» مطالب مفید » پیام روز

​مشکلات آپارتمان نشینی مهندس ملک آذری مشاور شما در مشکلات آپارتمان نشینی

 

 

 

مشکلات آپارتمان نشینی

مهندس ملک آذری مشاور شما در مشکلات آپارتمان نشینی

 

راهکارهای خوبی در آپارتمان نشینی ما در اختیارتان می گذاریم

خانمی نامه ای به من نوشته است و از درگیری ی دائم در آپارتمانشان شکایت دارد . می گوید که من و بچه هایم عاجز شده ایم و دیگر امنیت زندگی در ساختمانمان را نداریم . دائم در ساختمان درگیری است و افراد به همدیگر اهانت می کنند و امنیت از بین رفته است . همه ی ساکنین با سرافکندگی با یکدیگر می جنگند . آقای مهندس ، چه پیشنهادی برای من داردید ؟

خانم محترم متاسفم که شما چنین گرفتار شدید : راهکار رفع مشکل در آپارتمان نشینی به فرهنگ ساکنین آن آپارتمان برمی گردد ولی برای کاهش مشکل شما پیشنهادهای زیر ارائه می شود که هم اطلاعات شما را افزایش می دهد و هم می توانید با آرامش و صمیمیت با افراد درگیر صحبت کنید و این اطلاعات را در اختیارشان قرار دهید .

راهکارهای پیشنهادی :

مردمانی که امروزه در منازلی به آپارتمان سکونت دارند با فکر و خیال و تصور خانه های غیر آپارتمانی گذشته گذر عمر می کنند و گاهی همین امر، باعث بروز نزاع و درگیری میان ساکنان آپارتمان ها می شود.

 

آپارتمان نشینی، واژه ای هم نشین با برخی از مشکلات است؛ مانند اینکه چون شما باید با چند خانواده دیگر کنار بیایید، همیشه حواستان باشد که مزاحم دیگران نشوید، برای تقسیم هزینه‌های ساختمان سهم شارژ پرداخت و شارژ عقب افتاده همسایه را به او یادآوری کنید و اختلافات ناشی از این مسائل را حل‌وفصل کنید.

رعایت دقیق این بایدها و نبایدها و حرکت روی مدار اخلاق، به «فرهنگ آپارتمان‌نشینی» معروف شده است؛ فرهنگی که در برخی مناطق شهری به‌ کندی در حال پیشرفت است؛ اما اگر هر کس حد و حدود خود و دیگران را در زندگی آپارتمانی بشناسد، اختلافات کمتری بروز خواهد کرد. رعایت فرهنگ آپارتمانی به ‌آسانی رعایت چند گزاره اخلاقی و قانونی ساده است. قانون تملک آپارتمان‌ها و آیین‌نامه آن می‌تواند راهنمای شما در این خصوص باشد.

  • تعهدات مربوط به مالک یا مستأجر در اداره ساختمان های مشمول قانون تملک آپارتمان ها یکسان است و استفاده کننده قانونی خواه مالک یا مستاجر در این باره متعهد است.
  • قسمت های مشترک مجتمع های آپارتمانی شامل زمین، تأسیسات مشترک مانند سیستم گرمایش و سرمایش مشترک، چاه، انشعاب برق مشترک، بالابر، فاضلاب، انشعاب آب مشترک، انبار مشترک، لوله ها و سیم های برق، اسکلت ساختمان، بام، راهرو و راه پله ها، درب و پنجره ها در قسمت های عمومی، رختشوی خانه، حیاط، محوطه ساختمان که بخشی از ملک است، حیاط خلوت، اتاق سرایدار، نمای ساختمان، انبار عمومی و تلفن مرکزی و به اصطلاح مشاعات ساختمان است. هر آنچه مطابق صورت جلسه تفکیک آپارتمان ها اختصاص به آپارتمان خاصی ندارد، مشترک و مورد استفاده همه مالکان و متصرفان قانونی است. این قسمت ها غیرقابل انتقال است و هر مالکی یا قائم مقام او به نسبت مالکیت خود و مساحت آپارتمانش در آن به صورت مشترک و مشاعی سهیم است.
  • سمت های اختصاصی هر ساختمان شامل قسمت هایی است که برای آن سند مالکیت جداگانه با تعیین مالک صادر شده یا به صورت عرفی اختصاص به یکی از مالکان دارد. پارکینگ و انباری اگر رسمی یا عرفی متعلق به یک آپارتمان باشد متعلق به آن و مالکش است و در غیر این صورت باید به صورت مشترک با توافق مالکان دیگر بهره برداری شود.

هر یک از مالکین می تواند با رعایت مقررات این قانون و سایر مقررات ساختمانی، عملیاتی را که برای استفاده بهتری از قسمت اختصاصی خود مفید می داند انجام دهد، هیچ یک از مالکین حق ندارند بدون موافقت اکثریت سایر مالکین تغییراتی در محل یا شکل در یا سردر یا نمای خارجی در قسمت اختصاصی خود که در مریی و منظر باشد بدهند.

  • هزینه های مشترک، هزینه هایی است که برای استفاده، حفظ و نگهداری عادی ساختمان و تأسیسات و تجهیزات و هچنین هزینه های اداری و حق الزحمه مدیر یا مدیران ساختمان پرداخت می شود. این هزینه ها شامل مواردی همچون رنگ آمیزی دیوارها و نرده های مشترک و سرایدار در صورت استفاده و  دیگر موارد هزینه های مربوط به بخش های مشترک می شود. سهم هر یک از مالکین از مخارج با نسبت مساحت اختصاصی هر آپارتمان به کل بخش های اختصاصی دیگران تعیین و از هر آپارتمان دریافت می شود. هزینه های مشترک هم با تساوی از همگان دریافت می شود. بدیهی است اگر بر مبنای قانون و عرف قسمتی از بخش های عمومی مشترک مورد استقاده اختصاصی کسی یا کسانی است، باید هزینه های آن را استفاده کننده بپردازد. در عین حال امکان قانونی هم برای تنظیم قرارداد بین مالکین برای چگونگی محاسبه سهم هر مالک در هزینه ها وجود دارد. همچنین مالکین می توانند توافق کنند که برخی از آن ها هزینه های بخشی از ساختمان را به صورت انحصاری تقبل کنند
  • نمای ساختمان بخش مشترک آن و متعلق به همه مالکین هستند. آن بخش از ورودی آپارتمان ها و سردرب آن ها که در ظاهر و زیبایی موثر و پیداست، جزو مشاعات و بخش مشترک محسوب می شود؛ بنابراین هیچ تغییر و اصلاحی در این موارد نباید بدون موافقت دیگر مالکین انجام شود.
  • در هر ساختمان مشمول قانون تملک آپارتمان ها که مالکین بیش از سه نفر باشند، باید مدیر یا مدیرانی توسط مجمع عمومی مالکین انتخاب شود. اداره و حفظ ساختمان، دریافت و پرداخت هزینه ها، بیمه آتش سوزی ساختمان، تعیین سهم هر آپارتمان در هزینه ها و اعلام آن، خودداری از ارائه خدمات مشترک به بدهکاران، مطالبه طلب از بدهکاران از جمله با طرح دعوی در دادگستری و مراجعه به اداره ثبت.
  • عدم پرداخت هزینه های مشترک از جمله مشکلات مهمی است که مالکین و مدیریت ساختمان با آن مواجه می شود. به طور معمول با ابلاغ نامه یا نصب فهرست بدهی ها در ساختمان از بدهکار خواسته می شود که بدهی خود را بدهد. اما قانون به مدیر این اختیار را داده است که با ارسال اظهارنامه و یا مراجعه به دادگاه این طلب را دریافت کند. در صورت خودداری مالک یا استفاده کننده آپارتمان از پرداخت بدهی، مدیر می تواند دسترسی بدهکار را به خدمات مشترک مانند برخورداری از سرمایش، گرمایش و برق و آب مشترک را ناممکن کند. همچنین در صورت عدم امکان قطع دسترسی بدهکار، مدیر می تواند با مراجعه به دادگاه و رسیدگی خارج از نوبت، درخواست عدم ارائه خدمات مشترک به بدهکار کند. در عین حال نه تنها مدیر می تواند با مراجعه به اداره ثبت اسناد و املاک کشور درخواست صدور اجرائیه و توقیف اموال بدهکار ـ هم مالک و همم استفاده کننده ـ را بدهد بلکه امکان دریافت خسارت تأخیر پرداخت بدهی را دارد.

امیدوارم این ارائه ی طریق در بهبود وضعیت آپارتمانتان موثر واقع شود .

مهندس ملک آذری راهکارهائی برای کاهش مشکلات آپارتمان نشینی ارائه می دهد . چرا باید دائم در تنش باشید ؟ با ما تماس بگیرید و آرامشتان را افزایش دهید .

مهندس ملک آذری

مشاور علمی و تخصصی برای آرامش شماست

سیم مهر ماه 1399

 

 

 

ارائه ی مشاوره برای تعیین هر نوع باورمندی – کشف 99 اینجانب

 

 

ارائه ی مشاوره برای تعیین هر نوع باورمندی – کشف 99 اینجانب

مدیر موسسه ی گاندی دیجیتال زمان که با شماره ثبت 49794 مورخ 25/3/1399به ثبت رسیده است و طی شماره 139930400901025161 مورخ 16/4/99 در روزنامه رسمی نیز منتشر شده است و این کشف با شماره 1103 مورخ 14/6/99 به سازمان یونسکوی ایران نیز ارسال شده است . افتخار دارد باطلاع عزیزان برساند که موسسه  مشاوره برای تعیین در صد هر نوع باورمندی ی هدف – موفقیت – تصمیم برای اجرائی کردن یک طرح مهم – باورمندی شغلی و صنفی – تصمیم به سرمایه گذاری ی مهم – باورمندیهای دینی و مذهبی را برای متقاضیان محترم را فراهم کرده است .

          برای انجام این مشاوره از متقاضی خواسته میشود که ساعتی در خلوت متمرکز شود و در مورد مطلبِ مورد نظر ، ده مشخصه ی ترجیهی خودش را بنویسد و به اینجانب بدهد . بر اساسِ نوشته های متقاضی سئوالاتی میشود و با توجه به همه ی جوانب شنیداری و دیداری و رفتاری ی ایشان ، با بارم بندیهائی نسبت به آگاهیهای مربوطه ، قدرت تصمیم گیری ی ایشان ، و شدت توان انجامِ کار و توانِ جمعی ، در مقیاسِ یک تا صد ، بصورت کاملا" هوشمندانه و علم نگرانه برآورد میکنم . در انجامِ اینکار واکنش خودِ متقاضی را نسبت به هر مرحله ی تشخیصم ، رعایت میکنم که به نزدیک شدن به هدفم کمک شایانی میکند .

          در این مشاوره که تماما" با تکیه به نوشته های مکتوب متقاضی و با گفتگوی عمق نگرانه نسبت به توانمندیهای ایشان و با توجه به کفایت آگاهیهایش نسبت به انگیزه و هدفش که در نظر گرفته می شود ، و کنجکاوانه از مجموعه ی گفتاری و رفتاری و توجه عمیق به زبان اعضاء بدن ایشان ، موارد لازم کشف شده و با خودِ ایشان نیز در میان گذاشته می شود که مرا در نزدیک تر شدن به تشخیص درست یاری میدهد .

          نرخ انجامِ مشاوره برای هر نفر مبلغ ششصد هزار تومان می باشد لطفا" برای هماهنگی با شماره تلفن : 09126793617 تماس حاصل فرمائید .

موسسه گاندی دیجیتال زمان

مهندس یحیی ملک آذری

www.malekazaridigital.com

 

 

 

صلح طلب - دوست همه - بج سینه ای که تا اخرین نفس با من خواهد بود دنباله روی نکنید آنچه را که به آن علم ندارید – قران کریم – فایل:کتاب دوازدهم

 

 

 

 

صلح طلب – دوست همه

بج سینه ای که تا آخرین نفس با من خواهد بود

 
 

دنباله روی نکنید آنچه را که به آن علم ندارید – قران کریم – فایل:کتاب دوازدهم

          سلام بر تمامی متفکرین و نخبگان و سالم اندیشان جهان که مخاطبین اصلی من ، متفکرین و نخبگان اسلام باوری هستند که تکیه گاه باورمندیشان قران کریم است و میخواهند خودشان را بسازند و علمی نگری ی آنها غوغا میکند و هرگز از عقلانیت و علم نگری فاصله نمیگیرند و از طریق قران دائما" با تفکرات نخبگی خودشان بدنبال کشفهائی هستند همانند دانشمندان علم نگر که یافته های آنها در کوتاه ترین مدت ، راهگشای تمدن بشری میشود و نامشان در تاریخ جهان میماند و درخشندگی آنها همیشگی میباشد .

و (ای انسان) هرگز آنچه را که بدان علم و اطمینان نداری دنبال مکن که چشم و گوش و دل همه مسئولند.      آیه ای در قران هست وَلَا تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ ۚ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولَٰئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا آیه 36 سوره اسراء

Do not pursue that of which you have no knowledge. Indeed hearing, eyesight, and the heart—all of these are accountable.

