان هم   همه در   رشد و دانائی    روند      چون همه خوشفکرها درکشورت جاری شوند

میشود   راهِ    تمدن    را    چنین    آسان   نمود        گر رها گردد هر آنچیزی که اجرائی نبود

ما   به انجامِ  هدفهامان    قسم ها   داده ایم        شاهرگ را در گروگانِ نهان  بنهاده ایم

بیست میلیون اهلِ فکر و دانش و رمز آفرین        در کمینِ عشقِ عریانند  برخیز  و ببین

هر یکی با  عشق  نرخِ  طنز را  پرداخت  کرد        گر نباشد طنزِ زیبا می کشد هر زنده درد

تو     بدنبالِ      خریدِ     مُفتِ     کالاها    نرو         چون بدانائی توانی کرد  دائم  تو   درو

نرخ ارزان شد که  دنیا  می خَرَد محصولمان           خوب بازاری است غفلت بس،بخر با ما بمان

ما    همه   محصولمان  را زیرِ قیمت میدهیم          فرش قرمز هم چنین  در زیر پایت مینهیم

تو  فقط   پرداخت کن یک ذره نرخ بی بها         تا   شود  تشویق   تولیدم رود    تا  انتها

با هم افزائی به تولید  و عمل   با ما  شوی          تا پکن در چین و یا اتریش راهِ خود روی

چون که تولیدت بیارزد بیشتر ، تو غم  مخور       اینچنین تولید گنج است و خَرَد هر کس چو دُر    

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

 

چهارشنبه 99/5/1 

 

​متفکرین جامعه هدفمندانه و کاربردی می اندیشند و نتایجش درخشان است

 

 

 

 

متفکرین جامعه هدفمندانه و کاربردی می اندیشند و نتایجش درخشان است

           جامعه میتواند همانند روش ارزشمند متفکرین عمل کنند و نقش اساسی پیشرفت خودشان را بعینیت ببینند و به جامعه ی خودشان نیز خدمت شایانی بکنند و به زندگی معنای ارزشمندی ی بیشتری بدهند .

          اگر چنانچه ارزندگیهای دانشی و تفکری و رفتاری را شناسائی کنیم و همچنان که خودمان عمل میکنیم ، دیگران را نیز تشویق کنیم که در این راستا حرکت کنند و لذت رشد و پیشرفت را ملموس کنند ، چه چیزهائی برای زندگی انسانها مفید است که بار ارزشی آن زیاد است و اگر انسانها ، آنها را هدف زندگیشان قرار دهند اعتماد بنفس پیدا میکنند و دائما" مسیر راهشان را با نور عقلانیت پرورش یافته ، به روشنی میبینند و بتاریکیها کمتر فکر میکنند و فقط موقعی بسوی تاریکیها ذهنشان را هدایت میکنند که نتایج تلاششان ، قسمتی از ناشناخته ها را برایشان بشناساند که بدرد کاربردی کردن زندگی خودشان و اجتماعشان باشد . وگرنه در مسیر بیهودگی حرکت میکنند و لحظات زندگیشان را به هدر میدهند . مخترعین و مکتشفین و افراد هدفدار در این مسیرند و موفقند . انسان در مسیر زندگی خودش آزادی مطلق دارد و بایستی برای شناخت خود و مسیرِ خود ، با پرورش دانشی و آگاهی و تجربیات ارزنده ی خود ، به عقلانیت خودش تکیه کند و دائما" با افزایش توانمندیش پیشرفت کند و انتظار نداشته باشد که بی اشتباه باشد . هروقت به اشتباه خودش پی برد فورا" تجدید نظر در عملکردهایش بکند و راهش را اصلاح کند . این مسیر ، مسیری است ارزنده . کسانی که از ترس اشتباه هرگز به عقلانیت خودشان تکیه نمیکنند و دائم بدنبال مسیر دهی دیگران حرکت میکنند جزو بازندگان هستند . از تجربیات دیگران با تحلیل عقلانیت خودمان ، به نسبت آگاهی که داریم قضاوت میکنیم و تمامِ تصمیمهایمان بایستی از جانبِ خودمان باشد که فردِ متفکری شناخته شویم . بایستی ادبیات خودمان را در محاوره ها داشته باشیم و از بکاربردن واژه های بدون کاربرد که متاسفانه در جامعه زیاد شنیده میشود پرهیز کنیم که مشخص شود که تمام گفتار و عملکردهایمان ، با توجه به کاربردی بودن است و هدفمندی و برنامه ریزی در آن مشهود است و بلاتکلیفی در بیان و عملمان دیده نمیشود . عبارتهای انشااله و به امید خدا مبهم گذاری در تصمیم گیری است که محول به خداوند میکنیم و هیچ زمانی برای اجرا نشان نمیدهیم که نشان از بلاتکلیفی میباشد . کاربردی کردن هدفمندیها بیان روشن و مشخص و اعلان زمان اجرا دارد که فرد مسئولیت پذیر است و متعهد اجرا . روشمندی اجرا بایستی با مدیریت دقیق فردی انجام شود و نتایج مورد انتظار نیز کاملا" شفاف و آشکار باشند .