متفکرین و نخبگان جهان ! هیچ لزومی ندارد که فقط تکیه بکنید به وحی بودن قران . ولو این که برای باورمندان مسلمان وحی بودن قران قطعی میباشد و هیچ شکی هم در آن ندارند . که چنین باورمندی هم بسیار ارزشمند است و در وحله ی اول ، این باورمندی یک باورمندی شخصی میباشد . پس چون یک میلیارد و چهارصد میلیون مسلمان در جهان وجود دارد در چنین باورمندی ی شخصی همگی مشترکند و همسو . حال به مفهوم آیه ی فوق بپردازیم که بدون هیچ محدودیتی تمام متفکرین جهان و حتی آنهائی که به وجود خدا هم اعتقادی ندارند به این مفهوم بصورت عقلانی و علمی باورمندند و دقیقا" هم بر این باور عمل میکنند . مبادا مسلمان باشیم و چنین نکنیم که جای تاسف است که متاسفانه اکثر مسلمانها هم چنین نمی کنند . علم را به غلط ما وابسته و در اختیار بشر میدانیم که چنین نیست . علم متعاق به هستی اشیاء و موجودات می باشد و در کنه و ذات هر ماده و غیرِ ماده هم علمش در درون خودش میباشد ( موضوع کشف 88 اینجانب ) و دانشمندان و متفکرین و نخبگان ، گوشه هائی از آنها را کشف میکنند و در جهان مورد استفاده قرار میگیرد و این کشفیات را علم میشناسند که میتواند به زودی و یا پس از قرنها اشتباه بودنش ثابت شود که از روی ناآگاهی چنین اشتباهات را به علم نسبت میدهند . در صورتی که این اشتباهات مربوط به دانشمندی میشود که چنان کشفی را کرده است و آن را درست دانسته است و جهان هم برای  مدتهای کوتاه و یا دراز مدت از آن بعنوان علم استفاده کرده است . کشفهای جدید که جایگزین این کشفها میشوند نیز همینطور هستند . مثلا" قبل از گالیله ، دانشمندان کره ی زمین را ثابت شناسائی کرده بودند و بنام علم شناخته شده بود که قرنها نیز همچنین همگان و از جمله کلیساها قبول کرده بودند که گالیله خلاف آن را ثابت کرد و کلیساها قصد کشتن او را داشتند که چرا مسیرِ کفر را میرود . ولی بالاخره متفکرین علم نگر جهانی ، درست بودن کشفِ گالیله را فهمیدند و بنام عِلم جایگزین کشف قبلی گردید . در صورتی که ماهیت ذاتی عِلم بدون ارتباط با باورمندیهای مردم و حتی دانشمندان و نخبگان وجود دارد و شناخته شدن آن هیچ تاثیری هم بر موجودیتش ندارد . اگر چنانچه نیوتن جاذبه ی زمین را کشف نمیکرد هم جاذبه ی زمین وجود داشت و همیشه هم وجود خواهد داشت ولو کسی هم نشناسد .

نخبگان و متفکرین قران نگر و مسلمانان ! با دنیای مدرن علم نگر حرکت کنید و هرآنچه را از قران در رابطه با عقلانیت و علم سراغ دارید که چه شمای متفکر و یا من و دیگر متفکرین در هر نقطهای از دنیا از طریق آیات قران هدیه ای بدنیای علم و آگاهی داشتیم بدون توجه به باورمندیهای دینی که باورمندی ی شخصی است  و تعصب و زورچپان کردن دیدگاههای فردی خودمان به دیگران ، و اصرار به الهی بودن آیات جایگاه علمیش را برای جهانیان باز کنیم و نشانه های آیات را برای متفکرین علم نگر جهان ارائه دهیم که اگر چنین شد دین هم مانند علم جایگاه تمامی متفکرین و نخبگان جهان قرار خواهد گرفت و تمام باورمندان دینی هم علم و عقلانیت و تفکر را اصلِ اولیه برای بشریت خواهند شناخت و هر مطلب ناشناخته و دور از ذهن را ماخذش هرچه که میخواهد باشد به دور خواهند انداخت و در دریای ناشناخته ها کورکورانه شنا نخواهند کرد و چراغ راهشان عقلانیت و علم و آگاهی خواهد بود و تمام سخنان و عملکردهایشان با این محوریت حرکت میکند . سعی می کنند هرآنچه را که نمیشناسند ولی فکر میکنند که اگر شناخته شود بدرد بشریت میخورد ، با استفاده از تمام دانشهای بشری و دانشمندان عملگرای کشورهای پیشرفته ، مانند ژاپن ، آمریکا ، کانادا وووو بسوی کشفِ موضوع ها بروند که اطلاعات کشف شده متصل باشد و نه منفصل و باورمندیهای ماورائیشان را ولو به میلیاردها نفر مشترک هم که برسند شخصی تلقی کنند و فقط در جمع باورمندان واقعی مشترک ، که علم هم دارند و نه خیال پرورانِ بی دانش و نا آگاه که مسیرِ علم را نمیشناسند و یک باره به خدا و پیغمبر و ماهیت جهان هستی میرسند که الفبای آن را هم نمیدانند . و در مقابل دانشمندان نخبه و آگاه و فهمیده ، قد علَم میکنند و اظهار وجود میکنند و جهان را به عقب ماندگی دعوت میکنند و در این راه بدنبال بسیج نیروهای انرژی دارِ بیسواد و دنباله رو میروند و جهان را با بحران روبرو میکنند .

  

***

میشود  دنیای   دین   در علم  و  آگاهی  رود              آنچه  را  عقلِ  بشر دانست ، آن اجرا شود

عقلِ   دانا   نورِ   راهِ    ارزشِ  انسان   شود             هر چه را انسان بداند خوب هرگز نیست بد

گرچه در هر مرحله در راهِ عکسش یافت راه             وای  بر انسان ، که از غفلت بیفتد توی چاه

آه انسان ! عقلِ خود را خوب  عریان می کنی             اصل،عقلانیت بُوَد  آن را تو ویران می کنی

 چاهِ ویلِ هر بشر جهل است   و  نادانیّ  و شر           تو بپرهیز از چنین راهی که هستی در خطر

هر مسیرِ  عقل  را   اندیشه  سازِ   خویش  کن            در چنین راهی شوی انسان که خوبستند*چون

بازسازی   میکند    اندیشه ها   راهِ    تو    را            گر   نیندیشی  ندانی  راهِ  خود   را   هم بجا

ای بشر !   راهِ  خِرَدورزانِ   دانا    را   بگیر            با خِرَدورزی  بزی ،  در  راهِ  دانائی  بمیر

راهِ  هستی   را   خِرَدمندان   منور   می کنند             با  خِرَد  این  نور را ، دانا ! میسر می کنند

هر عمل  از  راهِ  دانش  اوج  میگیرد  بشر !             تو  بدون  عقل  و دانش جاهلی ای دربدر ؟

هیچ شخصی جز به دانش،راهِ خوبان را نرفت            هیچ عاقل هم نسوزد،عشق باشد پخت و تفت

ما  خِرَدمندان   بسوی   عشقِ   پختن  میرویم             از  قیامت  هم  نباشد  عاشقان  را  هیچ بیم

چون خِرَمندان  رها  از ترسِ  بی مورد  شوند            راه  عقلانی  به   نورِ  دانشِ  خود  میروند

          *خوبستند=خوب هستند

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

تولید سه شنبه  ششم شهریور1399

 

 

 


متفکرین ، ارزشِ علم از بین نرود

 

 

 

 

 

 

 

متفکرین ، ارزشِ علم از بین نرود ، مدیریت و هوشمندی و آگاهی و تجربه به خفت نیفتد ، توانمندان اهل عمل شناسائی و مصدر کارهای کلیدی شوند-کتاب هشتم

          عزیزان متفکر ، میشود که شما بزرگواران با تدابیر ارزنده و تیزبینی و با بهترین روشهای بدون تشنج آفرینی ، مسئولین را آگاه کنید که چنین کنیم . چرا باید ارزشِ علم از بین برود ؟ محورِ این گفتگو فقط و فقط خودرو سازی است . آیا میخواهیم ایران سرافراز شود ؟ به تمام ایرانیان در تمام اقصی نقاط جهان پیام بدهیم که دست دوستی و همکاری با متفکرین ایران که حدود سه میلیون نفر هستند و در میان مردم زندگی می کنند و سالم اندیش هستند و ایران آباد را میخواهند همکاری و همفکری کنند و وارد میدان عمل شوند . سخن های خوب و فانتزی و کادو پیچ شده که هرگز به عمل تبدیل نشود ، ارزشی ندارد . مسئولین موظفند در محوریت خواست همگان که حدود هشتاد و سه میلیون نفر هستند و رهبریت فکری آنها از طریق شما متفکرین میباشد جانانه همراهی و همکاری کنند . مسئولین دلسوز نیز مسلما" خائن کشور نیستند و بایستی همکاری کنند . ما متفکرین کشور توانائی آن را داریم که با اندیشه های درخشانمان کشور را بسوی تمدن و پیشرفت چنان هدایت کنیم که از هر طرح ارزنده و کاربردی که با زمانبندی معقول بتواند اجرائی شود بدون هیچگونه تشنج آفرینی ، صمیمانه با هماهنگی همدیگر میدانداری فکری ارزنده ی علمی ، که جهان هم مشتاق است را با کمک مسئولین دلسوز سازماندهی کنیم و نتایجش را همگان ببینند . میدان را باز کنید و همگی هم با آرامش و صلح و صفا وارد میدان شوید و تمام موانع را با درایت و علم نگری و با آرامش برطرف کنیم ، میشود چنین کرد .

          صنعت خودرو سازی محور گفتگو میباشد . هر انسان آگاه و توانمندی بدون هیچ قید و شرط بایستی با آغوش باز پذیرفته شود و هرگز وارد مقوله های غیر مرتبط نشویم و تفتیش عقاید را که مردودترین در جهان است را کناری بگذاریم و به فکرِ پیشرفت کشور باشیم . علم و دانش و آگاهی و مدیریت قوی و توانمندیهای اجرائیِ متکی بر تجربیات عینی شده در ایران و جهان ، فقط معیار سنجش باشد . میدانم ما مشکل قانونی داریم که همگی ما هم به قانون احترام میگذاریم در صورتی که تمام قوانین و حتی قانون اساسی را بتوانیم در کمترین زمان ممکن به منطقی ترین شکل عقلانی و علمی که مورد پذیرش سه میلیون نفر متفکر ایرانی باشد و با پشتوانه ی قوی حمایت دانایان و آگاهان همچون شما متفکرین و به نفع تمام ملت آگاه ایران برسد ، اصل قرار گیرد و افراد خوشنام متفکرین مردمی نیز قادر خواهند بود که به ابهامات موجودی که از طرف هرکسی مطرح شود بصورت کاملا" علمی و منطقی در رسانه های عمومی بدون سانسور جواب بدهند و افکار عمومی را علمی نمایند .

          ایران هوشمند لزومی نمیبیند که دنباله روی ی کورکورانه بکند . کشور چین را که پیشرفتش در تولید خودرو اول است معیار تیزبینانه ی علمی قرار میدهیم و الگوهای ارزنده میگیریم و با عقلانیت و علم قوی خودمان و با توجه به شرایط موجود به طرحهای متفاوت تبدیل میکنیم که تمام خلاقیتهای خودمان نیز در آن ملموس گردد . به این موارد توجه کنید .

منبع : اینترنت -         عوامل پیشرفت خودرو سازی در چین چیست ؟

دولت چین همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید.

صنعت خودرو را به عنوان یک صنعت محوری

همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید

در این راستا خودروسازان خارجی موظف بودند درصدی از قطعات را از داخل چین تأمین کنند

صادرات خودرو سواری با برندهای چینی باید 10% از حجم تولید و فروش را به خود اختصاص میداد.

بنگاه‌های خودروسازی کره‌ای که به جای استراتژی سرمایه‌گذاری مشترک خارجی به استراتژی تامین فناوری از منابع متنوع و توسعه درون‌زا تکیه داشتند، موفق شدند به خودروسازان جهانی تبدیل شده و بیش از 70% از محصولات آنان به فروش در خارج از کره اختصاص دارد.

ویژگیهای سرمایه گذاری و اقتصادی تولید خودرو در چین کدام است ؟

دولت چین همکاری و مشارکت با خودروسازان خارجی را به عنوان راه توسعه این صنعت برگزید. بر این اساس خودروسازان خارجی که برای دسترسی به بازار بزرگ و در حال رشد چین علاقه زیادی نشان می‌دادند، مجبور بودند برای فروش خودرو در چین، شرکت‌های مشترک 50%-50% با شرکای چینی تاسیس کنند.

ویژگیهای توانمندیهای علمی و مدیریتی و اجرائی وزارت صنایع و تولید کنندگان چگونه است ؟

می‌توان به دو بازیگر «بنگاه‌های بزرگ»، «بانک‌های عمومی (توسعه‌ایسرمایه‌گذاری) و کنترل بازار پول» و یک ویژگی کاملا مشخص«کنترل و هدایت سرمایه‌گذاری‌های تولیدی (اجتماعی‌سازی سرمایه‌گذاری)» اشاره کرد.

بر اساس گزارشی که مرکز پژوهش‌های مجلس منتشر کرده، دولت مرکزی چین طی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ برای حمایت از صنعتی شدن سریع، سرمایه‌گذاری‌های وسیعی انجام داد، بر این اساس در سال ۱۹۷۸ نزدیک به سه چهارم تولیدات صنعتی این کشور توسط بنگاه‌های دولتی (SOEs) که به‌صورت مرکزی کنترل می‌شدند مطابق با اهداف برنامه‌ریزی مرکزی تولید می‌شد. در این دوران بنگاه‌های خصوصی و بنگاه‌های با سرمایه خارجی عموما ممنوع شدند

بنابراین حجم بالای منابع و وام‌های سیستم بانکی را به بنگاه‌ها و طرح‌های بزرگ اختصاص داد. روش پیش گرفته موجب شد تا در سال ۱۹۹۳ بانک جهانی اذعان کند که مکانیسم دخالت در تخصیص اعتبار، عامل اصلی معجزه اقتصادی شرق آسیا بوده است.

در واقع دولت چین تا سال ۱۹۹۸ با تخصیص متمرکز اعتبارات با اجرای رژیم هدایت اعتبار و سپس با ترکیبی از طراحی نظام انگیزشی خاص به رفتار سودجویانه بانک‌ها و تخصیص متمرکز، خلق اعتبارات بانکی را در جهت طرح‌های توسعه‌ای و با اولویت‌های اجتماعی سوق داد که هیچ‌گاه در اولویت‌های مکانیسم قیمتی قرار نمی‌گرفتند.

توانمندان اثر گذار در خودرو سازی چین چه خصوصیاتی داشتند ؟

چهار شرکت اصلی تولیدکنندهٔ خودروی چین که طبق رسم با نام «چهار بزرگ» شناخته می‌شوند، سایک موتور، دانگ‌فنگ، فاو و چانگان هستند. سایر خودروسازان چینی شامل جیلی، گروه خودروسازی پکن، برلیانس اتومتیو، گروه خودروسازی گوانگ‌ژو، گریت وال، بی‌وای‌دی، چری و جیان‌گوای جی‌ای‌سی می‌شوند. علاوه بر این چندین تولیدکنندهٔ چند ملیتی نیز با تولیدکنندگان بومی چین مشارکت می‌کنند.

            اما چین با تولید ۲۹ میلیون و ۱۵ هزار دستگاه خودرو، بزرگ‌ترین خودروساز جهان در سال ۲۰۱۷ لقب گرفته و آمریکا با ۱۱ میلیون و ۱۸۹ هزار دستگاه در رتبه دوم جا خوش کرده و ژاپن با ۹ میلیون و ۶۹۲ هزار دستگاه در رتبه سوم قرار گرفته‌ است. در سال ۲۰۱۷ همچنین بالغ بر ۹۷ میلیون دستگاه خودرو در جهان به تولید رسیده است.

            عزیزان این مقاله ، مقدمه ای است که تمام متفکرین ایران را به تفکر و وارد عمل شدن دعوت میکند که طرحهای کاربردی ی خودمان را تدوین کنیم و کاملا" صلح جویانه وارد میدان تفکر شویم و بدانیم که جمع متفکرین مردمی که پُست و مقامی هم ندارند به مراتب قوی تر و آگاه تر از مسئولین میباشند و حاضرند با صمیمیت و واقع بینی و علم نگرانه با مسئولین هم فکری و هم افزائی ارزشمندی داشته باشند . عزیزانِ متفکر به میدان رقابت علمی و معنادار توجه کنیم . صحبت فقط صنعت خودرو است و نه چیزِ دیگر . رقیب مقابل ما بسیار جلوتر از ما میباشد و ما قصد شکست دادن او را نداریم و تصمیم داریم با هر شگرد ، افزایش دانش و آگاهی و قدرت هرچه بیشتر مدیریتمان که با تجربه های مداوم آن را افزایش میدهیم عجین شده و به اجرا در آید . که بخش عمده اش پیدا کردن شگرد علمی و آگاهی و مدیریت رقیب است که هوشمندانه زیر تلسکوپ عقلانیِ خودمان قرار میدهیم که بیشترین و بهترین بهره را از آنها ببریم و نه این که الزاما" به حد آنها برسیم و حتی از آنها جلو بزنیم . ولی آنقدر عاقل هستیم که خط فکری آنها را تا جائی که ممکن است شناسائی کنیم و با ترکیب کردن با توانمندیهای فکری خودمان ، به بیشترین راندمان برسانیم . توجه کنیم که برای چنین منظور دقیق و حساس و کلیدی برای پیشرفت کشورمان هیچگونه پارامتر دیگری را وارد معرکه نمیکنیم و فقط تمرکزمان را به همین پارامترها منحصر میکنیم و نه چیزهای دیگر . مسئولین دلسوز و صمیمی که ایران قوی را میخواهند سنگ اندازی نکنند و ترمز نشوند که هرگز به صلاحشان نخواهد بود .

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

تولید شنبه  شنبه بیست و پنج مرداد 1399

چنانچه عزیزانی تمایل به دریافت مطالب من نداشته باشند اعلام فرمایند که دیگر برایشان ارسال نشود

روشنگری بیشتر در مقاله ی شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها .... به یونسکو

 

 

 

روشنگری بیشتر در مقاله ی  شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها .... به یونسکو

          در مورد مقاله ای که در شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها نوشته شده بود متفکر ارزشمندی مواردی را مطرح کردند که نشان از این دارد که بایستی روشنگری هائی هم صورت بگیرد . که موارد چنینند :

بیان مشکل.1

علت پیدایش مشکل.2

هدف/اهداف طرح.3

نتایج مورد انتظار از اهداف طرح.4

جمع آوری اطلاعات.5

تجزیه و تحلیل اطلاعات.6

تهیه راه حلهای امکان پذیر.7

انتخاب بهترین راه حل.8

برطرف کردن موانع اجرای طرح.9

تهیه قوانین و مقررات مورد نیاز.10

تعیین وتامین منابع:11

  الف. نیروی انسانی.

   ب. بودجه.

   ج.  تاسیسات و              تجهیزات.

تهیه برنامه زمانبندی   ( میله ای گانت،) cpm, PERT و ... 12.

۱۳. کنترل پروژه.

          ضمن تشکر از این فرهیخته ی گرامی که از متفکرینِ قابل توجهی هستند که تحصیلات دانشگاهی مدیریتی خودشان را در یک کشور پیشرفته گذرانده اند و اهل تفکر مستمر موضوعات مختلفی میباشند .  و همچنین جهت روشنگری بیشتر برای افکار عمومی عرض میکنم که متفکرینی که به موارد اکتشافی می رسند ، بصورت طبیعی فقط و فقط به ذکر آنها میپردازند و در جامعه ،  تفکری تحرکی را بوجود می آورند که همین کار این بزرگوار نیز از همان مقوله است . همه ی متفکرین میتوانند وارد میدان تفکر در مطالب بشوند و نه تنها اظهار نظر بکنند که میتوانند در جهت هم افزائی و تکامل طرح و یا احیانا" رفع مشکلات طرح ارائه دهند و حتی در جهت آن مطلب پیشنهاد روش تکمیلی نظریات ارزنده ی خود را ارائه نمایند و دنیای تفکری را زنده نگهدارند . مطالبی که من مطرح میکنم در مرحله ی اولیه می باشد و چنانچه به مراحلی برسد که بعنوان یک طرح جامع دنیای تفکری ، بصورت یک کتاب مدون شود و لازم باشد که با در نظر گرفتن تمام ابعاد طراحی تئوریک و عملی ، تا اجرائی شدن آن ارائه شود ، تمام موارد ذکر شده بایستی انجام بگیرد . در صورتی که نهایتا" اینجانب در زمینه ی مطرح کردن طرح و رفع ابهامات آنها در خدمت اندیشمندان هستم . اگر چنانچه هر یک از طرح های من مورد تائید قرار بگیرد و به زمینه ی اجرائی کردن آن اندیشیده شود ، ارگانهائی که به این فکر می افتند ، مراحل بالا را بررسی می کنند و در صورت لزوم با اینجانب و یا صاحب اولیه ی ارائه دهنده ی هر طرح دیگر گفتگو می کنند و بررسیهایشان همه جانبه میشود تا به مرحله ی اجرا در آید . چه خوب است که چنین فرهیختگانی پیدا شدند که اظهار نظر در مورد تفکرات متفکرین بصورت جدی و معنادار بکنند که بفال نیک میگیرم . چرا که در اکثر نوشته هایم در مواجه ی با فرهیختگان ، فقط و فقط با تشویق و تائید کلی که هیچ نوع اظهار نظر خاصی را منعکس نمیکند برخورد میکنم و یا مورد بی اعتنائی قرار میگیرم که از راز دل آنها هم خبردار نمی شوم و در مواجه شدن مستقیم هم گهگاه از نوشته هایم اظهار رضایت کلی میکنند که باز هم نقطه نظر مشخصی را به من انتقال نمیدهند  و پرسشهائی هم در این زمینه مناسب  به نظر نمیرسد که در جهت تاثیر مثبت حرکتی انجام شود که من هم پیگیر نمی شوم . آیا چنین برخوردهائی برای مصمم تر کردن متفکرین جهت انجام کارهائی که کارستانی را ایجاد کند و نتیجه ی عملی ی عینی و اثر گذار داشته باشد ، کافی است ؟ مسلما" جواب قاطع نه میباشد و جواب آری جوابِ مناسبی نمی باشد . این روند برخوردها در مسیرِ بی اعتنائی و عدم احساس مسئولیت جدیِ کاربردی متفکرین کشور میباشد که فقط و فقط خود را موظف میدانند که انسان خوبی باشند و دست از پا خطا نکنند و سرشان در لاک خودشان باشد و کارهای محوری شخصی و خانوادگی و صنفی خود را به اندازه ای که مخالفتی نباشد اجرا کنند . نتیجه چه میشود ؟ کشور بسوی فساد پیش میرود و پیش میرود و کسی هم جوابگو نمیشود و مسئولین هم در تمام دوران ، مسئولیتشان را به همین شکل عمل میکنند که هیچ نشانی از احساس مسئولیت جدی نیست و کسی هم پیگیر ندانمکاریها و خطاهای دانسته و ندانسته ی آنها نمیشود چرا که این نوع چیزها را به مسئولین واگذار کرده اند و با حُسن نیت تمام ، تمامی مسئولین را آگاه ترین و سالم ترین و خوش نیت ترین افراد جامعه میدانند و هزاران بار هم خلاف آن ثابت شود میگویند این یکی استثناء بوده است . وگر نه مسئولین که از طرف متفکرین و تمامی مردمان کشور با رای اکثریت انتخاب میشوند امکان ندارد که نادان و نالایق و نا توان و فاسد و تبهکار باشند . مگر ممکن است چنین شود ؟ روند تاریخ نشان میدهد که بله ! ممکن است این چنین شود که هیتلرها و خائنین تاریخ که خودشان هم جزو متفکرین تیز هوش و نکته سنج بودند تاریخ را به قهقرا بردند و پس از گذشت قرنها ، به تدریخ تحلیلهای تاریخ مسائل را شکافتند و مجرمان را معرفی کردند که دیگر زنده نبودند که بازخواست شوند و به دست عدالت سپرده شوند .

          بیائید راه بهتری را در پیش بگیریم و متفکرین کشور ، از لاک خود بدر آیند و به دور خودشان دایره ی محدودیت فردی و خانوادگی نکشند و بدانند که وسعت فکریشان در تمامِ جهان ، هیچ حد و مرزی ندارد و میتوانند برای هر محیطی که خود را موثر بدانند با هر وسعتی از محله و شهر وکشور و جهانِ در اختیار ، در تیز پروازی افکار ارزشمندشان قرار دهند که متفکرین دیگر نیز میتوانند هم افزائی کنند و جامعه ی سالم ، با وسعت منطقی خودش ساخته شود و عینیت اجرائیش را نشان دهد . مسلم است که دو صد گفته چون نیم کردار نیست . ولی فراموش نکنیم که مسیر تفکر چنین است – بوجود آمدن انگیزه – ایجاد نطفه ی هدف فکری – پرورش و تدوین شفاف هدف فکری ( من در این مرحله قدم میزنم ) – اشائه دادن آنها به دیگران – انتقال این افکار از طرف دیگر متفکرین به دیگران ( این مرحله غیر هوشمندانه و بدون هدف خاص و در نهایت با کپی / پیست کردنهای کم ارزش صورت میگیرد و هرگز اثر گذاری کاربردی نخواهد داشت )- ایجاد انگیزه ی قوی کاربردی در متفکرین سالم اندیش که هدفمند باشند و مورد ها را خاص کرده و تا به نتیجه ی مطلوب نرسانده اند از پا ننشینند و بهانه نیاورند که یک دست صدا ندارد . چرا که هیچ جامعه ای یک دست ندارد و هیچ متفکری هم به عنوان یک دست دیده نمیشود که خودِ این دیدگاه شدیدا" مردود است و متفکرین موظف هستند که نگرش تیمی و جمعی و گروهی متفکرانه ی سالم اندیشی را در جهت قوی فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی و صنعتی ،  در مسیرِ ساختن جامعه با تمامیتش را جزو اهداف خودشان قرار دهند که سیاست و سیاستگذاری هم جزء کوچکی از این عمل میباشد و هیچ مقامی هم در جهت خلاف جهت سلامت جامعه نبایستی جرعت کند و حرکت کند و بگوئیم که اسلحه دارد و ما میترسیم . و یا ملاحظه میکنیم . و یا ما در وظائف دیگران دخالت نمیکنیم . کشور مال تمامی مردم است که متفکرین سالم اندیش رسالت ذاتی عمیقی دارند . چه صاحب پُست و مقامی باشند و یا نباشند و هرگز دارندگان پُست و مقام ، برتریتی بر بی پُست و مقامها از دیدگاههای افکار ارزنده و ارائه دادن راهکارها ندارند که این مطلب بایستی در مغز تمام متفکرین کشور نفوذ کند که متفکرین سالم اندیش و هوشمند ، به چنان توانی باید برسند که هرگونه فساد را با هر شیوه ی منطقی در نطفه خفه کنند و افراد نالایق و نا توان و کج فکر و بی سواد و فراری از علم و دانش و آگاهی را ، با هر شیوه ای شده فورا" کنار بزنند و قانونی را حاکم کنند که دائم بصورت علمی و عقلی بروز رسانی شود و قوانین پوشالی و بی محتوا و غلط نتوانند در دهه ها و صده ها در جامعه حاکمیت دا شته باشند و ما حافظ قوانین مبتذل و غلط  و بی محتوا باشیم و یا این که آنقدر خودمان را متمدن بدانیم که بگوئیم ما اهل جنگ و دعوا و تضاهرات نیستیم و منتظریم تا مسئولین که حتما" و حتما" سالم ترینها ، فهمیده ترینها ، آگاه ترین ها و درست کردار ترین ها هستند بما اجازه بدهند . یعنی کشور در اختیار آنهاست و نبایستی بد بین باشیم و آسوده بخوابیم که مسئولین بیدارند . که این یک فاجعه ی بزرگ است .