***

روشمندانه راهت  را  هدف  کن                   بسوی  آن  هدف باید روی چون

تو  فردِ  اهلِ  اندیشه  چو  گردی         در  اهدافِ   مشخص    پایمردی

هدفها   را    به   عقلانیتت    بر         و  محصولِ خودت در چنگ  آور

اگر  اهدافِ   تو   وابسته   باشد          مدیریت    نداری     میشود     بد

هدفداران    به   اندیشه    رهینند         و  در  اهدافِ خود  ره  را  ببینند

به دانش ، تجربه ، فهم  و درایت         به   این  نورِ  قوی گردی هدایت

و  عقلانیتت  ،  حکمش   قوی تر        رهت را  میشناسی  خوب و بهتر

هرآنکس عقلِ خود را حذف سازد        مسلم    زندگی    را    هم  ببازد

خوراکِ عقلِ تو  آگاهی ی  توست       بدون  تجربه  راهت  شود  سُست

اگر    عقلِ    تو    کارآئی   ندارد       هدفها   را   به   دشمن    میسپارد

که سُستیّ  و جهالت دشمنِ   توست      و  جاهل  در  هدفها  میشود سُست

قوی   مردان  ، هدفمندند   و   دانا       و  انجامِ    قوی   ماناست  ،  مانا

هدف ، انگیزه ، عقلانیت مهم است      و راهِ غیرِ آن پَست است بس پَست

مهندس یحیی ملک اذری تلفن : 09126793617

10/4/1399

بر گرفته از کتاب در دست تالیف " متفکرین اکنون و متفکرین مورد انتظار " که در اینده منتشر خواهد شد

 

 

 

جامعه متفکرین اثر گذار تشکیل شود و هدفمندانه حرکت کند

 

 

 

جامعه متفکرین اثر گذار تشکیل شود و هدفمندانه حرکت کند

          متفکرین جامعه بایستی با تعریف دقیقی از متفکر و تدوین هدفمندی ، بسوی هم کشیده شوند و جامعه ی معنادارو هدفمند را ایجاد کنند و با تدوین هدفمندیهای ارزنده ، حرکت کنند و به پیش بروند . و همه ساله نسبت رشد خودشان را نیز شناسائی کنند و رشد کلان و موردی را نیز جزو هدفمندیهای خودشان قرار دهند . با چنین روشی متفکرین جامعه بصورت مشخص ، قابل شناسائی خواهند بود و در میان عوامل مختلف و متعدد تفکری ، مانند سطح تحصیلات و یا شخصیتهای صنفی و تخصصی و نشانه های عمومی اجتماعی شناسائی نخواهند شد و متفکرین اجتماعی که تاثیر گذاری دقیق و مشخص در پیشرفت سیاستگذاری و تدوین فرهنگ سازی اجتماعی ی پایدار را دارند و هیچ وابستگی هم به مسئولین کشور نداشته باشند ، نقش آفرینیشان تعیین کننده خواهند بود و بصورت مستقل ، جامعه را بسوی رشد و ترقی و پیشرفت حرکت خواهند داد . متفکرین علاوه بر این که خودشان از تمامیت مزایای تفکری استفاده میکنند ، ارزش واقعی تفکری که میتواند رشد را معنا دهد و تاثیر گذاری زیادی هم برای رشد جهانی ایجاد کند را نیز بصورت مستمر ، شناسائی و به اطلاع آگاهان خواهند رساند و ارزش شاهرگهای تفکری را بصورت شفاف به عینیت خواهند رساند .