***

با هدفمندان  به   میدانِ  عمل   روی   آورید              سنبه پُر زور است بر افکارتان زور آورید

 صحنه های غیرِ علمی حذف کن  از  هر سبد            تا  مبادا   کارِ  نیکت  رنگ بازد تا دو صد

در   مزایای   عمل   علمِ    تو   پیدا   میشود             هر کسی   دانش  ندارد  سخت رسوا میشود

کار سازیهای   دنیا    در  کمندِ   دانش  است             از طریقِ دانشت  کار آفرین   هستیّ و بس

در  وطن   دانش    بیاید   حاکم   میدان   شود            هر  گلستان ساز  میداندارِ   خوبِ  آن  شود

جامها     از   علم   لبریزند   ساقی   می  بیار            در   گلستانها   شراب   نابِ  علمی را بکار

آن  گلستان  را  جهانِ  علم   فورا"   می خَرَد             تا    به    اوجِ  آسمانهای  تمدن   می برَرَد

با  تفکر  مست  گردد  تشنه ی  اهدافِ   عشق           هی  بنوشد  تا برقصاند  جهان در نافِ عشق

نافِ عشقت  را   مبادا   قطع   سازد  روزگار            در  زمینِ   خفّتش   احیا   بکن  ابزارِ  دار

هر که عاقل نیست میدان را بگیر از دستِ او             با   توانمندانِ    دانا    دائما"   کن   گفتگو     

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

 

چهارشنبه 8/5/1399

 

 

از کتاب هشتم – چرا خداوند پدید آفرین برای متفکرین جهان شناخته نشده است ؟

 

 

 

 

 

 

از کتاب هشتم – چرا خداوند پدید آفرین برای متفکرین جهان شناخته نشده است ؟

        تمام متفکرین بشریت در تمامِ دوران تاریخ شناختشان نسبت به پدیده ها به یک محدوده ی قابل قبولی رسیده اند و در تاریخ اکنون ما تعاریف متناقض بخصوص در میان اندیشمندان و متفکرین علمی و عقلانی ، هیچ اختلاف نظر فاحش وجود ندارد . خورشید ، ماه ، ستارگان ، توفان ، زلزله ، اقیانوسها و دریاها و تمام چیزهائی که در طبیعت وجود دارند از جانداران و جمادات و سیالات و حتی فکر و اندیشه و حافظه و ذکاوت و عقلانیت هم که مادی نیستند و حتی کهکشانها برای تمام متفکران جهان در یک محدوده ی قابل قبول عقلانیت ، با تفاوتهای کمی از دیگری در تعبیرها نشان از ذهنیت کلان متفکرین میباشند . حتی ویروس کرونا ، درست در یک ماه اول پدیداریش برای تمامی متفکرین جهان ، چه متخصصین در رابطه ، و چه متفکرینی که تخصص خاصش را ندارند در یک طیف معقول شناسائی شده است و هیچ مرز کشوری و نژادی و سلیقه ای متفکرانه در آنها دیده نمیشود و تمام جهان ، بصورت هماهنگ و با روشهای خیلی نزدیک به هم با آن مقابله میکنند و همسوئی جهان ، در ماهیت این پدیده ها ، و بخصوص پدیده هائی که اثر گذاری ملموس و عینی در زندگی و رفاه و امنیت انسانها دارند فورا" موضوع مهم تلقی میشود و علمِ ناشناخته اش با سرعت بسیار زیاد به علمِ شناسائی شده تبدیل میشود .

        چگونه است که در مورد خداوند ، شناختها همگی جنبه های ایدئولوژک دارد که حتی باورمندهایشان هیچ توجیه عقلانی و علمی برای باورمندیهایشان ندارند و حتی جز بیان باورمندی ، هیچ عینیت و واقعیت کاربردی در عینیت بخشیدن به باورمندیهایشان دیده نمیشود و برای متفکرین آزاد اندیش ، با معیارهای عقلانی و علمی ، هیچ بیان دقیقی وجود ندارد . هیچ یک از باورمندان ایدوئولوژیک نیز با هم همسوئی ندارند و عینیت کاربردی تمامی آنها در عبادتها و کنشها و واکنشهای رفتاری ، کاملا" سنتی آنها در اجتماعشان نمایان میشود و فقط سنت نمائی دارد که همگی هم تفاوتهای بسیار چشمگیری با دیگری دارد که خیلی هم شباهتی به روشهای سنتی ایلی و قبیله ای و قومی هم ندارد و در بیشتر موارد کاملا" متضاد با آنهاست ولو این که در طول تاریخ تبدیل به نمایش همسوئی میگردد که ضمن تضاد فاحش بین باورهای ایدوئولوژیک و باورهای قومی و قبیله ای یک شیوه ی هماهنگ نما در کشورها بوجود می آید که بدون جنگ و ستیز و مقابله ، تمامی موارد متضاد را همگان اجرا می کنند و حتی به تضاد آنها فکر نمی کنند و در مقابل مورد سئوال قرار گرفتن ، جوابهای بی پایه و اساس علمی و منطقی میدهند که با علم و عقلانیت تناسبی ندارد در حالی که خود این افراد ، میتوانند افرادی باشند که مدارج عالی علمی و تخصصی را هم در بهترین دانشگاههای جهان گذرانده باشند و در مسائل اجتماعی ملموس و تخصص ها ، کاملا" در مسیر عقلانیت و علم سخن میگویند . یکی از این موارد ، باورمندی به خداوند است که بهتر است متفکرین جهان به شیوه های مختلف به تعاریف منطقی و عقلانی ی علم نگرانه برسند و اطلاع رسانی را وسعت دهند که بدون تعصبات باورمندی بی پایه ، جهان را بسوی شناختهای عقلانی ببرد که کاربردش نیز همسو و هماهنگ و پُر اهمیت باشد و شناخت فانتزی جهان را ملغی کند و شناختها ، ارتباط عینیت و کاربردی واقعی داشته باشند و بین متفکرین آزاد اندیش و دیگر متفکرین چندان تفاوت نگرشی چندانی دیده نشود و مردم عادی نیز به تدریج به ادبیات بیانی منطقی تر و معقول تر کشیده شوند .

        چاره ای جز این نیست که انسانهای متفکر اگر چنانچه خود را قادر میدانند که علیرغم باورمندیهای وسیع ماورائی ، معیار مدیریت فکریشان آزاداندیشانه باشد ، با متفکرین دیگر در هر مقوله ای فقط و فقط در جهت آزاداندیشی ، گفتگوی علمی بکنند و تمام نتیجه گیریهایشان را هم با جدیت در مراحل عملی و استفاده از واژه ها رعایت کنند . در غیر اینصورت به تعریف دقیق عقلانی نگری خودشان بپردازند و از وارد شدن به گفتگوهای جدلی که هیچ نتیجه ی عقلانی و علمی ندارد ، شدیدا" پرهیز کنند که جهانمان به تدریج بسوی واقع نگری و علم نگری سوق پیدا کند و متفکرین ، بویژه خود را در بحثهای ارزشمند اجتماعی به مسیرهای تشکیل جلسات معنادار متفکرین سالم اندیش اجتماع بکشند و جلسات علم نگرانه را با کسانی تشکیل دهند که میخواهند از جلساتشان نتیجه گیری دقیق و جدی و کاربردی برای اجرائی کردن بدست آورند وگر نه از شرکت در جلسات بی هدف و بی نتیجه که فقط حالتِ جدلی و خود مطرح کردن را داشته باشد شدیدا" پرهیز کنند . طبیعی است که اگر متفکرین ایران بصورت جدی وارد میدان شوند و تمام واژه هائی که در میان مردم متداول است را زیر ذره بین عقلانیت و علم نگری خودشان قرار دهند و واژه های بی مصرف را بصورت جدی حذف کنند و از کاربرد آنها خودداری کنند و با دیگر متفکرین گفتگوهای معنادار و هم افزا بکنند . در چنین شرایطی کشور بطرف عقلانیت بهتر پیش خواهد رفت .

***

        میشود  اندیشه    را  حاکم   نمود         با   تعقل    رفت    در    اعماقِ     سود

         ما  شناگرها  هدف  سازیم  نیک          هر چه سود آور شود خوب است و شیک

         سودِ  انسانها  تفکر    آور  است          عقل   و   دانائی    جهانِ   برتر    است

         من به عقل و فهمِ خود  یابم  رهم          من    بپای   عقلِ    خود    جان  میدهم

          جانفشانی    در    تفکر     میدود          هر  کجا    لازم      شود    او    میرود

         عقل  را  حاکم نما   و  خود  ببین           راهِ  بهتر   را    تو   یابی   این  چنین

         چون  مدیریت    بعقلانیت    شود           راهِ       دانائی      مسلم        میرود

         دانش وفهم و درایت  پیشِ  اوست          هر   کسی  چون   او شود با آبرو است

         فقروجهل وسستی از بیعاری است          جاهل  و  فقر   آوری   بیماری   است

         گر   حمایت    از  فقیران  میکنی           هان  !  خیانت  تو  به   ایران  میکنی

           با تلاش و  کار، ایران زنده  است          هر  که  سستی  می کند  او هست پَست

           تو فقیران را به حال   خود   گذار          تا   بیابد    راه   را    در     کارزار

          یاریش   کن    کارزاری     آورد           بستر   عقل   و    توان   را    گسترد

         ناتوانان  چون   همه   در   غفلتند           جرم    سازند    و   غافل   از    بدند

          تو اگر حامی شوی راهت بد است            کارِ   تو    تشویق  راهِ   غفلت  است

           تو شریکِ    جرم  غافل   میشوی             در    مسیرِ   جرمِ      آنها    میروی

           راهِ   جرم   غافلان  را  تو   ببند             عقل   اگر   داری   بشو   عاقل پسند

       

                            مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

جمعه 1399/5/3

       


شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها ، تحول عظیم جهانی ایجاد می کند

 

 

 

             شماره : 1101            

                            تاریخ : 31/4/1399

به : کمیسیون محترم ملی یونسکو

از : مهندس یحیی ملک آذری

موضوع :شناسائی و به اجرا در آوردن هدفمندیها ، تحول عظیم جهانی ایجاد می کند –کتاب هشتم

استفاده از هدفمندی از طرف افراد متفکر و دانشمندان صورت میگیرد که بصورت هدفمندیهای موردی و خاصی میباشند که با جرقه زدن در ذهنِ افراد اتفاق می افتد و بسیار محدود است و در برگیرنده ی اهداف موردی میباشند که بر اساس نیازها ، چه فردی و چه اجتماعی و یا صنعتی و تاریخی صورت میگیرد . در صورتی که میتوان هدفمندیها را با تقسیم بندیهای زیر بصورت دقیق شناسائی کرد و انسانهای متفکر با توجه ویژه به این تقسیم بندیها ، با برنامه ریزیهای دقیق راندمان کاری هدفگذاری خودشان را بی اندازه کسترش دهند و تحولی در جهان بیافرینند .

مواردی از هدفمندیها چنینند :

1-  هدفهای خاص موردی که به ذهن میرسد و نتایج مورد انتظار ، بصورت دقیق قابلیت تعریف شفاف را دارند .

2-  هدفهائی که فقط قسمت کمی از آنها شناسائی می شوند و با زمانبندی ، هم ابعاد هدف مشخص تر میشوند و هم اینکه همزمان بطرف تدارک مقدمات اجرای هدف پیش میرویم . مانند هدفگیری برای رفتن به کرات که جرقه اش اینچنین است که اکثرا" چنین هدفهائی تیمی است و زمانبندیش دراز مدت است .

3-  هدفمندیهائی که ابعاد شناخته شده ی اولیه ی آنها بسیار کم و شفافیتی هم در آنها در مرحله ی اول نیست و بایستی جرقه ی اولیه ی هدف ، به دیگر همراهان هدفمندی تسری داده شود و به صورت هدفمندی تیمی ، با برنامه ریزیها و زمانبندیهای دقیق و مناسب بتدریج ابعادش شناخته شوند و با زمانبندی مدت دار به هدف برسند . مانند تشکیل سلولهای متفکرین پنج تا صد نفره ی متفکرین ( موضوع کشف شماره 1 اینجانب ) که بصورت هدفمندی کاملا" مشخص موضوعی ی خاص ، چنین سلول و یا سلولهائی میتوانند تشکیل شوند و با برنامه ریزی و زمانبندی بطرف رسیدن به هدف مورد نظر پیش رفت شود . برای مثال ایجاد کمپ متفکرین سالم اندیش که بصورت فیزیکی برای بوجود آوردن شهرکی فعالیت بکنند که در هدفمندیهای فکری و انگیزشی کلان ، همسوئی نسبی بسیار زیادی لازم است که اوقات باهم بودن و امکان تبادل نظر مستمر و دائمی بمنظور رسیدن به هدف سهل تر شود. تحت این شرایط ایده های هم افزا شرایط بسیار مناسبی را فراهم میکنند که نتایجش غیر قابل تصور است .

4-  هدفمندی پیشرفته تر بند 3 که ایجاد شهر و یا کشوری که متفکرین هدفمند ، نقش 85% به بالائی با سازماندهیهای لازم و ایجاد شرایط مناسب به حقیقت میرسانند .

5-  هدفمندی تیمی شدن خلاقان هنری و صنعتی و اجرائی و مدیریتی و همچنین اقتصادی و فرهنگی و سیاسی ، که راندمانهای بسیار بیشتری در جنبه های هدفیشان ، از آنچه تا کنون میسر بوده را بدست می آورند . مثال روشن این که در گوشه و کنار جهان گلهای زیبائی را تولید میکنند و در جهان شهره میشوند ولی خودشان و شهرتشان و توانائیهایشان در محدوده ی کوچکی در یک نقطه از جهان باقی میماند که این قشر میتوانند با برنامه ریزیهای متفاوتی که طراحی کنند ، بدون الزام به این که همگی با هم شریک سرمایه ای شوند ، امکان نشستهای مشترک معنادار و هم افزائی جهانی در جهت افکار خلاقِ قابل اجرای مشترکشان ، جهان را از مزایای خلاقیتشان بهره مند کنند . این مثال برای هر صنف و توانمندی قابل گسترش میباشد .

6-  هدفهای تاثیر گذار پیشرفت بشریت شناسائی شوند و متفکرین مربوطه امکان قوی همفکری و هم افزائی توانمندیها ، درخلاقیتهای خود را برنامه ریزی کنند و تا هرجا که ممکن باشد گسترش دهند و از مرزهای روستاها و شهرها بگذرند و حتی از مرزهای کشورها نیز عبور کنند و خلاقیتها با هم افزائی فکری و عینیت دادن اجرائی ، بطرف جهانی شدن بروند .

موارد قابل ذکر به اینها منحصر نمیشوند و قابل توسعه میباشند که میتوانند تاثیر گذاری چشمگیری در پیشرفت بشریت در جهان در جهت همافزائی معنادار افکار درخشان و خلاق ایفا کند که کوتاهی در این موارد به ضرر بشریت است .  

هر هدف را با هم افزائی جهانی میکنیم           با هدفهای قوی ما   زندگانی   میکنیم

با همه اندیشمندان در هدف همسو شویم           با چنین فکری بسوی یک جهانِ نو رویم

با جهان سازانِ تاریخِ تمدن، هر  زمان          میتوان با همدلی،همسو شوی درهر مکان

مرزهای فکرِانسانی نفوذش راحت است          با هم افزائی چنین گنجینه را آری بدست

         همنشینی رازِ انسان را جهانی   میکند          انتقالِ   فکر   را   اندیشه آنی     میکند

فکرهای پخته و سنجیده و مشکل گشا         میکند هموار راه و شاهراحت را هر کجا

   با تفکر گر هدفها را به   همسوئی بریم         درچنین تاریخ ما در انجام آنها هم (،)سریم

  بهترین کارِ بشر اندیشه های   برتر است         برترین انسان چنین راهِ قوی ارد بدست

          ما به اندیشه ، هم افزائی، قوی تر میشویم         با توانِ فکرمان تا ende دنیا    میرویم

            گرچه درراهِ هدف ره یابیت پایان نداشت         باغهای   زندگی را دائما" اندیشه کاشت

           میشود اندیشه سازانِ  قوی همسو شوند          با هم افزائی بدان   هماره   پویا میروند

                   با تشکر و احترام

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان تلفن : 09126793617

آدرس سایت :www.MALEKAZARIDIGITAL.com

 

 

 

 

از کتاب پنجم – خواب دیدم آقای روحانی رئیس جمهور طنز بازی با روحانی که نامش سعید صلح طلب شده است

 

 

 

از کتاب پنجم – خواب دیدم آقای روحانی رئیس جمهور

طنز بازی با روحانی که نامش سعید صلح طلب شده است

           من کمتر خوابهای  آشفته میبینم ولی خیلی وقتها پیش می آید که خوابهای عجیب و غریبی می بینم اما اکنون این خوابم را با شما عزیزان مطرح می کنم . شاید باعث شود که بتوانم شما را هم از دیدن خوابهای آشفته باز دارم . شما هم اگر خوابهای طنزو جدی و واقعی و غیر واقعی ببینید که کمی شما را تسکین دهد هرگز نگران نباشید زیرا که اثر گذاریش از تجویز ضد افسردگی چند دکتر روانشناس مناسبتر خواهد بود .

          خوابی که دیده ام بسیار هیجان انگیز و راز گشا برای اکثریت مردم ایران میباشد . ولی من قبل از مطرح کردن موضوع مطالبه گری مادی نمیکنم . من میتوانستم برای بیان گوشه ای از محتویات این خواب که از هر متقاضی مشتاق دو تومان طلبکارمیشوم  و می بایستی پس از واریز مبالغ مربوطه به شماره حساب من که مطمئنا" متجاوز از بیست میلیون نفر خواهد شد صبر کنم . اما این کار را نمیکنم چرا که  صبرم لبریز شده است و بایستی همین الان بدون فوت وقت بگویم تا آرام گیرم . ولی شما خودتان را آماده کنید که مطالبه گری از راه میرسد .  و خوابم را بیان میکنم و تمام شماهائی که این متن را میخوانید حد اقل دوهزار تومان بدهکارِ من میشوید . شماره حساب من برای واریز وجوه 5859 8310 0707 3611  میباشد . لطفا" اطلاعات واریزیتان را بشماره تلفن من پیامک کنید . و اما محتوای خوابم : سعید صلح طلب کارگر ورزیده  و با هوش شرکت نیشکر هفت تپه است که لباس روحانیت ندارد و علیرغم این که ریشی هم نمیگذارد ولی همگی او را شبیه آقای دکتر روحانی رئیس جمهور و در یک راستای شخصیتی میدانند . آقای سعید صلح طلب شخصی است اجتماعی و دوست داشتنی و مردم دار که تمام افرادِ متفکری که با ایشان در تماسند با ایشان انس میگیرند و از گفتگوی با ایشان اظهار رضایت میکنند . او در دانشگاه رشته ی حقوق بین الملل را گذرانده است و سرپرستی پانزده تا بیست نفر کارگران را بعهده دارد که با تک به تک آنها رابطه ی صمیمی و منطقی دارد و علاوه بر ارتباطات کاری و صنفی و شرکتی ، نشستهای فکری قوی با متفکرین شرکت بصورت پریودیک دارد که هر ماه یکبار دوره ای جلساتی تشکیل میدهند و گفتگوهای جدی و معناداری که بیشتر جنبه های فرهنگی و اجتماعی دارد و درآمد و حقوق و جنبه های رفاهی و اقتصاد و سیاست ، در رده های پائین تر گفتگوهای آنها است که در آن نشستها مورد بحث و گفتگو قرار میگیرند . در چنین نشستهائی رشد فرهنگی و اجتماعی و هنری فردی و گروهی ، مورد گفتگو قرار میگیرد و در پایان هر جلسه ، نتیجه گیری رشدی از مجموعه ی گفتگوها توسط فردِ با دانشی که نویسنده هم هست  تدوین میشود و نسخه ای هم به هر یک از حاضرین داده میشود که چنین حرکتی نه تنها رشد این تیم متفکر را بدنبال دارد بلکه در صورت بکارگیری چنین روشی ، کشور میتواند به رشدِ چشمگیر نیز برسد .

          از موضوع خارج شدم عذر میخواهم . آقای صلح طلب شخصیتی دارد مانند آقای روحانی . درآمدش مناسب نیست وحتما" و حتما" با قسم حضرت عباس که دُمِ خروسی هم ندارد کمتر از یک هزارم درامد اقای دکتر روحانی است . ایشان چندان هم خودش را درگیر مسائل درآمدی نمیکند و زندگیش را با تفکرهای ارزنده در جهت سالم اندیشی پیش میبرد و به دنبال بهانه است که با متفکرین در جهت پیدا کردن راه حلهای کاربردی رشد اجتماعی فردی و جمعی و گروهی ، نه تنها گفتگو کند که به تفاهمهائی برسند و بصورت کاربردی در جمع محدود متفکرینی که با هم هستند ، بصورت جدی عملیاتی نمایند . شش ماه است که چنین حرکتی را شروع کرده اند و دائما" میگوید که ای کاش چنین روشی مسیری گردد که تمام متفکرین مردمی کشور ، چنین مسیری را بروند و مدیریت ذاتی کشور را متفکرینی هدایت کنند که در میان مردمند و سالم اندیش و اهل تفکر و مدیران و مجریهای بالفطره ی کاربردی هستند و میتوانند بصورت ذاتی مسئولین ارزشمندی را بدون خودبینی و خودخواهی و منفعت طلبی شخصی ، و حتی بدون پذیرش پست رسمی به عهده داشته باشند و از طریق چراغ سبزی که آنها نشان میدهند ، ارگانهای سالم اندیش کشور ، بهترینها را برای کاندید های کردن برای پستهای بخصوص حساس و کلیدی ،  به محیطشان معرفی کنند و حتی چنانچه چنین شخصیتهائی خودشان تمایل به کاندید شدن هم نداشته باشند ، دیگر متفکرین شایسته آنها را مجاب به کاندید شدن بکنند . سخت مشتاق است که مسئولین کشور اعلان آمادگی کنند که با متفکرین مردمی کشور ، نشستهای ارزشمند برگزار کنند و نتایجش را به ملت هدیه کنند .

          از خواب پریدم به یاد آوردم که در خواب با آقای صلح طلب نشستهائی داشتم که ایشان بصورت خصوصی و خودمانی گفت که اگر آقای روحانی رئیس جمهور ،  بدون هیچ جو سازی و در بوق و کرنا گذاشتن ، آرام و بدون دارّ ودور یواشکی و بدون محافظ بیاید و به عنوان مستمع  در این نشستهای ما نه بعنوان رئیس جمهور که بخواهد سخنران باشد بلکه بعنوان یک فرد از ملت که برحسب اتفاق مسئولیت سنگینی هم دارد در این جلسات حضور یابد و یک نسخه از نتایج  ارزنده ی تدوین شده را دریافت کند و با احساس مسئولیت بسیار قوی و با صلابت و اقتدار در جهت شکوفا سازی کشور بکار گیرد .

 و اما خوابی که دیدم  با تله پاتی بسیار قوی با آقای روحانی رئیس جمهور همسو شد و تصادفا" با روشهائی که اتفاق افتاده و هنوز هم علم ماهیتش را کشف نکرده است  ، ایشان نیز عین همین خواب را دیده اند و با خواندن این متن به من تلفن زدند ( تخیلی است )  و بمن گفتند : فلانی عجیب است که من هم عین خوابی که تو دیده ای را در خواب دیده ام . طبیعی است که تعبیری ندارد و هم من که نگران کم پولی نیستم شام سنگینی خورده بودم و احتمالا" هم شما که مانند تمام ملت ایران به  حول و قوت الهی همگی در امنیت کامل و رفاه خوبی هستید  و غیر از قشرِ کمی که در تنگنای اقتصادی قرار دارند و آنهم مشیت خداوندی است که ما تلاش مزبوحانه میکنیم که در مقابلش بایستیم . چرا که چراغی را که ایزد برفروزد ، هر آنکس پُف کند ریشش بسوزد . هر چه باداباد ما بسوختن ریشمان هم راضی هستیم . ولی حتما" شما هم در هر حال پُرخوری کرده بودید که مثلِ من چنین خوابِ آشفته ای دیدید ؟ اینظور است ؟ جواب این سئوال برای من جالب است که بدانم ملت هم مانند من میتوانند پُرخوری کنند که در آن صورت خیالم راحت تر میشود .

هر چند که ما از روی دلسوزی و احساس مسئولیت و برحسب وظیفه ی شرعی و عرفی و وجدانی تلاش کامل میکنیم که با این پدیده شدیدا" مقابله کنیم تا خدا چه خواهد . البته ممکن است که من و مسئولین دلسوزِ دیگر که تلاش در جهت خلاف خواسته ی خداوندی بنفع ملت انجام وظیفه میکنیم که ناشی از کناهان فجیع مردم ایران است . شاید خدا ما را ببخشد و به علت  پُف کردمان ریشمان را  نسوزداند . و در روز قیامت هم خداوند ما را بابت این خدمت بزرگمان به ملت ایران زیاد بازخواست نکند که چرا شما در مقابل خواسته ی من که زجر دادن مردم ایران بدلیل کفر ورزی و قدرناشناسی و معصیت هایشان بوده است ،  سخت مقابله کردید ؟ که در ان صورت سخت گرفتار میشویم . من با دیگران کاری ندارم ودر مورد آنها چیزی نمیدانم ولی به سهم خودم باز هم در جواب دادن به خداوند در چنین شرایزی عاجز خواهم بود . چرا  که واقعیتها ئی که ما میدانیم با علمِ ناقص است . علم کامل پیشِ خداوند منان و کریم است که نبایستی با آن رودرروئی عقیدتی کنیم و بایستی تسلیم محظ خواسته های خداوندی باشیم .  طبیعی است که تدبیر بظاهرعقلانی من و شما در مقابل دانسته های خداوندی جز بچه بازی چیزی نیست و بایستی تسلیم محض دستورات خداوندی شویم و پایمان را از گلیممان بیشتر دراز نکنیم که کردیم و شرمنده ایم .  میدانم جزای شدیدی را بدنبال خواهم داشت و پذیرا هستم .