          چرا چنین کاری صورت نمیگیرد ؟ چرا متفکرین جامعه در درون فردی ی خودشان گرفتارند و بصورت معنادار،  اجتماعی و جمعی نمیشوند مگر در بعضی از شاخه های فرعی ، که خودشان در آن سیاستگذاریها چندان نقشی ندارند . متفکرین اکثرا" با تدوین مقالاتی در اجتماع دیده میشوند که یا مقالاتشان مستقل از اجرا مسیر حرکتیش را ادامه میدهد و مسیرهای اجرائی بصورت مستقل در دست سیاستمداران و عوامل دیگر قرار دارد و مدیریتش ارزشمندی لازم جامعه ی تفکری را ندارد . متفکرین بصورت ارائه سخنرانی و یا نوشتن کتاب و یا شرکت در سمینارها و همایشها دیده میشوند که هرچند بسیار ارزشمند است ولی نقش فردی دارد که یک متفکر ارائه میدهد و مختصر سئوال و جوابی هم اتفاق می افتد که با تاثیر گذاری بسیار ارزشمندِ تبادل نظر و نتیجه گیریهای مستمر ارتباطات فکری و رفت و برگشتی دیدگاه های متفکرین ، فاصله ی زیادی دارد . این بخش قضیه بسیار جای رشد دارد و اکنون در حداقل قابل اغماض میباشد . اگر چنین کاری شروع شود ، تعیین کنندگی متفکرین تاثیر گذار اجتما ع ، به اوج خواهد رسید و اکثریت مسئولین کشور نیز با دادن چراغ سبز از طرف متفکرین صاحبنظر ، از لایق ترین افراد برسرکارها گمارده خواهند شد و حرکتهای علمی و تفکری جایگاه محکم و معناداری پیدا خواهد کرد و تاریخ جامعه ی کهنمان پیشرفت قابل قبولی خواهد داشت و جامعه گرفتار موجهای بی هدف و مخرب قرار نخواهد شد .

          برای زمینه چینی تشکیل چنین جامعه ای متفکرین کشور میتوانند نشستهای تفکری گروهی و جمعی را بصورتی تشکیل دهند که هدفمندی همسویانه ی رشد فردی و جمعی و اجتماعی را شناسائی کنند و همه ی اعضاء آن جمع ، به ارزش و اعتبار بالای آن هدف اذعان داشته باشند و با جدیت و صمیمیت کامل در جلسات معنادار آن که با پریودهای مشخص شده مانند ماهی دوبار و یا هرماهه تشکیل شوند حضور جدی داشته باشند و نتایج جلسات نیز صورتجلسه میشود و از طرف تمام شرکت کنندگان در جلسات بقصد دقیق و معنادار کاربردی کردن موارد مطرح شده از طرف تک به تک اعضاء اهتمام جدی صورت می گیرد و در پریودهای سه ماهه اثر گذاری کاربردیش در روشهای فردی و جمعی و اجتماعی بررسی و ارزشگذاری می شود که پیشرفت محسوسی که از این نشستها حاصل میشود به عینیت درآید . چنین نشستها و کاربردی کردن آنها در رشد واقعی جامعه و خود متفکرین و نشان دادن ارزش واقعی وجودیشان بصورت فردی و جمعی بسیار چشمگیر خواهد بود .  

***

جامعه سازان   هم اندیشی   کنیم        فکرها را خرجِ دوراندیشی کنیم

دوراندیشانِ       فکرِ      کارساز       در عمل باید شود هر فکر ، باز

فکرِ     فعالانِ     اندیشه     رَوَد        سوی کارآئی، چه زیبا میشود؟

       طرح   و  اندیشه  هم افزا  میشود       حاصل   ارزنده   پیدا    میشود

فکرِ  هر   صاحبنظر  ،  زنجیروار       با هم افزائی  شود   میدانِ  کار

در  چنین  میدان   بکار   آید   هنر      تو هنر  را   تا   مدیریت    ببر

فکر و طرح کارِ جمعی رونق است      در چنین  شیوه  هنر آید بدست

تو  هنرمندانه  در   جمع ات   بمان     قدرِ دانش   آفرینان   را    بدان

با   توانمندی    کنی     خلقِ    هنر     این هنرها  را  تو  بر صحنه ببر

صحنه های   کاربردی    را    ببین      در   کمینِ    کارسازیها     نشین

کارسازی  کن ، هم افزا   خلق   کن     اصلِ معنا درهم افزائی است چون

فکرِ خوبان   در  عمل   غوغا   کند     هر   عمل   طرح   تو را پویا کند

گر  تو  باشی   صاحبِ   اندیشه ای     با  دگر  صاحبنظر   هم پیشه ای

این     سبدهای     عمیقِ    دانشی      باید  الزاما"   به  اجرایش کشی

 

کاردانانِ       لایق       پُشتِ    هم      میکند  زرین   اثر   انگشتِ   هم

کارها   را    اینچنین    پُر بار   کن      ناتوانی   را   ذلیل   و  خار   کن

کارِ    جمعی    ارزشت    بالا    بَرَد     مشتری   با   نرخ   بالا    میخرد

          مهندس یحیی ملک اذری تلفن : 09126793617

 

9/4/1399

         

بر از کتاب در دست تالیف " متفکرین اکنون و متفکرین مورد انتظار " که در اینده منتشر خواهد شد