***

طنز   روحانی   که   نرخش   را  ریالی  میدهید         در چنین کارِ  قوی  در  کارِ خوبان همرهید

با دلار و پوند و مارک ، ارزنده  محصولت  نخر         با  تمامِ   اشتیاقت   این   چنین   طنزی  بِبَر

بیست تومان نیست نرخش یک دهم هم کافی است        این سُرایش دلبراست آرد دلِ هرکس  بدست

میُسرایم   شعرِ    طنز  و  جدی  از  افکارِ   خود         مینویسم آنچه اجرایش  از دل  فرهنگ   شد

کاربردی   کن   تمامِ    آنچه    را    من    میدهم         من هم  این گنجینه  را از فکر ، میدان مینهم

گر   کند   ملت    حمایت   راهمان   عالی    شود       سفره  اندازید  رنگین ،  فرش ها  قالی شود

بیسوادان  هم   همه  در   رشد   و  دانائی    روند      چون همه خوشفکرها درکشورت جاری شوند

میشود   راهِ    تمدن    را    چنین    آسان    نمود        گر رها  گردد  هر آنچیزی که  اجرائی نبود

ما     به    انجامِ    هدفهامان    قسم ها     داده ایم        شاهرگ  را  در گروگانِ   نهان   بنهاده ایم

بیست  میلیون اهلِ  فکر  و  دانش  و رمز  آفرین        در  کمینِ  عشقِ  عریانند   برخیز   و ببین

هر  یکی   با  عشق  نرخِ  طنز را  پرداخت  کرد        گر نباشد طنزِ  زیبا می کشد  هر زنده  درد

تو     بدنبالِ      خریدِ      مُفتِ     کالاها    نرو         چون  بدانائی  توانی   کرد   دائم   تو   درو

نرخ ارزان شد  که   دنیا   می خَرَد  محصولمان           خوب بازاری است غفلت بس،بخر با ما بمان

ما    همه   محصولمان   را  زیرِ  قیمت  میدهیم          فرش  قرمز هم  چنین   در زیر پایت مینهیم

تو   فقط   پرداخت  کن   یک  ذره  نرخ  بی بها         تا    شود   تشویق   تولیدم  رود    تا   انتها

با  هم افزائی   به   تولید   و عمل   با  ما  شوی          تا  پکن  در  چین و یا اتریش راهِ خود روی

چون  که  تولیدت  بیارزد  بیشتر ، تو غم  مخور       اینچنین تولید گنج است و خَرَد هر کس چو دُر    

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

 

چهارشنبه 99/5/1 

 

تشکیل جلسه متفکرین کاربردی

 

 

 

تشکیل جلسه متفکرین کاربردی

          در تاریخ 6/4/99 جلسه ی ارزشمند متفکرین کاربردی در محل موسسه گاندی دیجیتال زمان بمدت 3.5 ساعت برگزار شد و چهار نفر سخنرانی کردند و به سئوالات مطرح شده پاسخ دادند که سه سخنرانی کاربردی بودند که صمیمانه از سخنرانان متشکرم . در این جلسه :

1-  آقای دکتر علیرضا عینی در سخنرانیشان تعریفی از عشق ارائه کردند و مفهوم عشق را از وابستگی و اشتیاق و مسائل نیازهای فیزیولوژیک مقطعی ، متفاوت دانستند و عشق را ماندگارتر از آن دانستند که با رفع نیاز مقطعی فیزیولوژک فرو کش شود و ماندگاری عشق را به عمق شناختی عشق ایجاد شده متصل کردند که تداوم آن پایداری معنادار است .

2-  آقای محمد علی عشرتی در مورد مدیریت کاربردی صحبت کردند و مدیریت ذاتی و مدیریت علمی را تشریح کردند و ستونهای ارزشمند و معنادارو کارساز و کاربردی مدیریت را تشریح کردند و مدیران آگاه و فهیم را کاملا" بدور از منیت های شخصی دانستند و اظهار کردند که مدیریت علمی ، موقعی ماهیت وجودی معناداری پیدا می کند که تمام افراد تحت مدیریت ، شرح وظائفشان کاملا" مشخص و تدوین میشود ولی افراد در حیطه ی این تعریفهای مشخص ، خلاقیتهای بیشتری که مثبت و ارزنده باشند را نیز انجام میدهند که با تعبیر عقلانی و علمی ، خروج از حیطه ی شرح وظائف تلقی نمیشوند و تقدیر پذیر هم میگردند و مورد تشویق قرار میگیرند .

3-  آقای مهندس یحیی ملک آذری در مورد علم مطلق کاربردی سخنرانی کردند که قبلا" طی مقاله ای بعنوان کشف جدید به یونسکوی ایران نیز ارسال داشته اند و در جهت تشریح بیشتر آن مطالبی را ارائه دادند و اظهار کردند که هر شیئ مادی ، علم مطلقش به عنوان عناصر وجودیش در درون خودش می باشد که اشراف دانش و آگاهی متخصصین مربوط به آن شیئ ، در حد کاربردیش می باشد و بحد علم مطلقش نمیرسد و فقط در  طیف اثرگذاریش کارآئیش را تکمیل میکند .  و خاصیت کاربردی تمام اجسام و قطعات در مواجهه با اجسام و قطعات دیگر تاثیر گذاریشان مشخص میشود و به صورت مجرد و ایستا هیچ نقشی را ایفا نمیکنند . و عمق علم مطلق از عمق دانشی انسانها و دانشمندان بیشتر است .

موسسه علاقمند است که متفکرین ارزشمند و آگاه ، اعلان امادگی کنند و مطالبی که میخواهند سخنرانی کنند را تدوین کرده و در واتساپ بشماره 09126793617 و بهمراه سطح علمی و تحصیلاتی خودشان ارسال فرمایند تا در برنامه ریزیهای جلسات از وجودشان استفاده شود .

 

مدیر قویترین موسسه علمی ، فرهنگی و هنری

گاندی دیجیتال زمان

مهندس یحیی ملک اذری تلفن : 09126793617

1399/4/8 

 

 

 

 

برایان تریسی و کتابهای ارزنده اش کاربردی هستند

 

 

 

برایان تریسی و کتابهای ارزنده اش کاربردی هستند

نابغه ها

 

 

 

کتاب ارزنده ای است بخوانید

***

برایان تریسی به شما می گوید چگونه به موفق بودن عادت کنید

مجموعهبرای زندگی بهتر

 

 

1- یاد بگیرید، یاد بگیرید و باز هم یاد بگیرید و تازه بعد از آن، از یاد گرفتن باز نمانید و دوباره، یاد بگیرید. گاهی وقت ها یاد گرفتن یک نکته ساده، می تواند سرعت و روش کاری شما را فوق العاده افزایش دهد.

برایان تریسی به شما می گوید چگونه به موفق بودن عادت کنید

2- عادت، عادت و بازهم عادت. تا حالا به عادت ها فکر کرده اید؟ البته فکر می کنم که نسبت به عادت، کمی منفی فکر می کنید اما نکته مهم، اینجاست که همه انرژی های زندگی ما، خنثی هستند؛ یعنی این انرژی ها، خوب و بد ندارندو این ما هستیم که خوب و بدشان را تعیین می کنیم. عادت ها هم می توانند نوعی انرژی باشند که تنها کافی است با آنها، چشم تو چشم شویم و خوب نگاهشان کنیم و بشناسیم شان و بعد، از آنها استفاده کنیم. آدم ها، تا وقتی از طبیعت می ترسیدند، شکست خورده طبیعت بودند. اما همین که جرات پیدا کردند و با طبیعت، چشم تو چشم شدند و به آن خیره شدند، آن وقت بود که توانستند آن را بشناسند. وقتی هم که توانستند آن را بشناسند، توانستند سوارش شوند. به همین رودخانه و سیل نگاه کنید؛ 3- وقتی انسان ها موفق شدند آن را بشناسند، توانستند سد بسازند و از آن، برق بگیرند. حالا وقت آن است که دست به دست هم، به عادت ها نگاهی تازه بیندازیم و آنها را بشناسیم. عادت ها اگر خوب شناسایی شوند و مورد استفاده قرار بگیرند، می توانند قطارهای موفقیت ما باشند. عادت ها، می توانند ریل های ما باشند؛ اما مهم اینجاست که ما، قطاری داریم برای راه انداختن روی آنها، یا اینکه... با من بیایید تا عادت های خوب را شکار کنیم.

 ● غول شوید

گروهی از بچه ها را تصور کنید که دارند با هم راه می روند. یکی از آنها، قاعدتا کندتر و یواش تر از بقیه راه می رود. این شخص، مشخص می کند که گروه بچه ها، در کل دارد کندتر می رود یا تندتر. در نتیجه، شما هم می توانید کندترین گام های خودتان و بچه های درون خودتان را شناسایی کنید. 4 - در کدام زمینه ضعیف هستید؟ عادت کنید در آن زمینه، رشد یابید و غول شوید. شاید ۵ تا ۷ سال زمان نیاز باشد تا بتوانید در زمینه خودتان غول شوید و به ضعف های خودتان غلبه کنید اما یادتان باشد که اگر فکر کنید این زمان، خیلی خیلی زیاد است، گول خواهید خورد. ۷ سال بعد، شما چه این کارها را بکنید یا نکنید، خواهد گذشت. پس چه بهتر اینکه، این ۷ سال بگذرد و شما، کارهایی را که باید بکنید، انجام دهید.

● دانش آموزان کلاس زندگی، پایه عادت

یاد بگیرید، یاد بگیرید و باز هم یاد بگیرید و تازه بعد از آن، از یاد گرفتن باز نمانید و دوباره، یاد بگیرید. گاهی وقت ها یاد گرفتن یک نکته ساده، می تواند سرعت و روش کاری شما را فوق العاده افزایش دهد؛ کاری که اگر این نکته کوچک را نمی دانستید، اتفاق نمی افتاد. پس معطل چه هستید؟ هر روز بهتر از دیروز باشید و هر روز بیشتر از دیروز یاد بگیرید. این جوری، کسل هم نخواهید شد، زیرا مثل دانش آموزها، مدام دارید یاد می گیرید. از کتاب ها یاد بگیرید، از متخصص ها یاد بگیرید، از نوارهای آموزشی یاد بگیرید؛ مدام یاد بگیرید. اگر روزی فقط یک ساعت درباره حوزه کاریتان مطالعه کنید،5- واقعا بعد از مدتی، غول خواهید شد و دیگران، چاره ای جز احترام گذاشتن به شما نخواهند داشت. نگران زمان هم نباشید، به هر حال خواهد گذشت.

● داستان زندگی من

اول، بگذارید کمی از خودم بگویم. متولد کانادا هستم، دور و بر جنگ جهانی دوم و روزهایی که هیتلر داشت شکست می خورد، به دنیا آمدم. پدر و مادر خوبی داشتم اما پولدار نبودند؛ درست مثل پدر و مادر خیلی از شماها. شماها هم احتمالا پدر و مادر خوبی دارید ولی بیشتر وقت ها، وسعشان نمی رسد که برای شما، چیزهایی را که می خواهید، تهیه کنند، نه؟ همیشه نگران پول و کسادی بودند. به خانواده های دور و برم نگاه می کردم و خیلی هایشان را می دیدم که وضعشان به اندازه ما بد نبود. در مدرسه هم دانش آموز سرتق و شلوغی بودم؛ از آن بچه شرهای کلاس بودم. خوب حرف نمی زدم. معلم ها به دیگر دانش آموزان مدام گوشزد می کردند که اگر خوب درس نخوانند، مثل من خواهند شد تا اینکه ۱۶ ساله شدم. 6- از شرایطم راضی نبودم. مدام به شرایط خودم فکر می کردم تا آنکه طلایی ترین سؤالی که در زندگی لازم داشتم، سراغم آمد: چرا بعضی ها، از دیگران موفق تر، خوشبخت تر، پولدارتر و خوب تر زندگی می کنند؟ مگر این عده، چه کارهایی انجام می دهد که بقیه انجام نمی دهند؟ کار کردم، برای کار، به عنوان کارگر یدی، فروشنده و... به خیلی جاها رفتم. گرسنگی و سختی های زیادی هم کشیدم. اما مدام این سؤال، ذهنم را مشغول کرده بود. تا اینکه شروع کردم به مطالعه کردن. خواندم و رفتم و جست وجو کردم تا اینکه توانستم علت این تفاوت را درک کنم. حالا من، از گرسنگی و کارگری، به جایی رسیده ام که مدیر شرکت های بزرگ چندصد میلیون دلاری هستم، با چند رئیس جمهور و نخست وزیر کشورهای مختلف، شام خورده و گپ زده ام و زندگی فوق العاده ای دارم و همه جا، از من دعوت می کنند که به آنها، رازهای خودم را آموزش دهم. راستی چرا من این جوری شدم؟ این قصه را گفتم تا به شما فخر بفروشم یا اینکه...؟ این قصه را برای شما شرح دادم تا بگویم چرا به اینجا رسیدم؛ شاید شما هم بتوانید برسید.

● عادت به نظم آهنین

بعضی وقت ها حال آدم خوب است و کارهایش را، خوب و درست انجام می دهد. اما بعضی وقت ها هم حالش خوب نیست؛ یا ناراحت است، یا سر حال نیست، یا سرماخورده یا.... بزرگ ترین عادتی که در خودم پرورش دادم و مرا به اینجا رساند، این بود که 7- خودم را بسیار درگیر انضباط فردی کردم. یعنی کاری را که باید انجام می دادم، به هر قیمتی که بود، انجامش می دادم؛ حتی اگر زمین به آسمان می آمد. آلبرت هیوبارد، نویسنده و ناشر موفق، خیلی بهتر از من انضباط فردی را تعریف می کند. او می گوید: «انضباط فردی، یعنی توان این را در خودتان ایجاد کنید که بتوانید کاری را که باید و لازم است، در زمان تعیین شده انجام دهید. شاید در آن لحظه، دوست داشته باشید این کار را بکنید یا نکنید اما مهم این است که آن کار را انجام دهید؛ چه دوست داشته باشید یا نداشته باشید.» دوست خوبم، وین دایر هم اشاره جالبی به این ماجرا می کند. او می گوید ناشر کتاب هایش، از این همه فعالیتی که می کند، متعجب است و در حیرت که چطور یک نفر می تواند هر روز، این همه کار انجام دهد. او می گوید که هر روز، سر ساعت مشخصی، کار بعدی اش را شروع می کند؛ چه حالش خوب باشد یا نباشد. شما هم این کار را بکنید. محدود می شوید؟ عیبی ندارد. ریل های قطار، درست است که محدودیت ایجاد می کنند اما تنها راه رسیدن به شهر بعدی هستند. درست است که محدود می شوید ولی نیاز است که برای رسیدن به موفقیت، از بعضی خوشی های کوچک بگذرید.

● چرا برایان تریسی، پولدار و موفق شد؟

راز من، در همین عادت هایی بود که از آنها صحبت کردم. نمی دانم اسمش را می شود عادت های میلیون دلاری گذاشت یا عادت های خوشبختی یا عادت های زندگی ساز یا... اصلا مگر اسمش چه فرقی می کند؟ مهم این است که این عادت ها، زندگی مرا شکل داده و عوض کردند. 8- عادت های قبلی من، فقط منجر به تولید فقر و بدبختی می شد اما حالا، عادت هایی دارم که مرا به سرزمین های خوشبختی رسانده اند. حالا می خواهم در اینجا، این عادت ها را با شما در میان بگذارم؛ شمایی که ممکن است در ایران و حتی دیگر کشورهای فارسی زبان، این نوشته ها را بخوانید. از همین فاصله دور و درحالی که به کشور شما هم سفر کرده و آنجا را از نزدیک دیده ام، می گویم که 9- این عادت ها، ارث پدری کسی نیستند. هر کسی می تواند این عادت ها را بشناسد، در خودش شکل بدهد و از آنها، نهایت استفاده را ببرد. چطوری؟ با تکرار. دوست خوبم آنتونی رابینز، جمله فوق العاده ای دارد که در همه سمینارهایش تکرار می کند؛ تکرار، مادر مهارت است. هر عادتی، مثل یک نخ می ماند که دور شما پیچیده می شود. شاید روزهای اول زیاد به چشم تان نیاید اما این نخ ها آنقدر دور شما پیچیده می شوند که بعد از مدتی، طنابی سفت و محکم می سازند و چاره ای برای فرار از دستشان ندارید. تکرار کنید، هر روز تکرار کنید؛ آنقدر تکرار کنید تا اینکه مثل راه رفتن و نفس کشیدن، برای شما عادی و روزمره شود. در این قسمت از مجله، می خواهم عادت هایی درباره موفق شدن و موفق بودن را با شما در میان بگذارم. عمری اگر باقی بود، در شماره های بعدی، رازهای خودم را درباره عادت های دیگر با شما مطرح خواهم کرد. آماده اید؟ پس دنبالم بیاید، تا انتهای این مقاله.

● خوشبین دات کام؛ همیشه

خوشبین شوید. شاید عده ای شما را دست بیندازند، اشکالی ندارد؛ از آدم های بدبین سعی کنید دوری کنید. عده ای چون شکست خورده اند، می خواهند که دیگران هم در فضاهای منفی باشند. از خطر آنها دوری کنید. کسانی که خوشبین هستند، شاد، موفق، بانفوذ و سرشارند. چیز عجیب و غریبی هم نیست. کسانی که خوشبین می شوند، باید مثل خوشبین ها فکر کنند. یک عارف هندی، می گوید که زندگی را با زندگی کردن باید یاد گرفت. خوشبینی را هم باید با خوشبین بودن یاد گرفت. این همه آدم بدبین، چطور بدبین می شوند؟ شما هم می توانید مثل آنها خوشبین شوید. تنها کافی است به چیزی که می خواهید و راه های رسیدن به آن فکر کنید چون 10- بدبین ها به چیزهایی که نمی خواهند و راه های نرسیدنش فکر می کنند؛ پس شما باید عکس آنها باشید.

● لطفا عادت کنید به عملکرد بهتر

عادت به این پیدا کنید که همیشه، عملکرد خودتان را بهتر و بهتر کنید. ارزشمندترین چیزی که در این دنیا دارید، توانایی انجام کارهاست. یک قهرمان المپیک، ارزشمندتر از دیگران است چون توانایی رکوردشکنی را دارد. یک کارگردان برجسته، به این علت زندگی خوبی دارد که توانایی ساخت یک فیلم برجسته را دارد. شما هم می توانید توانایی انجام کارهایی را که دوست دارید، در خودتان پرورش دهید. بعد مدام اندازه بگیرید که عملکردتان، دارد بهتر می شود یا بدتر. 11- راه هایی پیدا کنید برای بهتر و بهتر شدن این عملکرد. لطفا به این عادت، عادت کنید.

منبع:مجله تپش

تحلیلهای مهم کاربردی بر مطالب فوق :

مطالب ارزنده م مفیدی که در بالا از آقای برایان تریسی می بینید ، اینجانب با انتخاب مواردی که شماره گذاری شده است در این قسمت جهت توجه خاص شما عزیزان خواننده نوشته ام و در پایان هم نتیجه گیری ی خودم را به آن اضافه کرده ام

1-      تمام یادگیریهای شما بایستی با هدفمندی در جهت انجام کار و یا انجام کارهائی باشد تا نتیجه بدهد . آگاهی بتنهائی کاربردی ندارد و عملها هستند که کاربرد دارند .

2-      عادت باید در مرکزیت هدف قرار بگیرد و هدف هم باید به انجام کار تبدیل شود تا نتیجه داشته باشد .

3-      بدینگونه شناخت و آگاهی تبدیل به عمل میشود و نتیجه بخش میگردد .

4-      در کدام زمینه ضعیف هستید ؟ بشناسید و با زمانبندی ، ضعفتان را کاهش دهید و یا از بین ببرید ، تبدیل به قوت میشود.

5-      شما غول یادگیری هم که شدید ، نسبت بکارگیری یادگیریهایتان نشان موفقیت شماست .

6-      نا رضایتی مناسب ، نقطه ی ارزشمندی برای موفقیت است . اگر تبدیل به چاره اندیشی شود و راهکار مناسبی کشف شود و به اجرا در آید . اجرا ، اجرا ، اجرا ، مهمترین بخش هدفمندی است و بدون آن هدفمندی معلول است .

7-      انظباط فردی و گروهی و اجتماعی ، قدرتمندی است ، از آن غافل نشویم .

8-      چگونه میشود عادتهای فقر و بدبختی را که اجرا شده اند تغییر داد و آنها را به عادتهای موفقیت و توانمندی و قدرتمندی که نتایج گلستانسازیش را ببینیم تبدیل کرد ؟ عمل است که چنین کاری را به نتیجه میرساند .

9-      اینجا توضیحی هم لازم است که عادتهای منفی و تن دادن به کم سوادی و بیسوادی ، ضمنا" ارث پدری که چه عرض کنم ، ارث نسل اندر نسل است که انسانها روز به روز با کشفیات جدید و اقدامات ارزنده ، بصورت لاک پشتی اثرات منفی این عادتها را خنثی می کنند و برای آیندگان به ارث میگذارند .

10-  خوشبینی با ساده اندیشی فرق می کند . اشتباه نکنید که انسانهای خوشبین ، بدیها را خوب نمیبینند بلکه توجهشان به جنبه های واقعی موارد خوشبینی است و نسبت به جنبه های منفی ، علیرغم شناخت خوب ، توجه چندانی نمیکنند و از آنها گریزانند . دائم منفی ها را کوچک بشمارید و از آنها دوری کنید و مثبت ها را تا اندازه ای بزرگنمائی کنید و کمی هم در مورد آنها مبالغه بد نیست اما نه زیاد .

11-  نتیجه ی تمام زحمات من و شما در تلاش برای یادگیری و افزایش آگاهی و ریختن طرحهای مختلف و هدفگیریها ، فقط و فقط در نتیجه ی نهائی آن خودش را نشان میدهد و آن عمل است که اگر عمل نباشد تمامی زحماتمان در این مورد خاص ، معلق میمانند و بی نتیجه میشوند . به این مسئله ی خیلی مهم دقت کافی بکنیم .

نتیجه گیری :چقدر خوب میشود که انسانهای تحصیل کرده و فهیم و دانشمند و متفکرین سالم اندیش کشورمان که طعم شیرین خوشبختی و موفقیت را چشیده اند به میدان عمل بیایند و حرکتهای جمعی و اجتماعی و گروهی موفقیتها را راه اندازی کنند و روشمندانه برای این حرکت ارزشمند هدفمندانه طرحهائی بریزند و با کمک گیری از دیگر متفکرین سالم اندیش جامعه ی خود را دگرگون کنند که این کار شدنی است و همت و انگیزه و اشتیاق شدید گروهی را میطلبد که بایستی توانمندیمان را در این جهت ارزشمند ، کشف کنیم و اجرائی نمائیم که گلستان سازان جامعه ی خودمان شویم .

مدیر قویترین موسسه علمی ، فرهنگی و هنری

گاندی دیجیتال زمان

مهندس یحیی ملک اذری تلفن : 09126793617

1399/4/5

 

اثرات معجزه آسای علم کاربردی را بعینیت ببینیم

 

 

 

اثرات معجزه آسای علم کاربردی را بعینیت ببینیم

          علم کاربردی است ، و میتوانیم به کوچه و بازار هم بیاوریم . اما قبل از این ضروری است که صاحبان علمِ کاربردی ، که توشه های ارزنده ای از آن را در چنته دارند و انگیزه ی قوی هم به ارائه آن و تبادل نظر با دیگر صاحبان علمِ کاربردی دارند ، بایستی به میدان بیایند . میدانی که برای آنها ایجاد شده است همان جامعه ای است که در آن زیست میکنند . نگوئید که ما در این جامعه علم و دانش و آگاهیمان را در محیط کاری خودمان عرضه میکنیم و همان کافی است . یعنی ارائه ی کار صنفی خودمان در محیط کاری که محدود به ساعات اداری است و بیشتر جنبه ی تامین معاشمان میباشد و نه بیشتر . نه ، اینچنین نیست . تمام ساعات کاری برای فراهم کردن خوراک فکری و رفاهی به تمامیت هر بیست و چهار ساعتی که در هر شبانه روز داریم ، در نظر گرفته میشود که چندین برابر زمانی است که ما راندمان علمی و آگاهی و دانش کاربردیمان را به جامعه پیشکش میکنیم . که مهم تر از همه آن است که چقدر در عمل و بصورت کاربردی در جامعه ی خودمان اثر گذاری داریم ؟ و چقدر میتوانیم اثر گذاری کاربردی داشته باشیم . اصلا" علم کاربردی معنای واقعیش در جامعه ی ما شناخته شده است ؟ خیر ! هرگز ! ما هر آنچه را میدانیم از راست و دروغ و درست و غلط را ، علم میدانیم و تمامیت فکرِ خودمان را نیز مرکزیت علم تلقی میکنیم و به همین علت است که با هرکس صحبت میکنیم ،  به راحتی و قاطعیت میتوانیم بگوئیم که من این را قبول دارم و یا من این را قبول ندارم . چقدر از این دانسته هائی که در " من " گنجانده شده است با علم تطابق دارد برایمان مهم بوده است ؟ بله ، اگر چنانچه با علم آشنائی خوبی داشته باشیم و فقط علم را منحصر به پشت میزِ دانشگاهها ندانیم و وقتی از علم صحبت میشود به جنبه های کاربردی آن توجه کنیم که در عینیت ما قرار دارد . در غیرِ اینصورت بله به خیر تبدیل میشود .  شاطری که نان میپذد ، ضمن این که با تجربه پخت نان را فراگرفته است به درون دانش پخت نان نفوذ کرده است که نانش سوخته نیست ، شور و یا بی نمک نیست . خمیر نیست و پخت آن به اندازه است و نسوخته است . این یک عینیت از علمِ کاربردی است که تمامیت زندگی ما را احاطه کرده است ولو این که ما ، با ماهیت واقعی علم بیگانه باشیم . از شاطری که بهترین نان را میپذد ، اگر بپرسیم آشنائیت با علم چقدر است ؟ میگوید که من بیسوادم . یعنی پشت میز نشین نبوده ام و حتی در پشت میزِ مدرسه هم ننشسته ام . از مدیر کلی که پشت میزش نشسته است چنین سئوالی بکنیم ، ممکن است بگوید که عمرِ من در پشت میزها سپری شده است . چرا بایستی علم را برای پشت میزها منحصر کنیم و غیر از پشت میزها ، یا علم را نشناسیم و یا افراط و تفریط در مورد آن بکنیم و ماهیت علم گُم شود . علمِ کاربردی را چنان بجامعه تقدیم کنیم که خودمان با حلقه های زنجیره ی آن آشنائی خوبی داشته باشیم و دلائل روشنی هم برای آگاهیهایمان داشته باشیم و مهم تر از همه این که کاربردش در عینیت زندگی خودمان ، خانواده و جامعه ی خودمان نیز به عینیت برسند و رشد آفرین باشند . با چنین علمی به دل جامعه برویم و بادیگر صاحبنظران نیز تبادل فکری بکنیم و نتایج عینش را روز بروز ملموس و ملموس تر ببینیم ، درست به همان شکلی که شاطر نتایج رضایتمندی مشتریانش را می بیند و همه روزه تداوم دارد . هر کس علمی دارد به میدان آید و صحنه های لحظه به لحظه ی اجتماع خودش را اشباع کند و ما حضور عینی علم کاربردی را در قدم به قدم خودمان ببینیم و از مزایایش بهره مند شویم .

***

علممان جای عمل دارد  به میدان  آوریم                   کاربردی    میشود      در   علم   عینیت   ببین

حلقه ی زنجیره دارد علم  و  دانائی  بشر                   تو  چنین  گنجینه   را  با   ارزش  هستی   بخر

کاربردی کن تو این گنجینه را در جامعه                   گر  درخشانی  نسازد  نور  را  ارزد  به  چه ؟

مستی ی علمِ بشر  اعجازِ  تاریخی   کند                   هر که چون سازد محیطش جهل میگردد چه بد

کاربردی کن ، اثر آور  به  میدان  عمل                   علم   اگر   میدان   نیاید   اصلِ   آن باشد  بَدَل

با عملهای  قوی  هرجا   گلستان  میشود                   در  گلستانها    عملهای    بشر ،  جان   میشود

جان بگیرد جامعه از رشدِ دانش ، کاربر                   تو   بیا   دانائیت    را    در   عملها      کاربر

کاربردِ  دانشت  عینیتِ   اجرائی  است                   نقشِ   دانش   در نمودِ   هر  تمدن جاری است

جامعه   مهد   تمدن سازِ   دانایان   شود                   جهل  را   نابود   کن  دانش  به   اوجش میرود

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

تلفن :09126793617

جمعه 1399/4/20 

 

 

 

جملات عاشقانه انگلیسی و ترجمه – دکتر زبان

 

 

 

 

 

جملات عاشقانه انگلیسی و ترجمه – دکتر زبانجملات عاشقانه

1. Every day I look at you and feel love and inspiration.

هرروز تو را می نگرم و احساس عشق و الهام بخشی میکنم.

2. If I were spelling out my favorite thing in the world, it’d be spelled “Y-O-U”

اگر می خواستم چیز مورد علاقه ام را در دنیا رو هجی کنم به این صورت هجی میشد: تو

 

 

3. I don’t even want to think about what life would be like without you.

حتی نمی خواهم  به این موضوع فکر کنم که زندگی بی تو چگونه خواهد بود.

 

 

4. Everything you do in my life adds to my happiness, subtracts from my sadness, and multiplies my joy!

هر چه کنی شادی ام افزون، غمهایم کاسته و شادی ام را دو چندان می کند!

 

 

5. I can’t wait to spend the rest of our lives together.

بی صبرانه منتظرم تا بقیه عمرمان را با هم زندگی کنیم.

 

 

6. Sometimes I can’t stop looking at you… you look too damn good.

گاهی نمیتوانم از نگاه کردن به تو دست بردارم. تو بیش از حد زیبایی.

 

 

7. You are the person I want to spend my life with my soul mate.

تو تنها کسی هستی که میخواهم عمرم را با او سر کنم ای همزاد روح من.

 

 

8. You are the sunshine in my day and the moonlight of my nights.

تو درخشش خورشید روزهای منی و نور مهتابِ شبهای من.

 

 

9. I just wouldn’t feel complete without you.

بدون تو حس میکنم که کامل نیستم.

10. I can’t believe how hard I’ve fallen for you.

باور نمی کنم تا این اندازه تو را این قدر دوست دارم.

بر گرفته از متن های " دکتر زبان " 30/3/99

 

 

 

 

جملات عاشقانه

 

 

جملات عاشقانه

جملات عاشقانه جملات عاشقانه

 

 

 

جملات عاشقانه انگلیسی و ترجمه – دکتر زبان

1. Every day I look at you and feel love and inspiration.

هرروز تو را می نگرم و احساس عشق و الهام بخشی میکنم.

2. If I were spelling out my favorite thing in the world, it’d be spelled “Y-O-U”

اگر می خواستم چیز مورد علاقه ام را در دنیا رو هجی کنم به این صورت هجی میشد: تو

 

 

3. I don’t even want to think about what life would be like without you.

حتی نمی خواهم  به این موضوع فکر کنم که زندگی بی تو چگونه خواهد بود.

 

 

4. Everything you do in my life adds to my happiness, subtracts from my sadness, and multiplies my joy!

هر چه کنی شادی ام افزون، غمهایم کاسته و شادی ام را دو چندان می کند!

 

 

5. I can’t wait to spend the rest of our lives together.

بی صبرانه منتظرم تا بقیه عمرمان را با هم زندگی کنیم.

 

 

6. Sometimes I can’t stop looking at you… you look too damn good.

گاهی نمیتوانم از نگاه کردن به تو دست بردارم. تو بیش از حد زیبایی.

 

 

7. You are the person I want to spend my life with my soul mate.

تو تنها کسی هستی که میخواهم عمرم را با او سر کنم ای همزاد روح من.

 

 

8. You are the sunshine in my day and the moonlight of my nights.

تو درخشش خورشید روزهای منی و نور مهتابِ شبهای من.

 

 

9. I just wouldn’t feel complete without you.   

بدون تو حس میکنم که کامل نیستم.

10. I can’t believe how hard I’ve fallen for you.

باور نمی کنم تا این اندازه تو را این قدر دوست دارم.

بر گرفته از متن های " دکتر زبان " 30/3/99

 

 

 نتیجه تصویری برای عکس + عاشقانه ها

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن در مغزِ جمعی میسر است

 

 

 

 

 

جامعه ی سالم با تصور دقیق و حک کردن آن  در مغزِ جمعی میسر است

بخش 1 از 3

          متفکرین زیادی در مورد ساختن جامعه ی سالم اندیشیده اند و کتابهای ارزنده ای هم در این زمینه نوشته شده است . اما چرا اثراتی از یک جامعه ی کوچکی هم مانند یک شهرک در دنیا وجود ندارد که نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد ؟ اریک فروم در این مورد زحمات زیادی کشیده است و کتابهای ارزنده ای هم به متفکرین جهانی عرضه کرده است که بسیار هم ارزشمندند و دائما" هم طرفداری زیادی از نوشته هایش شده است . بیائید جور دیگر عمل کنیم تا بتوانیم ذهن جامعه ی سالم را ، نه تنها در مغزِ خودمان حک کنیم ، بلکه بصورت گروهی و جمعی ، در مرحله ی اول بصورت ذهنی دقیق و کاربردی و قابل پیاده کردن چنین جامعه ای را در مغزهای جمعی خودمان چنان حک کنیم که در صد قابل قبولی از میانگین امتیازات حک شده در مغزهای گروهی و جمعیمان عینیت یابد . اگر چنین شود حتما" و حتما" چنین گروه و جمعی ، قادر خواهند شد که حداقل برای جمعیت مورد نظر خود ، با کمک گیری دقیق و کامل از همفکریها و هم افزائیهای این افراد چنان جامعه ای را ایجاد کنند و نمونه ی عملی یک جامعه ی سالم باشد .

ویژگیهای چنین جامعه ای چیست ؟ : اریک فروم در کتاب جامعه ی سالم – ترجمه ی اکبر تبریزی در بخش سرمایه داری قرن نوزدهم میگوید :اقتدار بمعنای داشتن ثروت و صلاحیت بدنی نیست . اقتدار به نوعی از روابط بینِ مردم است که در آن یکی به منزله ی بالادست دیگری است ولی بین آن نوع روابط بالادستی و زیر دستی که می توان اقتدارِ " منطقی " دانست با رابطه ی " باز دارنده " یا غیر منطقی فرق است .

          و ادامه میدهد که : مثالی این موضوع را روشن میکند . رابطه ی بین معلم و شاگرد و خواجه و بنده هر دو بر مبنای بالا دستی یکی بر دیگری است . هدف و علاقه ی معلم و شاگرد یکی است . رضای معلم در گسترش دادن معلومات شاگردش است و عدم موفقیت در این راه ، شکستِ هر دو خواهد بود . ولی خواجه و مالکِ برده ، میخواهد تا سر حدِ امکان از بنده اش بهره کشی کند . هر چه بیشتر بهتر . ضمنا" برده کوشش دارد که هر چه کمتر وسیله ی سودِ اربابش باشد . مسلما" روابط این دو خصومت آمیز است ، زیرا سودِ یکی در زیانِ دیگری است . مفهوم بالادستی در این دو مورد متفاوت است . در مورد اول هدف کمک به زیر دست است ، در مورد دوم فقط استثمار موردِ نظر است . ( صفحه 126 کتاب )

          اگر متفکرین که میخواهند یک نمونه ی عملی جامعه ی سالم را در وحله ی اول در مغزِ جمعی خودشان حک کنند و فقط به فقط در این محدوده ی ویژگیها به توافق دقیق برسند و به اجرا در آورند . و هر یک از این متفکرین پایه گذار عملی ی این فکرِ ارزشمند باشند . بایستی به یک سری ریزه کاریهای پنهان توجه خاص بکنند که بدین شرح میباشند .

1-  جامعه ی نمونه ای را که به عنوان یک کمپین سالم اندیشان در ذهنشان نقش می بندد ، جامعه ای است که همگی آنها توانمندند که اقتصادِ زندگی خودشان را مدیریت کنند و هرگز نبایستی دامنه ی فقر و یا زیرِ خط فقر در آن تصور شود که ذهنها در چنین باتلاقی گرفتار شود و تمام فرصت طلبانِ سود جو نیز از طریق همین واژه ها ، به سودهای کلان برسند . اگر چنانچه در عمل عده ی معدودی هم در این محدوده قرار داشته باشند ، رفتارِ همگی به آن با بی تفاوتی صورت میگیرد که خودِ این قشر ، با تلاش مضاعف راهکارهای منطقی را پیدا کنند و از این باتلاق خارج شوند .

2-  ثروتمندی بصورت عیب دیده نشود مگر این که موردِ دقیق فساد ، با هوشمندی و تیز بینی شناسائی شود که در آنصورت در دَم تمام افراد آن کمپ و مسئولین با یک نسبت حساسیت با آن مقابله میکنند و در حد اقل مدت زمان جلوی فساد گرفته میشود . پس با این حساب ثروت عیب نیست و فقر و فلاکت و بدبختی عیبِ بزرگی است که در وحله ی اول خود فقیر شدیدا" زیر سئوال میرود و ترحم بی معنا به او بزرگترین زمینه ی تشویق فقیران ، به ادامه و رشد فقر و نگاهِ فقیرانه است . اینها مقصرند و بایستی بدون ترحم به آنها با شیوه ی از نوع نگاه بالادست به پائین دست معلمی ، آنها را بطرف توانمند سازی سوق داد ، ضمن این که مقصر بودن آنها کتمان نمیشود و مسلما" آنها به نسبت نشان دادن ضعفشان مقصرند که هرگز نباید کم و بی ارزش تلقی شود و در سرزنش آنها نیز نباید افراط شود . ولی دائما" بایستی تقصیرشان تکرار و گوشزد شود که بتوانند با تلاش زیاد ، خود را از مهلکه نجات دهند .

3-  نگاه بالادستی به پائین دستی از نوعِ خواجه و بنده ، و حتی از نوعِ رقیق آن فساد و شروع فساد هست که بایستی تمام ساکنان کمپ و مسئولین سالم اندیش و متفکر ، با آن شدیدا" برخورد کنند تا امکان رشد یافتن آن فوری از بین برود .

4-  در چنین کمپی که بدون توجه به نسبت دارائی هر فرد فقط و فقط با عملهای فسادی مقابله میشود و دارائی منطقی و معقول و به دور از فسادِ هیچ کس زیرِ ذره بین فسادنگرانه قرار نمیگیرد و منطق عقلانی و هوشمندانه ی رشد سرنشینان آن کمپ با تیز بینی پیگیری میشود .

مسلما" موارد بیشتر از این چهار مورد است که در صورت شناخته شدن با توجه به اهمیتش به این چهار مورد اضافه خواهد شد .

***

       ذهن   را  آماده   کن تا کمپمان برپا شود                    سالم اندیشی ، قوی در کمپان اجرا   شود

       کمپ نو اندیشه سازان ، با روالِ  کارساز                   با هم  اندیشی  بیابی  فکرِ   کارآئیِّ   باز

      با  تلاشِ   چشمگیر   و همت  والای  ما                    در گروگان  میرود این همتِ ما هر کجا

       پُر تلاشان با هدف رویای خود را   یافتند                   صحنه های  زندگی   را  در تمدن بافتند

       با هم افزائیّ و همسوئی ، به اهدافِ  قوی                  گر کنی همت  بدان،هر دم قوی ترمیشوی

              صحنه سازید و به کمپِ سالم اندیشی برید                  مشتری دارد  متاع   خوب  را  باید   خرید       

       تو  متاعِ    فکرِ سالم  را   بعینیت   رسان                 می خَرَد انسان سالم ، راغبش  باشد   بدان

              سستی از شفاف سازیهای انسان بوده است                 هرکه سستی را کند  نابود  گنج  آرد  بدست        

              اصلِ اجرا را  نکن دانا ، رها  بر دیگران                 در عمل میدان بیا این اصل  را جدی   بدان        

          کارِ  نیکو  را  عمل سازی    نهائی میشود                 در  بهانه یا که سستی میشود این   کار بد   

         گوی و میدان  را  تفکرهای پویا   پُر  کند                هر عمل   باید که این گنجینه را پُر دُر کند

مهندس یحیی ملک آذری / گاندی دیجیتال زمان

پژو هشگر اجتماعی ، نویسنده ، شاعر و طنز پرداز

تلفن :09126793617

چهارشنبه1399/4/25